آرزوهای دست‌ساز
۴٫۴از ۶۱ نظر

دانلود کتاب آرزوهای دست‌ساز

روایت داستانی از شکل گیری شرکتی دانش بنیان در حوزه فناوری های الکترونیکی و کامپیوتری.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۴از ۶۱ نظر
۴٫۴از ۶۱ نظر
۴٫۴از ۶۱ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب آرزوهای دست‌ساز

در کتاب آرزوهای دست‌ساز به قلم میلاد حبیبی با روند شکل‌گیری یک شرکت دانش‌بنیان در قالب یک داستان جذاب آشنا می‌شوید.

درباره کتاب آرزوهای دست‌ساز

کتاب آرزوهای دست‌ساز اولین اثر از یک مجموعه تاریخ شفاهی با موضوع پیشرفت است که به ماجرای شکل‌گیری یک شرکت دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بنیان می‌پردازد. شرکتی دانش‌بنیان در حوزه فناوری‌های الکترونیکی و کامپیوتری که اختراع دوربین ثبت تخلفات رانندگی یکی از معروفترین دستاوردهای آن است. این کتاب با استقبال خوب جوانان و دانشجویان باانگیزه ایرانی روبه رو شده است زیرا داستان چند جوان دانشجو را روایت می کند که برخلاف فضای رخوت‌انگیز و نامطلوب بعضی از دانشگاه‌ها، اهداف و آرزووهای خود را دنبال می‌کنند.

 خواندن کتاب آرزوهای دست‌ساز را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 جوانانی که در سر آرزوی پیشرفت دارند و راه خود را مملو از مشکلات و موانع می‌بینند، با خواندن کتاب آرزوهای دست‌ساز انگیزه‌ای نو برای تحقق رویاهایشان می‌یابند.



نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۶)
محمد
۱۳۹۹/۰۶/۲۶

چاپیش را خواندم صادقانه و به دور از شعار شیرین و جذاب

یه رها
۱۳۹۹/۰۶/۲۳

خوندن این کتاب ، به من یک نکته مهم یاد داد . موفقیت با کار گروهی میسر میشه . واقعیت های جالبی رو در طی این داستان پر فراز و نشیب می گه که بعد خوندنش می فهمی ضرر نکردی

- بیشتر
کاربر ۲۱۴۴۸۲۳
۱۳۹۹/۰۶/۱۲

خیلی عالی بود.

محبوبه
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

کتاب راجع به یک گروه دانشجو از رشته های مختلفه که تصمیم به راه انداختن یک شرکت دانش بنیان دارن مشکلاتی که در این راه جلوی اونها قرار داشته ب خوبی توضیح داده شده و بنظرم برای دانشجوهایی مثل من

- بیشتر
ana
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

وقتی که شروع به خوندن مقدمه این کتاب کردم تصوری که داشتم یه کتاب کاملا مبتنی بر کلیشه ها و فاقد کشش لازم بود اما با شروع پیکره اصلی کتاب کاملا نظرم تغییر کرد بنظرم در حوضه کتاب های سبک

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۱)
فایمن روزی برای سخنرانی به دانشگاه آرژانتین دعوت می‌شود. در حین سخنرانی، از دانشجوها می‌پرسد: «شما چرا همان کاری را می‌کنید که ما در آمریکا انجام می‌دهیم؟ وضعیت کشور ما طوری است که باید روی لبهٔ علم حرکت کنیم، اما شما که کشورتان مشکلات متعددی دارد، بروید و مشکلات خودتان را حل کنید، نه اینکه به علومی بپردازید که شاید صد سال آینده هم به‌دردتان نخورد.»
I_sun_nurse
همیشه داشتن ایدهٔ خوب لازم است ولی کافی نیست. چیزی که باعث شده بود ایدهٔ آنها به محصول برسد و باعث آرامش و نجات جان مردم بشود، وجود چنین گروه قوی و منسجمی بود.
محبوبه
هیچ‌وقت احساس تحریم از آن‌طرف نکردیم. مشکل اصلی ما، تحریم‌های داخلی بود که دمار از روزگارمان درمی‌آورد. با تحریم‌های داخلی چه باید می‌کردیم؟ رانت و زدوبند و فساد و پارتی‌بازی و تنبلی و بی‌خیالی و بی‌اعتمادی را چطور باید دور می‌زدیم. از گمرک و ادارهٔ مالیات بگیر تا کارفرما و آن کسی که مناقصه برگزار می‌کرد؛ اینها بیشتر از آمریکا و اروپا ما را تحریم می‌کردند. بارها پیش آمده بود باوجود تمام تحریم‌های خارجی، جنسی را درعرض حداکثر دو هفته از اروپا می‌آوردیم پشت گمرکمان؛ اما بدون هیچ دلیل مشخصی، سه‌چهار ماه در گمرک گیر می‌کرد و ترخیص نمی‌شد.
محبوبه
بچه‌های دانشگاه یکی‌یکی ویزایشان را مُهر می‌کردند و می‌رفتند به‌سمت سرزمین فرصت‌ها! نه خبری از دیروز مملکتشان داشتند، نه شناختی از امروز آن، نه حتی اضطرابی برای فردایش
شکیبا
چه تعداد از پیشرفت‌ها و دستاوردهای ملی و جهانی کشورمان را به‌خاطر داریم؟ چند تن از دانشمندان و نخبگان کشورمان را می‌شناسیم؟ آیا تابه‌حال روایتی از شجاعت و پاک‌دستی و خدمات مدیران و مسئولان دل‌سوز و پیش‌ران کشورمان خوانده‌ایم؟ آیا تاکنون تاریخچهٔ صنایع و کارخانجاتمان را مرور کرده‌ایم؟ آیا می‌توانیم تعدادی از کارآفرینان و صنعتگران کشورمان را نام ببریم؟ آیا صاحبان شرکت‌های دانش‌بنیان را می‌شناسیم و سرگذشتشان را شنیده‌ایم؟ پاسخ به این سؤالات تاحدودی نسبت ما با پیشرفت‌ها را روشن می‌کند. نداشتن شناخت و آگاهی ما از آثار، عناصر و وقایعی که برای کشورمان منشأ و مولّد قدرت‌اند، حکایت از وضعی نامطلوب و وخیم دارد؛ وضعی که بیانگر بی‌توجهی ما به شرایط گذشته و جایگاه فعلی کشورمان است.
ر.مرادی
یک‌بار زنگ زدیم به یک شرکت اروپایی و گفتیم ما ایرانی هستیم، می‌خواهیم از شما خرید کنیم. گفت: «خب چرا زنگ زدی می‌گویی من ایرانی‌ام و می‌خواهم از شما خرید کنم؟ خب برو بخر! برو خیلی راحت از نمایندگی چین من بخر و استفاده کن.» یا مثلاً یک‌بار دوربین‌هایش را فرستاد، ما بعد از دو ماه پولش را دادیم. بدون اینکه سودی بردارد یا درصدی روی قیمت‌هایش بکشد، برای دو ماه وام قرض‌الحسنهٔ ۶۰۰ هزاردلاری به ما داد. ولی در ایران چنین چیزی پیدا نمی‌شد. هیچ‌وقت احساس تحریم از آن‌طرف نکردیم. مشکل اصلی ما، تحریم‌های داخلی بود که دمار از روزگارمان درمی‌آورد. با تحریم‌های داخلی چه باید می‌کردیم؟
یه رها
دوران جنگ، پشت‌جبهه‌ها فقط نمی‌نشستند دعا بخوانند و بگویند الهی صدّام بمیرد؛ بلند می‌شدند و تیر می‌زدند. آن بلندشدن و تیرزدن، امروز این کار و تلاش و امیدواری است. ولی اینکه آن تیر بخورد به پیشانی دشمن، دست خداست. تکلیف ما این است بلند شویم، حرکت کنیم و تا می‌توانیم با دقت تیر بزنیم؛ با تمام وجود بایستیم و از هیچ‌چیز نترسیم. وقتی این کار را با نیت درست و خالصانه انجام بدهیم، آن‌وقت است که به لطف و هدایت خدا همهٔ کارها به نتیجه می‌رسد.
معین کرمانی
«تا کِی باید شال تقصیرها را به گردن این‌وآن بیندازیم؟ تا کی باید چشم‌مان به دست این‌وآن باشد؟ کسی که راه‌حل داشته باشد، فریاد نمی‌کشد، جنجال راه نمی‌اندازد؛ عمل می‌کند، عمل! هرکس به‌اندازهٔ خودش مسئولیت دارد. مسئولیت، سهام نیست که بشود به غیر واگذار کرد.»
RAZIEH
نه محمود نه من هیچ‌وقت اهل تقلّب و کلک‌زدن نبودیم. بارها پیش آمده بود که بچه‌ها سر کلاس کاغذ تقلّب‌ها را ردوبدل می‌کردند، اما ما برای اینکه بی‌عدالتی نشود، هرگز دست به این کار نزدیم. سر جلسهٔ امتحان اگر سؤالی را بلد نبودم، حتی اگر شرایط تقلّب فراهم می‌شد باز هم جواب را خالی می‌گذاشتم. آدم هرکس را هم بتواند فریب بدهد، دیگر خودش را نمی‌تواند.
شکیبا
باشم. آنچه سر کلاس یاد می‌گرفتیم و آنچه در عمل به‌کار می‌آمد، تا حد زیادی به هم ارتباط نداشتند.
MohammadX139

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۵۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۲/۱۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۸۹-۰۶-۹
دسته بندی
تعداد صفحات۱۵۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۲/۱۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۸۹-۰۶-۹