با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب قصه‌های شیرین جهان؛ شهر موش‌ها اثر گروه نویسندگان دریملند

دانلود و خرید کتاب قصه‌های شیرین جهان؛ شهر موش‌ها

۴٫۳ از ۱۷ نظر
۴٫۳ از ۱۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب قصه‌های شیرین جهان؛ شهر موش‌ها  نوشته  گروه نویسندگان دریملند  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب قصه‌های شیرین جهان؛ شهر موش‌ها

کتاب شهر موش‌ها، اثر گروه نویسندگان دریملند، از مجموعه‌ی قصه‌های شیرین جهان داستان شهر هاملین است که توسط موش‌ها تسخیر شده است. 

قصه‌ی جذاب و خواندنی شهر موش‌ها را با ترجمه‌ای از سهیلا رمضانی می‌خوانید.

درباره‌ی کتاب شهر موش‌ها

شهر هاملین شهری بود که مردم بسیاری در آن زندگی می‌کردند. اما کم‌کم اتفاق وحشتناکی افتاد و آنجا به شهر موش‌ها تبدیل شد. هیچکس خبر نداشت که سروکله‌ی اینهمه موش از کجا پیدا شده است. خیلی از مردم از شهر هاملین می‌ترسیدند. خیلی‌ها می‌خواستند از آنجا بروند چون نمی‌توانستند در شهری که اینهمه موش داشت، زندگی کنند. تعداد موش‌ها در شهر موش‌ها یا همان شهر هاملین آنقدر زیاد بود که گربه‌ها هم از پسشان برنمی‌آمدند. اگر در خیابان قدم می‌زدید، ممکن بود پایتان را روی یک موش بگذارید...

مردم تمام راه‌ها را برای از بین بردن موش‌ها امتحان کرده بودند اما نتیجه‌ای نگرفته بودند. تا اینکه روزی شهردار اعلام کرد هرکس که بتواند موش‌ها را از شهر بیرون کند، هزار سکه طلا جایزه می‌گیرد. بعد ناگهان سروکله‌ی مردی با یک فلوت پیدا شد. او ادعا می‌کرد که می‌تواند موش‌ها را از شهر بیرون کند...

کتاب شهر موش‌ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

کتاب شهر موش‌ها برای کودکان پیش از دبستان و بچه‌هایی که سال‌های اول مدرسه را می‌گذرانند، داستانی جذاب دارد.

بخشی از کتاب شهر موش‌ها

مردم و شهردار از اینکه نتوانسته بودند کاری بکنند مأیوس شده بودند. یک روز که جلسه مهمی تشکیل شده بود شهردار گفت: «انگار راهی نداریم جز اینکه از این شهر برویم. ما در مبارزه با موش ها شکست خوردیم.» در همین هنگام در اتاق باز شد و مردی که لباس های رنگارنگ داشت و یک فلوت هم در دست گرفته بود وارد اتاق شد. هیچ کس تا حالا او را ندیده بود. شهردار که حوصله نداشت گفت: «فعلاً حوصله حرف زدن با کسی را ندارم. ما بدبختی بزرگی داریم که اگر نتوانیم حلش کنیم دیگر من شهردار نخواهم بود.»

مرد جلو آمد و مستقیم در چشم‌های شهردار نگاه کرد و گفت: «من می توانم مشکل شما را حل کنم. من می‌توانم شهر هاملین را از دست موش‌ها نجات بدهم. اگر قول بدهید که جایزه ارزشمندی به من بدهید این کار را می‌کنم.»

شهردار پرسید: «چه جایزه‌ای می‌خواهی؟» 

مرد گفت: «من دو هزار سکه می‌خواهم.» 

شهردار کمی فکر کرد و گفت: «قبول است. من این همه پول را به تو می‌دهم اما باید تمام موش‌ها را از شهر بیرون کنی.»

مرد فلوت زن لبخندی زد و از اتاق خارج شد.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹)
Zahra
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

بی نظیر بود👌👌👌

🍫𝕜𝕖𝕣𝕞 𝕜𝕖𝕥𝕒𝕓🍫
۱۴۰۰/۰۵/۱۳

جالب بود😃❤️

🌼💛پردیس💛🌼
۱۴۰۰/۰۹/۰۱

خیلی کتاب زیبا است و جذاب و بامزه😀😍🌼💛

کاربر ۲۴۴۴۲۰۵
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

👌👌👌👌

💫🌈Yasaman🌈💫
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

عالی بود😎😊😁😉من چاپی اش رو دارم

رونیکا
۱۳۹۹/۰۳/۲۹

خیلی خوب بود

خانم‌ کتابخون
۱۳۹۹/۰۴/۰۵

خوب بود 🙂

🔥army girl🔥
۱۳۹۹/۰۵/۱۰

خیلی زیبا بود به انسان یاد میده که به قولش عمل کنه

Anita
۱۳۹۹/۰۲/۱۸

یکم بچه گونه است مال بچه های زیر ده سال هست

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۲/۱۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۶۷۸-۹۶-۴
تعداد صفحات۱۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۲/۱۲
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۶۷۸-۹۶-۴