کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش پانزدهم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش پانزدهم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش پانزدهم)

نویسنده:سم لیک
انتشارات:استودیو نوار
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی مکس پین (فصل اول ـ بخش پانزدهم)

کتاب صوتی 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) نوشته سم لیک با گویندگی گروه گویندگان داستان مکس را در واپسین و نفس‌گیرترین لحظات این ماجرا دنبال می‌کند. شنونده در این قسمت پایانی وارد دنیایی می‌شود که در آن مرز میان کابوس و واقعیت، عشق و خیانت، انتقام و رهایی به‌سختی قابل‌تشخیص است. استودیو نوار این کتاب صوتی را با تمرکز بر فضاسازی تیره، باران‌های بی‌وقفه، صدای آژیرها و زمزمه‌های ذهنی مکس منتشر کرده است تا شنونده در دل آخرین رویارویی‌ها و انتخاب‌های او قرار بگیرد. در این کتاب صوتی، مکس پین در اوج فرسودگی جسمی و روانی، هم‌زمان با تعقیب دشمن اصلی خود ولادیمیر وودن، با خاطره‌های سوخته‌ی عشق، احساس گناه و سرنوشت محتومش روبه‌رو می‌شود. گویندگان با تقسیم نقش‌ها و تغییر لحن‌ها، شخصیت‌هایی مثل مونا، ولادیمیر و آلفرد وودن را از دل متن بیرون کشیده‌اند و به شنونده نزدیک کرده‌اند. فضای اثر سرشار از مونولوگ‌های درونی، تصویرهای تیره، و صحنه‌هایی است که بیشتر شبیه مرور یک زندگی شکست‌خورده زیر باران است تا صرفاً یک تعقیب و گریز پلیسی. درنهایت نشر نوار آن را منتشر کرده است تا قسمت آخر این سریال صوتی، حلقه‌ی پایانی زنجیره‌ی رنج، عشق و انتقام مکس پین باشد.

درباره کتاب 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر)

کتاب صوتی 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) ادامه‌ی مستقیم قسمت‌های پیشین این سریال است و سم لیک در آن، مکس را در نقطه‌ای قرار داده است که دیگر چیزی برای از دست‌دادن ندارد. متن کتاب سرشار از تصاویر کابوس‌وار است؛ از حرکت روح‌گونه‌ی مکس در صحنه‌ی جرم و دیدن جسدی که به سرش شلیک شده تا تبدیل‌شدن همان صحنه به راهروهای اداره پلیس نیویورک و بیمارستانی که در آن جیم براوورا زیر آتش گلوله از پا درمی‌آید. شنونده در این کتاب صوتی با ذهنی روبه‌رو است که مدام بین گذشته و حال، خواب و بیداری، و حس گناه و خشم جابه‌جا می‌شود. باران بی‌وقفه، آژیرها، شعله‌های آتش و سقف‌های شیشه‌ای درهم‌شکسته، عناصر تکرارشونده‌ای هستند که فضای اثر را می‌سازند و نشان می‌دهند که جهان مکس چیزی جز میدان رنج و حساب‌کشی نیست. در کتاب صوتی 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) ماجرا به عمارت وودن می‌رسد؛ جایی که قرار است سرنوشت مکس، مونا، ولادیمیر و آلفرد وودن در آن رقم بخورد. متن کتاب به‌جای تقسیم‌بندی کلاسیک به فصل‌های شماره‌گذاری‌شده، بیشتر شبیه یک جریان پیوسته از صحنه‌ها و موقعیت‌هاست که هرکدام حال‌وهوای مشخصی دارند؛ از «کابوس و جسد گلوله‌خورده» و «بیمارستان و ترور براوورا» گرفته تا «راهروی آپارتمان زیر باران»، «ورود مخفیانه به عمارت وودن»، «خیانت و اسلحه‌ی نشانه‌رفته‌ی مونا» و درنهایت «سقوط از پله‌ها و شلیک‌های پایانی». در این مسیر، جملات کلیدی مثل «ما به دنیا اومدیم تا رنج ببریم» و تأکید مکس بر این‌که مهم نیست چطور شروع می‌کنیم و مهم این است که چطور تمامش می‌کنیم، به‌عنوان ستون‌های فکری کتاب عمل کرده است. شنونده در طول این قسمت پایانی، هم‌زمان با تعقیب ولادیمیر، شاهد فروپاشی درونی مکس و مواجهه‌ی او با معنای عشق، مرگ و تقدیر است.

خلاصه کتاب 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! در کتاب صوتی 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) داستان با کابوسی آغاز می‌شود که در آن مکس مثل روحی سرگردان اطراف جسد خود حرکت می‌کند. صحنه‌ی جرم، پلیس‌ها، برچسب‌های ورود ممنوع و اتهام شلیک‌کردن به مردی ناشناس، همه در چشم‌برهم‌زدنی به اداره پلیس نیویورک و تخت بیمارستانی تبدیل می‌شود که جیم براوورا روی آن دراز کشیده است. با ورود مهاجمی ناشناس و شلیک به براوورا، مکس دوباره به جایی دیگر پرتاب می‌شود؛ راهروی آپارتمانش زیر باران شدید. در این‌جا با نسخه‌ای دیگر از خودش روبه‌رو می‌شود؛ کپی‌ای دقیق که او را قاتل پلیس‌ها خطاب می‌کند و فرار می‌کند. صدای زنی در ذهن مکس او را به بیدارشدن فرامی‌خواند و شنونده همراه او وارد صحنه‌ای می‌شود که در آن مونا در میان شعله‌های آتش بالای سر مکس ایستاده است. مکس درحالی‌که نیمه‌جان است تصمیم می‌گیرد به عمارت وودن برود؛ جایی که به‌گفته‌ی خودش تقدیر او و مونا به آن گره خورده است. او می‌داند این سفر پایان خوشی نخواهد داشت اما تأکید می‌کند برای آدم‌هایی مثل او مهم نیست چطور شروع می‌کنند مهم این است چطور تمامش می‌کنند. باران همچنان می‌بارد و مکس به عمارت می‌رسد. ورودی اصلی بسته است اما مونا با لمس بخشی از یک مجسمه‌ی سنگی در مخفی را باز می‌کند؛ نشانه‌ای از این‌که قبلاً با وودن کار کرده و اسرار عمارت را می‌داند. مکس جلوتر می‌رود اما ناگهان ضربه‌ای محکم به سرش می‌خورد، دست‌هایش از پشت پیچانده می‌شود و اسلحه‌اش را از دست می‌دهد. وقتی به خود می‌آید می‌بیند مونا بالای سرش ایستاده و اسلحه‌اش را به‌سوی او نشانه گرفته است. در این نقطه، متن کتاب روی مفهوم عشق تمرکز کرده است؛ این‌که عشق چشم را به روی واقعیت می‌بندد و اجازه نمی‌دهد حرف هیچ‌کس باور شود. مونا اعتراف می‌کند که از مکس استفاده کرده تا به ولادیمیر برسد و می‌گوید وقتش رسیده یک‌بار هم برای خودش کاری انجام دهد. بااین‌حال نمی‌تواند شلیک کند و اسلحه را کنار می‌زند. درست در همین لحظه «شبح سفیدپوش» از سایه‌ها بیرون می‌آید و به مونا شلیک می‌کند. مکس او را در آغوش می‌گیرد؛ صحنه‌ای که برای او یادآور مرگ زن دیگری است که سال‌ها پیش در آغوشش جان داده بود. شبح درواقع ولادیمیر است که با خونسردی به سخنان مونا گوش داده و در لحظه‌ی مناسب شلیک کرده است. کمی بعد آلفرد وودن با صندلی چرخدار وارد می‌شود و ولادیمیر با بی‌سیم تأیید می‌گیرد که همه‌ی بمب‌ها در عمارت کار گذاشته شده‌اند. وودن به او حمله می‌کند اما با چند گلوله از پا درمی‌آید. ولادیمیر او را مسخره می‌کند و از او می‌خواهد اگر می‌تواند جان خودش را نجات دهد. مکس که دیگر تحمل این صحنه را ندارد به ولادیمیر حمله می‌کند اما او سوئیچ قرمزی را فشار می‌دهد و انفجارها در عمارت آغاز می‌شود. شیشه‌ها می‌شکنند، تابلوها سقوط می‌کنند و شعله‌ها همه‌جا را می‌گیرند. ولادیمیر از این آشوب استفاده می‌کند و به‌سوی پله‌های بزرگ زیر سقف گنبدی شکل سرسرا می‌دود. مکس نگاهی به جنازه‌ی مونا و وودن می‌اندازد و با وجود خستگی و جراحت، تصمیم می‌گیرد اجازه ندهد «فیلم ولادیمیر قسمت بعدی داشته باشد». او سینه‌خیز از پله‌ها بالا می‌رود اما درست وقتی که دیگر توانی برای حرکت ندارد ولادیمیر بالای سرش ظاهر می‌شود، روی پانسمانش فشار می‌آورد و با لحنی پیروزمندانه می‌گوید که می‌توانستند دوست‌های خوبی برای هم باشند اما مکس همه‌چیز را خراب کرده است. ولادیمیر از کنار او رد می‌شود و چند پله پایین‌تر می‌ایستد و خودش را قهرمان این فیلم می‌نامد. در این لحظه نیرویی نامرئی در بدن مکس جریان پیدا می‌کند؛ او پاهای ولادیمیر را می‌گیرد و هر دو از پله‌ها سقوط می‌کنند. اسلحه‌ی ولادیمیر روی پله‌ها می‌افتد، مکس خود را عقب می‌کشد و آن را برمی‌دارد. نخستین گلوله را به پهلوی ولادیمیر شلیک می‌کند و می‌گوید این به‌خاطر خانواده‌اش است و گلوله‌ی دوم را با بغض و فریاد به‌خاطر مونا شلیک می‌کند. گلوله‌ی آخر وسط پیشانی ولادیمیر می‌نشیند و او برای همیشه روی زمین می‌افتد. مکس سپس خود را بالای سر مونا می‌کشاند، برای آخرین بار به چشمان آبی او نگاه می‌کند و آن‌ها را می‌بندد. خستگی مطلق بر او غلبه کرده است اما نمی‌خواهد به‌سادگی با کسانی که دوستشان داشته خداحافظی کند. از میان سقف شیشه‌ای سرسرا ستاره‌ها را می‌بیند و انگار مونا از آن بالا به او نگاه می‌کند. باران بند آمده، صدای آژیر ماشین‌های پلیس در فضا می‌پیچد و سقف شیشه‌ای فرو می‌ریزد. در پایان، مکس به این نتیجه می‌رسد که انسان‌ها به دنیا می‌آیند تا رنج بکشند و برای چیزهایی که دوست دارند بمیرند و زندگی خودش را شاهد این ادعا می‌داند؛ او زنده مانده اما عشقی دارد که حالا به دنیای مرده‌ها تعلق دارد.

