
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلد اول: دره طلسم شده ـ قسمت اول)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلد اول: دره طلسم شده ـ قسمت اول)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01 نوشتهی احمدرضا صالحی اثری است در فضای فانتزی و ماجراجویانه که شنونده را از همان سطرهای آغازین به دل جنگلی برفی، قطاری مرموز و جهانی پر از موجودات ناشناخته میبرد. در این کتاب صوتی با ترکیبی از جادو، موجودات اسطورهای، درهای طلسمشده و سرنوشتی پنهان روبهرو هستیم که بهتدریج در طول قسمتهای مختلف سریال روشن میشود. احمدرضا صالحی در این قسمت، آغاز ماجرای آریا را روایت کرده است؛ پسری که در پرورشگاه بزرگ شده، گذشتهاش در هالهای از ابهام است و تنها نشانهی هویتش، جای سوختگی عجیبی روی سینهاش و توانایی دیدن موجوداتی است که دیگران آنها را نمیبینند. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و با حضور چندین صداپیشه در نقشهای مختلف تولید شده و حالوهوای یک نمایش رادیویی پرشخصیت را تداعی میکند. دیالوگها، افکتهای صوتی و تنوع صداها باعث شدهاند که فضای جنگل برفی، قطار، پرورشگاه و کلبهی مرموز در اعماق جنگل برای شنونده قابلتصور و زنده باشد. نشر احمدرضا صالحی آن را منتشر کرده است و این قسمت، بهعنوان آغاز یک سریال بلند، بیشتر بر معرفی جهان میدگارد، شخصیت آریا و نخستین برخوردهای او با نیروهای ناشناخته تمرکز دارد تا شنونده را برای ادامهی ماجرا آماده کند.
درباره کتاب سریال صوتی میدگارد (جلد اول: دره طلسم شده ـ قسمت اول)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01 داستان خود را با تصویری سینمایی از جنگلی پوشیده از برف، سکوت سنگین، صدای قطاری که از دل مه نزدیک میشود و ماری سیاه و غولپیکر آغاز میکند که ناگهان به مردی سالخورده با موها و ریش جوگندمی بدل میشود. در همان دقایق ابتدایی، شنونده با دو چهرهی قدرتمند و مرموز روبهرو میشود؛ مردی که از دل پوست مار بیرون میآید و زنی جوان و باشکوه که از میان شعلههای آتش زاده میشود. گفتوگوی این دو دربارهی «فرزند دیگر» و مأموریتی که باید انجام شود، فضای کلی جهان میدگارد را ترسیم میکند؛ جهانی که در آن حکومتهای چند هزار ساله، موجودات جادویی، قطاری که حامل شخصیتی مهم است و درهای طلسمشده در پسزمینه حضور دارند. در ادامهی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01، همین مرد مرموز در واگن شمارهی ۱۵ قطار ظاهر میشود، نامهای مهرومومشده را در روزنامهی جوانی سیهمو و آرام پنهان میکند و از تعقیب و خطر سخن میگوید؛ جوانی که بعداً میفهمیم همان آریاست. در بخش بعدی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01، روایت به گذشتههای دور آریا برمیگردد؛ به روزهایی که او در پرورشگاهی نزدیک جنگل زندگی میکرده است. این قسمت، همزمان دو فضا را پیش میبرد: از یکسو زندگی روزمره و تلخ آریا در پرورشگاه، تمسخرها و آزارهای بچهها، سختگیری فتاح رئیس پرورشگاه و مهربانی تنها حامیاش یعنی خانم صدری؛ و از سوی دیگر، مواجههی تدریجی او با جهانی پنهان از چشم دیگران؛ جهانی که در آن دخترکی با چشمان سبز و صورتی شفاف، پیرمردی به نام پسمیر، کلبهای مجلل در اعماق جنگل و موجوداتی شبیه انسان اما متفاوت حضور دارند. ساختار این قسمت بیشتر شبیه یک اپیزود آغازین است که هم گذشتهی شخصیت اصلی را میسازد و هم گرههای اصلی را میکارد: هویت نامعلوم آریا، علامت سوختگی روی سینهاش، توانایی دیدن موجودات دیگر، ترس و واکنش تند پسمیر پس از دیدن آن علامت و اشارههای پراکنده به «فرزند دیگر» و «فراخوانی» که قرار است سرنوشت آریا را تغییر دهد. در پایان قسمت، راوی با جملهی «آنچه در قسمت بعد میشنویم…» شنونده را در اوج تعلیق رها میکند تا ادامهی ماجرا را در قسمت بعدی دنبال کند.
خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد (جلد اول: دره طلسم شده ـ قسمت اول)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01، داستان با صحنهای رازآلود در جنگلی برفی آغاز میشود. ماری سیاه و عظیمالجثه دور تنهی درخت کاج میپیچد، سپس در میان دود سیاه پوست میاندازد و به مردی نهچندان پیر با موها و ریش بلند جوگندمی تبدیل میشود. او با صدایی کلفت سخن میگوید و ناگهان رعد و برقی سرخ به درختی میخورد و از میان شعلهها زنی جوان و بسیار زیبا با لباسهای فاخر بیرون میآید. گفتوگوی این دو نشان میدهد که نقشهای بزرگ در جریان است؛ زنی که «اولیا حضرت» خطاب میشود از «فرزند دیگرش» سخن میگوید و تصمیم میگیرد شخصاً ماجرای «نصف» را پیگیری کند. اشارهی او به قطاری که در حال دور شدن است، خبر از شخصیتی میدهد که در آن قطار نشسته و قرار است فراخوانده شود. روایت سپس به داخل قطار میرود؛ جوانی با شنل و لباسهای مشکی، موهای بلند و چهرهای روشن در واگن شمارهی ۱۵ نشسته و روزنامهای را مقابل چشمانش گرفته است. تکان کوتاه و عجیب قطار را فقط او حس میکند. همان مرد موبلند ناگهان جلوی در کوپه ظاهر میشود، نامهای مهرومومشده را میان صفحات روزنامهی جوان پنهان میکند و از تعقیب و خطر سخن میگوید؛ از اینکه «اونا هم باید دنبالش باشن» و اینکه «زمان فراخوانی فرزند دیگر» فرا رسیده است. مسافران دیگر هیچ واکنشی به حضور او نشان نمیدهند، گویی فقط جوان قادر به دیدن و شنیدن اوست. قطار به آخرین ایستگاه میرسد، جوان بدون هیچ باری پیاده میشود، در خیابانی خلوت قدم میزند و ناگهان در گرگومیش صبحگاهی ناپدید میشود و خود را مقابل کلبهای قدیمی در اعماق جنگل مییابد. قفل کهنهی در، پیش از آنکه او لمسش کند خرد میشود و جوان وارد کلبهای پر از گردوغبار و تار عنکبوت میشود و روی صندلی کنار شومینه مینشیند؛ جایی که خاطرات کودکیاش در پرورشگاه مثل فیلمی طولانی در ذهنش زنده میشوند. بخش عمدهی این قسمت به گذشتهی آریا در پرورشگاه اختصاص دارد. او از همان کودکی در پرورشگاه بزرگ شده، پدر و مادری به یاد ندارد و تنها نشانهی گذشتهاش، سوختگی عجیبی روی سینهاش است که هنگام پیدا شدنش روی بدنش بوده. خانم صدری، تنها کسی که با او مهربان است، بارها داستان شبی را تعریف کرده که آریا را در برف، پیچیده در پارچهای ابریشمی پیدا کرده است. آریا در پرورشگاه «آریا پری» لقب گرفته؛ چون دیگران او را خیالباف میدانند. او موجوداتی را میبیند که از دل جنگل بیرون میآیند؛ شبیه انسان، با قدی کشیده، موهای بلند و چهرههایی بسیار زیبا. بچههای دیگر او را مسخره میکنند، کریم و دار و دستهاش آزارش میدهند و فتاح، رئیس پرورشگاه، با کوچکترین بهانهای او را تنبیه میکند. تنها پناه آریا درخت بید پیر کنار جنگل است که ساعتها روی شاخههایش مینشیند و به موجوداتی فکر میکند که میبیند و دیگران نمیبینند. نقطهی عطف ماجرا زمانی است که شاخهی گلی که گروهی از آن موجودات در حال بازی با آن هستند، ناگهان جلوی پای آریا میافتد. او گل را برمیدارد و به دخترک میدهد، اما دختر با وحشت فریاد میزند «اون ما رو میبینه» و همراه دیگران به سمت جنگل فرار میکند. کمی بعد پیرمردی با موهای سفید و ریش بلند، با لباسی سفید و چهرهای روشن از دل جنگل به سمت آریا میآید. او خود را پسمیر معرفی میکند و آریا را به کلبهای مجلل در اعماق جنگل میبرد؛ جایی که همان دخترک، تینا، نشسته است. پسمیر از آریا میپرسد که کیست، چرا میان آدمیزادها زندگی میکند و چرا میتواند آنها را ببیند. وقتی آریا با عصبانیت از پدر و مادر ناشناختهاش میگوید و یقهی