معرفی و دانلود کتاب صوتی چشم روشنی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی چشم روشنیsubscriptionAvailable

کتاب صوتی چشم روشنی

سید جواد کمال از زبان همسر

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۷۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کوثر لک
انتشارات: 
نشر آوایم

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب صوتی چشم روشنی

در کتاب صوتی چشم روشنی که به قلم کوثر لک نوشته شده است روایت فاطمه(شهناز) طالبی از زندگی با جانباز شهید سیدجواد کمال را می‌شنوید.

درباره کتاب چشم‌روشنی

این کتاب با زبانی داستانی و ساده  از زندگی همسر یک جانباز می‌گوید و سختی‌ها و شیرینی‌های زندگی با یک جانباز هشت سال دفاع مقدس را برای مخاطب روایت می‌کند. آثار جانبازی شهید سیدجواد کمال مدت‌ها بعد از جنگ نرخ نمود  و زندگی و خانواده را تحت تاثیر قرارداد.

چشم‌روشنی روایت جذاب همسر شهید از سال‌ها زندگی با این جانباز و شهید گران‌قدر است.

شنیدن کتاب چشم‌روشنی را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

علاقه‌مندان به سرگذشت‌نامه‌های شهیدان را به شنیدن این اثر دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب چشم‌روشنی

مهدیه سادات ۳ ساله بود که برایش دوچرخه خرید. دوچرخه را گذاشتیم روی موتور و رفتیم پارک راه آهن. دو ساعتی آنجا بودیم. سیدجواد بیشتر از مهدیه سادات ذوق کرده بود، که دخترش دوچرخه سواری می‌کند. خیلی برایش اسباب بازی می‌خرید به حدی، که مجبور می‌شدم مقداری از آنها را توی انبار بگذارم. اغلب اسباب بازی‌هایش را از مغازه‌ای نزدیک امامزاده جعفر می‌خرید. هر وقت می‌رفتیم به عمه‌اش سر بزنیم. سر از آن مغازه در می‌آورد. وقتی هم داخل می‌شد محال بود دست خالی بیاید بیرون. مهدیه‌سادات هم با ذوق، پشت سرش راه می‌افتاد. حتی اگر شده یک بازی ساده برایش می‌خرید. همین که سرش را گرم کند برایش مهم بود.

بعد از سال‌ها جور شد بروم سر کار. خوابگاه دانشگاه آزاد به مسئول احتیاج داشت. از خواهران بسیجی نیرو می‌خواستند. آقای کمال هم مخالفتی نکرد. توی آن مدت آقایی خیلی راضی بود. شب‌ها با مهدیه سادات می‌آمدند محوطه جلوی خوابگاه که سرسبز بود. می‌نشستیم همانجا و با هم شام می‌خوردیم. احساس خوشحالی‌اش را می‌دیدم. بعد هم دوتایی برمی‌گشتند خانه. اما بخاطر بارداری، ویار شدید داشتم. کارم بیشتر از چند ماه طول نکشید.

توی همان مدت از مهدیه سادات می‌پرسید: «بچه مامان داداش باشه یا آبجی؟» مهدیه سادات هم باز زبان شیرینش می‌گفت: «هرچی خدا بده.» اینقدر ذوق کرده بود که مهدیه سادات اینطور حرف زده. از اینکه حرف دلش را زده بود خیلی خوشش آمد.

سوم محرم سال ۷۶ دومین فرزندمان به دنیا آمد. به همین خاطر اسمش را با خودش آورد. سیدحسین بیست روزه بود که از خانه مادرم برگشتیم خانه خودمان. هنوز از راه نرسیده تب و لرز شدیدی کردم. به حدی که سید جواد؛ سید حسین را سپرد به همسایه روبه‌رویی‌مان تا خودش حواسش به من باشد. حتی آن شب به مادرم هم زنگ نزد. خبر داشت مهمان دارند. نوه پسری مادرم هم به دنیا آمده بود. از پاشویه تا سوپ درست کردن را خودش از شب تا صبح تنهایی انجام داد.

حالم که سرجایش آمد یکی از آشناهایش که دکتر بود را آورد که سیدحسین را ختنه کند. تعجب کرده بودم که چرا نرفتیم مطبش. من توی اتاق بودم. دلش را نداشتم ببینم. اما خودش پیش بچه ماند تا کار دکتر تمام شود. بعدها فهمیدم آن دکتر به خاطر مشکلی؛ مدتی نتوانسته بود مطب بزند. آقای کمال با این کار خواسته بود کاری برایش کرده باشد.

سید حسین ۵ ماهه شد که پدر سید جواد از دنیا رفت. چهار پنج روز خانه آنها بودیم و محل نشست و برخاست خانم‌ها و آقایان جدا بود. همین باعث می‌شد کمتر همدیگر را ببینیم. دلمان برای هم که تنگ می‌شد. خودش می‌آمد سراغم را می‌گرفت. می‌گفت: «به خانمم بگید بیاد.» می‌رفتم کنارش می‌ایستادم و می‌گفتم: «خب چه کارم داشتی؟ بگو؟» فقط نگاهم می‌کرد و می‌خندید و گاهی سرش را برایم تکان می‌داد: «بده آدم دلش برای خانمش تنگ بشه؟!» برای مراسم هم که همه می‌رفتند امامزاده می‌گفت: «تو بمان با هم برویم.» از من خیلی با معرفت‌تر بود. می‌فهمیدم که چقدر دلش برای من تنگ می‌شود. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب صوتی چشم روشنی و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب صوتی