چرا باید کتاب 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) را بشنویم؟

کتاب صوتی 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) برای شنونده‌ای که قسمت‌های قبلی را دنبال کرده، نقطه‌ی جمع‌بندی همه‌ی زخم‌ها، خیانت‌ها و انتخاب‌های مکس است. این کتاب صوتی نه‌تنها گره‌ی اصلی تقابل مکس و ولادیمیر را باز می‌کند بلکه لایه‌ی عاطفی رابطه‌ی مکس و مونا را هم به اوج می‌رساند. شنونده در این قسمت پایانی با مونولوگ‌های درونی مکس همراه می‌شود و از خلال آن‌ها با نگاه او به سرنوشت، گناه، عشق و رنج آشنا می‌شود. در این کتاب صوتی، صحنه‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که شنونده مدام بین کابوس و واقعیت جابه‌جا شود؛ از راهروهای خیس از باران تا عمارت درحال‌انفجار و سقف شیشه‌ای سرسرا. این جابه‌جایی‌ها کمک می‌کند ذهن مکس نه‌تنها به‌عنوان یک کارآگاه خشن بلکه به‌عنوان انسانی خسته و درگیر با گذشته دیده شود. شنیدن این قسمت پایانی فرصتی است برای درک این‌که چرا مکس مدام تکرار می‌کند مهم نیست چطور شروع می‌کنیم مهم این است چطور تمامش می‌کنیم و چگونه انتقام، عشق و احساس گناه در یک نقطه به هم می‌رسند. همچنین این کتاب صوتی برای کسانی که به فضاسازی تیره، دیالوگ‌های کوتاه و ضربه‌زننده و روایت‌هایی علاقه‌مند هستند که قهرمان در آن شکست‌خورده اما سرسخت است، تجربه‌ای کامل از پایان یک سفر طولانی به‌سوی تاریکی و نوعی آشتی تلخ با سرنوشت فراهم کرده است.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی 15-1 سریال صوتی مکس پین (قسمت آخر) به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی این سریال را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند سرنوشت مکس، مونا، ولادیمیر و وودن را تا لحظه‌ی آخر همراهی کنند. این کتاب صوتی به علاقه‌مندان داستان‌های جنایی تیره، فضاهای نوار، شخصیت‌های ضدقهرمان و روایت‌هایی پیشنهاد می‌شود که در آن‌ها باران، آتش، آژیر و مونولوگ‌های درونی به‌اندازه‌ی تیراندازی‌ها و تعقیب‌وگریزها اهمیت دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به دنبال تجربه‌ی یک پایان احساسی و تلخ برای سفری پر از انتقام، عشق و احساس گناه هستند و می‌خواهند ذهن یک قهرمان خسته را در لحظه‌ی تسویه‌حساب نهایی از نزدیک بشنوند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱۴ دقیقه

حجم

۳۴٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۴ دقیقه

حجم

۳۴٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان