معرفی و دانلود کتاب صوتی پانصد صندلی خالی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی پانصد صندلی خالیsubscriptionAvailable

کتاب صوتی پانصد صندلی خالی

روزنوشت‌های زنی در سه سال محاصرۀ کامل الفوعه

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۹۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی پانصد صندلی خالی

کتاب صوتی پانصد صندلی خالی، روزنوشت‌های لیلی علم‌الدین اسود در محاصره سه ساله فوعه و کفریا در جنگ سوریه است. این کتاب با ترجمه رقیه کریمی و صدای مینا حسینی مقدم منتشر شده است. 

درباره کتاب پانصد صندلی خالی

محاصرۀ سنگین و کامل تروریست‌های تکفیری در دو روستای شیعه‌نشین «کفریا» و «الفوعه» که ساکنانش مردم عادی و زنان و کودکان بی‌دفاع بودند. ثبت خاطراتی بین مرگ و زندگی و لحظات دست‌وپنجه نرم کردن با گرسنگی و مرگ مردمی که یک‌باره با سقوط ادلب به محاصره افتاده بودند و حالا گذران زندگی برای آن‌ها دیگر شبیه سابق نبود. آنچه جهان خارج از الفوعه و کفریا از این محاصره سنگین سه‌ساله می‌دانند چیزی جز کلیات نیست و تقریباً می‌توان گفت تنها نوشته‌هایی که از جزئیات محاصرۀ سه‌سالۀ این دو منطقۀ شیعه‌نشین وجود دارد، همین روزنوشت‌ها است. یادداشت‌هایی که جزئیات و لحظه‌به‌لحظۀ بیم و امید این مردم را مجسم می‌کند و مظلومیت شیعه را روایت می‌کند.

در این محاصره سه‌ساله روستای فوعه به همراه کفریا از ۲۸ مارس سال ۲۰۱۵ تا ۱۹ ژوئيه سال ۲۰۱۸، سه سال و سه ماه و سه‌ هفته درد و رنج گرسنگی و کمبود دارو و ترس لحظه به لحظه را چشیدند. سه سال هیچ خبر درستی از این مردمان در دسترس نبود و در عصر ارتباطات و آسمان‌خراش و سلول‌های بنیادین، این روستا سه سال در جاهلیتی عجیب فرو رفت. یادداشت‌های لیلی در محاصره شکل کمیابی از ادبیات مقاومت است که ما را با ذره‌ای از دریای درد و رنج این مردم شیعه در جریان محاصره منحوس سه ساله‌شان آشنا می‌کند.

شنیدن کتاب پانصد صندلی خالی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

همه علاقه‌مندان به ادبیات پایداری را به شنیدن این روزنوشت‌های لیلی از محاصره سه ساله فوعه و کفریا دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب پانصد صندلی خالی

همه وحشت‌زده از خانه‌ها بیرون زدیم. همه از همسایه‌ها می‌پرسیدیم «چه خبر شده؟ از ادلب چه‌خبر؟» بعد فهمیدیم ارتش تا مرکز استان ادلب عقب‌نشینی کرده. نیروهای امنیتی هم تا شهر «مسطومه» عقب کشیده‌اند و چند روز بعد تا «اریحا». عقب می‌رفتند و عقب‌تر و ناامیدی به جان ما چنگ می‌انداخت. بازهم عقب‌تر. دست آخر تا «جورین» هم ارتش عقب‌نشینی کرد. حالا ما مانده بودیم و ما. بین وحشت و ناباوری. گوشۀ خانه‌هایمان کز کرده بودیم. تنها... در روستایی که حالا به محاصره افتاده بود. بدون برق، بدون تلفن. حالا یک تماس تلفنی سخت‌تر از این حرف‌ها شده بود. ما در خانه‌هایمان زندانی شدیم. در روستای خودمان. روزهای اول باورمان نمی‌شد. خیلی امیدوار بودیم. بعد کم‌کم رنگ از روی امیدمان رفت. مدام می‌گفتیم «فردا ارتش برمی‌گرده.» برنگشت. فقط دورتر و دورتر می‌شد. مدام عقب‌تر می‌رفت. اولین روزی که هواپیما آمد و نان ریخت برای ما، همه باور کردیم که واقعاً به محاصره افتاده‌ایم. محاصره‌ای که هیچ‌کس جز خدا نمی‌داند دقیقاً کی به آخر می‌رسد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی پانصد صندلی خالی و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابپانصد صندلی خالی
عنوان دیگرروزنوشت‌های زنی در سه سال محاصرۀ کامل الفوعه
موضوعخاطرات
نویسندهلیلی علام‌الدین اسود
مترجمرقیه کریمی
گویندهمینا حسینی مقدم
انتشاراتنشر آوایم
فرمت کتابMP3
حجم فایل کتاب۲۵۱.۷۲ مگابایت
مدت‌زمان۲ ساعت و ۵۷ دقیقه
قیمت کتاب۱۰۵۰۰ تومان
برچسبمجموعه تاریخ شفاهی زنان سوریه، مجموعه بحران سوریه، مجموعه پانصد صندلی خالی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