پیراهنش را میدرد تا جای سوختگی روی سینهاش را نشان دهد، پسمیر با دیدن آن علامت وحشتزده میشود، او را از کلبه بیرون میکند و به تینا هشدار میدهد که دیگر به آن اطراف نرود. آریا ناگهان در میان نوری شدید و سرمایی گزنده به جنگل برمیگردد؛ کلبه، پسمیر و تینا ناپدید شدهاند و فقط شاخهی گل خشکیدهای جلوی پایش مانده است. آریا با شاخهی گل به پرورشگاه برمیگردد، آن را زیر بالشش پنهان میکند و سعی میکند ماجرا را در ذهنش مرتب کند. روز بعد، در حالی که هنوز درگیر سؤالهایش است، دوباره به جنگل میرود تا کلبه را پیدا کند، اما در تاریکی جنگل گم میشود، دیر به پرورشگاه برمیگردد و اینبار فتاح او را بهخاطر رفتن به جنگل به تمیزکردن توالتها تا شب مجبور میکند. خستگی، گرسنگی و ناامیدی بر او غلبه میکند، اما شاخهی گل شکسته را همچنان در دست میگیرد و با فکر کردن به پسمیر، تینا و علامت روی سینهاش به خواب میرود. در پایان، راوی با چند جملهی کوتاه از گفتوگوی آریا و تینا در آینده، شنونده را برای ادامهی جستوجوی آریا در قسمت بعد آماده میکند.
چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد (جلد اول: دره طلسم شده ـ قسمت اول) را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01 برای شنوندهای که به جهانهای فانتزی و پررمزوراز علاقهمند است، یک شروع کنجکاویبرانگیز بهشمار میآید. این قسمت، بیش از آنکه درگیر نبردها و رویدادهای بزرگ باشد، روی ساختن فضای جهان میدگارد و شکلدادن به شخصیت آریا تمرکز کرده است؛ پسری که در مرز میان دو جهان قرار گرفته، از کودکی با برچسب «دیوانه» و «خیالباف» زندگی کرده و حالا نشانههایی از پیوندش با نیروهای ناشناخته آشکار میشود. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای دنبالکردن روند شکلگیری هویت آریا؛ از کودکی در پرورشگاه تا لحظهای که میفهمد دیگران هم میتوانند او را ببینند و حضورش برای جهانهای دیگر بیمعنا نیست. در این کتاب صوتی، ترکیب صحنههای احساسی پرورشگاه، تنهایی و طردشدگی آریا با صحنههای جادویی جنگل، کلبهی مرموز و موجودات نامرئی، فضایی دوگانه میسازد که هم به احساس همذاتپنداری نزدیک است و هم حس کشف و ماجراجویی را زنده نگه میدهد. گروه گویندگان با تعدد صداها، شخصیتهای مختلف را از هم متمایز کردهاند؛ از لحن خشن فتاح و تمسخرآمیز کریم تا صدای آرام و مهربان خانم صدری و لحن مرموز پسمیر. این تنوع صوتی باعث میشود شنیدن ماجرا شبیه تماشای یک سریال باشد که هر قسمت آن با تعلیق به پایان میرسد. برای کسانی که دنبال یک داستان دنبالهدار هستند، این قسمت نقش مقدمهای را دارد که گرههای اصلی را میکارد، سؤالات مهمی دربارهی گذشته و سرنوشت آریا طرح میکند و شنونده را برای ادامهی مسیر در قسمتهای بعدی آماده نگه میگذارد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت01 به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی، جهانهای جادویی و روایتهای دنبالهدار علاقهمند هستند. همچنین به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میشود که با موضوعاتی مثل احساس تنهایی، متفاوتبودن، طردشدگی در جمع و جستوجوی هویت درگیرند و دوست دارند این دغدغهها را در قالب یک ماجرای پر از جادو و راز دنبال کنند. برای علاقهمندان به نمایشهای رادیویی و کتابهای صوتی چندصدایی که در آن شخصیتهای متعدد با صداهای مختلف حضور دارند نیز این کتاب صوتی انتخاب مناسبی است.
زمان
۵۷ دقیقه
حجم
۱۳۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵۷ دقیقه
حجم
۱۳۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد