معرفی و دانلود کتاب چمروش + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چمروش

کتاب چمروش

خلبان شهید مدافع حرم کمال شیرخانی

۴.۷(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
شهلا پناهی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب چمروش

کتاب چمروش نوشته شهلا پناهی از مجموعه مدافعان حرم انتشارات شهید کاظمی به زندگی خلبان شهید مدافع حرم، کمال شیرخانی می‌پردازد.

خواندن کتاب چمروش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به ادبیات پایداری و دفاع مقدس و سرگذشت‌نامه‌های شهدا

جملاتی از کتاب چمروش

جلیل سرگرم کار و زندگی شده بود. جمال هم رفته بود سربازی. کمال برای انجام تمام کارهای باغداری و کشاورزی به من و پدرش کمک می‌کرد. کنار صبوری و کم‌حرفی‌های پدرش، پیوند زدن گل و نهال را خوب یاد گرفته بود. خزانه کردن هستهٔ میوه‌ها؛ بخصوص هستهٔ آلبالو، مراقبت از گل‌ها، نگهداری زنبورعسل و...

دیپلم که گرفت به من گفت: «مادر، من می‌خوام برم سربازی».

گفتم: «کمال جان هنوز برادرت جمال خدمتش تمام نشده. من و بابا دست‌تنها هستیم. خودت که می‌بینی اینجا کار خیلی زیاده، ما تنها می‌مونیم».

بهم دلگرمی داد و گفت: «من می‌تونم هم‌زمان با خدمت سربازی وارد دانشگاه هم بشم. در ضمن خیالت راحت، من هر طور که باشه برای کمک به شما و بابا آخر هر هفته میام». می‌دانستم تصمیمش را گرفته. برای همین موافقت کردم. کمال هم بیست سال به قول و عهدی که بسته بود، پایبند بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چمروش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابچمروش
عنوان دیگرخلبان شهید مدافع حرم کمال شیرخانی
موضوعدفاع مقدس
نویسندهشهلا پناهی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۹/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳۹.۱۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۸۵۷۹۱۴
تعداد صفحه‌ها۲۳۸ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

آریابُد
۱۳۹۸/۱۱/۲۸

به مهر رایگانش کنید تا همگان با بزرگ جاویدنام ایران زمین آشنا شوند🙏

۱
hardrevenge
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۲

بسیار جذاب و مفید بود به شدت مطالعه اون رو توصیه میکنم

۰
میر مهنا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۷

بسیار زیباو جذاب درکنار معرفی شخصیت قدرتمند وبا اقتدار ودر عین حال لطیف خلبان عزیز با سختی های بسیار زندگی و کار نیروهای ی ویژه هم آشنا می شویم

۰
ftm
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۲

عالی ترین بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

یکی از دوستان تعبیر قشنگی داشت و می‌گفت: «شهدا همه‌جا زرنگ هستند، همه‌چیز را مدیریت می‌کنند، خوب نگاه کنیم، می‌بینیم بچه‌ها قصه کربلا را از شام شروع کردند، برای اینکه بعد از شهادت کاروان اسارتی راه نیفته»
Fatemeh Moez
۷
چند روز قبل از شروع پیاده‌روی کمال گفت: «بچه‌ها به انگشتای پاتون حنا بذارید، اینجوری پاها مثل سری قبل تاول نمی‌زنه».
Fatemeh Moez
۵
کمال به‌خاطر درجه و موقعیتی که داشت، می‌توانست اصلاً به منطقه درگیری وارد نشود، اما همیشه می‌گفت: «من نگاه نمی‌کنم که چه چیزی در شأن منه؟ من نگاه می‌کنم که چه کاری روی زمین مونده و باید انجام بشه، همون کار رو انجام میدم». همین اخلاق باعث شده بود که وارد درگیری شود و به عنوان سوغات با خودش چند ترکش ریز بیاورد.
Fatemeh Moez
۵
پیامک از یک خط عراقی بود؛ «السلام علیک یا ابا عبدالله، کمال شیرخانی کربلایی شد».
Fatemeh Moez
۵
اولین پهپاد بعد از ساعت‌ها کار علمی و عملی به اسم «چمروش» متولد شد.
Fatemeh Moez
۴
ننه هاجر وارد اتاق شد. همین‌طور که با من و مادرم سلام و احوال‌پرسی می‌کرد. بین حرف‌ها یش گفت: «قدم بچه‌ات ان‌شاءالله به خیر باشه. یک پسر زبروزرنگ که دشت و کوه را زیر قدم‌هاش بذاره به دنیا میاری».
Fatemeh Moez
۲
این یک اصل نظامی بوده و هست که: «نیروی مخصوص هر منطقه‌ای که عمل می‌کند، بعد از پایان کار هیچ رد و نشانی نباید باقی بماند». کمال به این چک کردن خیلی حساس بود، همیشه می‌گفت: «قبل از ترک محل، یک نگاه آخر بندازید». بین بچه‌ها این نگاه آخر معروف به «نگاه کمالی» شد.
Fatemeh Moez
۲
اواسط جلسه شنیدم کمال گفت: «ساعدک الله» مهمان ها خواستند جلسه را ترک کنند که من برای ادامه کار از آنها دعوت کردم. وقتی با کمال تنها شدم گفتم: «شما وسط حرف‌هات میگی "ساعدک الله"»! کمال نگاهی به من کرد و گفت: «خب، آره». با خنده گفتم: «آقا جان، این کلمه برای ما معنی خسته نباشی داره، برای اینها میشه خدانگهدار و آخر کارهاشون برای خداحافظی استفاده میکنن. شما وسط کار میگی خدانگهدار، اینها هم بلند میشن، میرن دیگه». کمال خیلی خندید و گفت: «پس اینجوریه. بریم سید جان به سرویس برسیم. ساعدک الله»
Fatemeh Moez
۲
توکل که باشد، همه‌چیز دست به دست هم می‌دهد تا اتفاق‌های خوبی بیفتد.
Fatemeh Moez
۲
یک مرتبه که مهمان داشتیم کمال با خودش عسل آورد. تبلیغ کمال و طعم خوب عسل نظر مسئول گروه را که خیلی به زبان فارسی آشنا نبود، جلب کرده بود که با زبان نیمه عربی نیمه فارسی به کمال می‌گفت: «کمال عسل». کم‌کم بین بچه‌ها این اسم جای خودش را باز کرد و گاهی به شوخی کمال عسل صداش می‌کردیم.
Fatemeh Moez
۲