|هیـچِ‌مطلقـ|
۱۴۰۱/۰۴/۰۲

باورم نمیشه انسانهایی باشن چندین کیلومتر دورترازمن وساده ترین وبی اهمیت ترین چیزهابرای من یه رویای بزرگ واسه اوناباشه .بعد خوندن این کتاب آرامش وامنیتی که دارم باورم نمیشه وحالا بهترمیتونم قدرشوبدونم این کتاب اصلا ناامیدکننده نیست برعکس چشم مارو...بیشتر

۴
کاربر ۵۱۰۶۰۱۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۳

سنگدلترین آدمی که می‌شناختم با این کتاب اشک ریخت و اون آدم سنگ دل من بودم همه چیز عالی بود محتوی متن لحن گوینده

۰
مهلا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۰

الفوعه دوسه سال در محاصره بود ما از وقتی انقلاب کردیم خواستیم روی پای خودمان بایستیم در محاصره هستیم.... مقایسه مردم ایران و الفوعه دقیقا همان مثال قورباغه هست... ما ذره ذره زیر این تحریم های لعنتی آب میشویم وانگاری نسل های...بیشتر

۳
کاربر ۳۷۳۱۰۸۲
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۲

خاطرات است و بعد از چند فصل تکراری و خسته کننده میشود ولی خوب برای آگاهی لازم است که مقداری خوانده شود

۰
1812
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۵

- کفریا و الفوعه مظلوم اما مقتدر ... - شعب ابی طالبی در دوران معاصر.... - کتاب و که می‌خونید تازه متوجه میشیم که چقدر ناشکریم... که امنیت و سلامتمون رو قدر نمی‌دونیم... - یه حدیثی از یکی از ائمه معصومین شنیدم که...بیشتر

۰
sbabayan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۲

این کتاببه خوبی درد و رنج جنگ و روزهای محاصره روستا و بی تفاوتی سایر ملل را به تصویر می کشد. در حالیکه یخچالهایمان پراز مواد غذایی است کودکی در ارزوی موز هرچه قران بلد است می خواند. فهمیدم خودم...بیشتر

۰
narges
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۸

ابتدای کتاب چیزهایی که نشنیده بودم رو شنیدم، اطلاعات خوبی داد، ولی از نیمه های کتاب همون موضوعات تکرار میشدن و روند کتاب خیلی کسل کننده شد.

۱
حسین تیموریان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۲

موضوع کتاب بسیار جذاب و حائز تأمل. بیان کتاب هم بسیار تکان دهنده و تأثیر گذار. اما بعد. این موضوعات و وقایع خاص و تاریخی میشد خیلی بهتر روایت بشه: اولا، تکرار کردن مداوم برخی موضوعات در کتاب مقداری اون رو خسته کننده...بیشتر

۲
کاربر ۵۲۸۴۳۵۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۳۱

کتاب بسیار خوبی بود هم از لحاظ مستند بودن، هم ترجمه و هم گویندگی بسیار عالی. بنده آن زمان پیگیر اخبار الفوعه و کفریا بودم اما اکثرا اخبار در مورد آنها کلی بود. بنظر بنده با خواندن این کتاب و...بیشتر

۰
مهدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۶

دردناک بودش. قصه آدم هایی که به هیچ جرمی محاصره شدن، دردناک هستش

۰
فائقه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۰۹

کتاب غمگین وترسناک و واقعی ؛یاد سریال سقوط نقش آیسان افتادم با صدای گوینده چهره آیسان برام تداعی میشد

۰
baraniam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۹

☆۴۸☆ کتابی با روایت تلخ سه سال محاصره شیعیان الفوعه درسته در روایت نوشته روز نوشت و جزییات روز نوشت رو نداره ولی کمی از حال و هوای محاصره رو تداعی می کنه خیلی تلخ و تامل برانگیز چیز های کوچک خیلی...بیشتر

۰
Masood Salehi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۴

روایت درد و تلخی و سختی

۰
mohammad sem
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

خیلی ناراحت کننده بود این روایت واقعا ادم تحت تاثیر قرار میگیره. امروزی که این کتاب رو خوندم دقیقا خودمون رو تصور کردم ولی در لول پایین تر. ما هم تو وضعیت اقتصادی شدید هستیم بسته خریدمون روز به روز اب رفته...بیشتر

۰
helen
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۱

در رابطه با کتاب که بعضی از دوستان فرمودند که داستان از یه جا به بعد یکنواخت و تکراریه باید گفت این کتاب داستان و رمان و یا کتابی علمی تخیلی نیست بلکه روزنوشت های زنی کاملا معمولی دارای همسر...بیشتر

۰