نام کتاب:چشم روشنی
عنوان دیگر:سید جواد کمال از زبان همسر
موضوع:دفاع مقدس، زندگی‌نامه، ادبیات پایداری، ادبیات مذهبی
نویسنده:کوثر لک
گوینده:مهناز رودساز
انتشارات:نشر آوایم
فرمت کتاب:MP۳
حجم فایل کتاب:۳۳۹.۶۶ مگابایت
مدت‌زمان:۳ ساعت و ۵۶ دقیقه
قیمت کتاب:۱۸۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه داستان شهید، مجموعه جانباز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

abad
۱۴۰۰/۰۹/۱۳

سلام به همه دوستان کتابخوان خوبم عاشقانه این کتاب را گوش کردم و از صمیم قلبم صبر و استقامت شهید سید جواد کمال و همسر بزرگوارشان را ستودم . پیشنهاد مینمایم گوش جان بسپارید به این کتاب مهم در زمینه صبر...بیشتر

۶
م.دهقان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۱۲

با وجود اینکه سال هاست گهگاه کتب روایت زندگی شهدا و جانبازان رو شنیدم و خوندم...اما این کتاب برای من از بهترین هاش بوده!...خیلی به بزرگی این شهید عزیز و همسر صبورشون غبطه می خورم...خیلی متاثر کننده بود...و دردناک...و عمیق...

۰
نرگس امیری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۰

وصف ناپذیر ترین لحظات زندگی جانبازی رو گوش دادم که هم غرق در گریه و خنده ام کرد و نفهمیدم کتاب کی تموم شد :))) به پهنای صورت گریه کردم. به شدت پیشنهاد می‌کنم که با جان و دل گوش بدین...بیشتر

۰
Tasnim
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۳۰

سلام، به نظرم صدای گوینده کتاب دلنشین بود و به متن کتاب جان میداد. از لحاظ روایت هم به نظرم نویسنده خوب عمل کرده و اختصار و روند روایت های کتاب خوب بود. راجع به موضوع کتاب فقط می تونم بگم این...بیشتر

۰
ارامش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۱

خیلی خوب بود و کامل ادم رو با خودش درون داستان میبرد انگار که داری باهاشون زندگی میکنی

۰
من زنده ام و غزل فکر میکنم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۶

شعر شهید بعد از دعای ندبه: ای روح مهربان عدالت، ظهور کن! هر رشته که بر غیر تو بستیم بریدیم افسوس که عمری پِی اغیار دویدیم از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم بس...بیشتر

۱
mohammadfathani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۴

زندگینامه ای قوی و تاثیرگذارکه شماراباخودتاانتهای کتاب همراه می کند.واقعابزرگواربودن شخصیت سیدجوادکمال و خانمشان را متوجه می شویم متن و گویندگی قوی و سلسله وقایع هم منظم تعریف شده احساس میکنم برای تالیف کتاب زحمت زیادی کشیده شده است به نظرمن برای هدیه...بیشتر

۰
کتابخوان🤓
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۱

خیلی عالی بود، و اینکه ببینی یه همسر چقدر میتونه صبور باشه که عمری با جانباز زندگی کنه و حتی تحمل دوری همسرشو نداشته باشه واقعا آدم غبطه میخوره به همچین آدم هایی که هنوز هستند.

۰
کتاب خوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۱

داستان زندگی جانبازانی که به سختی در گوشه و کنار شهر کنار ما زندگی میکنند و ما از حالشون بی‌خبریم ... داستان علاوه بر اتفاقات غمبار لحظات شادی و صمیمیت زن و شوهری و نشون میداد که محبتشون به بچه هاشون...بیشتر

۰
کاربر ۳۳۹۵۰۴۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۹

عالی زیباترین کتاب

۰
SH.M
۱۴۰۱/۰۴/۲۲

عالی از نظر روایت داستان و گویندگی. بسیار متاثر شدم و خوشحال از اشنایی با یک شهید بزرگوار دیگر . خدا یا بواسطه سرور شهیدان و این انسانهای پاکیزه ما را هم پاکیزه بپذیر

۰
دارا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۲۱

کتاب بسیار زیبا و البته غمناکی بود چه پایان با شکوهی با اون شعر فوق العاده داشت حقیقتا خیلی از ماها توان چیزی که بر این زن و شوهر بزرگوار گذشت رو نداریم هر دو عزیز حقیقتا مجاهدت کردن این کتاب پتانسیل ساخت فیلم...بیشتر

۰
محمد پهلوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۷

فوق العاده پر کشش ،خاص و زیبا داستان زندگی بعد از جنگ شهید سید جواد کمال به روایت همسر ایشان. در این زندگی دست اهل بیت به دفعات دیده می‌شود. این جانباز بزرگوار مردی تسلیم ناپذیر است. امثال ما با یک...بیشتر

۰
فوقِ معمولی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۹

بسیار عالی بود🥺 من پدرم هم نام این شهید بزرگوار بودند و در اواخر عمر دقیقا مثل ایشون شده بودند بخاطر همین این کتاب خیلی حالمو دگرگون کرد به طوری که در اواخر کتاب به هق هق افتادم😭ان‌شاءالله خانوادشون هرجا...بیشتر

۰
N.F
۱۴۰۴/۰۳/۰۲

با سلام این کتاب خیلی خوب بود و اشک من رو در آورد

۰