بخش از داستان:
پسرک مضطرب و نگران، کنار دَر چوبی رنگ و رو رفته دفتر مدرسه به دیوار راهرو تکیه داده بود و به صحبتهای ناظم، با آن صدای زیر مردانهاش، گوش میداد. ناظم در آنزمان تلاش میکرد تا پدر و مادر دانش آموز کتک خورده در دفتر را به نحوی آرام کند او میگفت: «لطفاً فریاد نکشید آقا، خانوم، از شماها بعیده، اینجا مدرسه است خواهش میکنم خونسردی خودتون را حفظ کنید. بفرمائید بنشینید با داد و بیداد که چیزی حل نمیشه» .
معاون لاغر اندام مدرسه، مردی مهربان و خوشرو بود که اغلب اوقات پیراهنی سفید و کت و شلواری سیاه بر تن داشت. او مصرانه تلاش میکرد تا مرد و زنی را آرام کند که آتش خشم و غضب آنها، چون مذاب آتشفشانی در حال فوران، از پس چهرههایشان شعله میکشید. خانم و آقای میانسال با چهرههایی برافروخته کنار فرزند کتک خوردهشان در دفتر مدرسه روی صندلیهای چوبی نشسته بودند و گونه کبود و دست لچکپیچ از گردن آویزان شده پسرشان را دائماً به ناظم و حاضرین در دفتر نشان میدادند و هر بار که چشم خودشان به دست و صورت فرزندشان میافتاد، گویی دمای خون در رگهایشان رفته رفته به جوش میرسید و چون انسانهای جنزده و از خود بیگانه، ناگهان تُن صدایشان بالا میرفت. آنگاه بر روی صندلیها نیم خیز میشدند و جوری به خود حالت حمله میگرفتند که همگی تصور میکردند تا چند ثانیه دیگر، نزاعئی سخت در پیش خواهد بود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب طرلان بانو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
خیلی دویت داشتم تا آخر بخونم ولی اینقدر به حاشیه پرداخته شده که بعد از دوفصل تازه به یه چیز تازه میرسی...ایکاش اینهمه توصیف نداشت...اون موقع حوصله ی مخاطب هم سر نمیرفت...چون همین عامل باعث میشه علاوه بر جالب بودن...بیشتر
۱
مجتبی
۱۳۹۶/۰۸/۲۷
کتاب از همین آغاز داره کند پیش میره
سخته تصور کردن
نمیشه همزمان تصویرو در ذهنت بسازید داستان رو سریع بخونی
۵٠٠ صفحه کتابم که تنتور میلرزاند نکنه ادامه بدم خوب نباشه
پس همین جا بی خیال بشم بهتره
۰
mahboob
۱۳۹۷/۰۸/۲۰
خسته کننده بود... وسطای فصل دوم حوصلم سر رفت دیگ ادامش ندادم...اینقدر توصیفاش زیاده ادم داستان اصلی رو یادش میره...میتونستم اصل داستانو تو پنج خط بگم بقیش همه تفسیر و توصیف
۰
Narges❤️
۱۳۹۷/۰۳/۱۶
مزخرف بود فقط تونستم چند صفحه شو تحمل کنم
۰
****z****
۱۳۹۸/۰۳/۳۰
خیلی خوبه و فضاسازی بسیار خوبی داره تک تک چیز هایی که فکر میکنیم رو توش نوشته انگار ما یکی از شخصیت هایی داستان هستیم و بر کل فضای حاکم مسلط هستیم خیلی خوب وصف حال و شرایط رو کرده...بیشتر
۰
nafas
۱۳۹۷/۱۰/۲۷
نخوندمش چون حوصله نداشتم، و پنج ستاره دادم چون نویسنده زحمت کشیده و نمیتونم درباره ی چیزی که نخوندم نظر بدم:)
۷
لیدیا
۱۳۹۶/۰۴/۲۵
داستان قشنگی بود منهای توضیحات خیلی زیادش.. من متوجه ارتباط فصل اول با باقی فصلها نشدم...یعنی تکلیف اون دانش اموز که عاشق معلمش که درواقع طرلان بوده چی شد؟
۰
لیدیا
۱۳۹۶/۰۴/۰۲
دو فصل رو خوندم تا اینجا داستانها خوب بود اما متاسفانه توضیح و تفسیر زیاد کلافه کنندست
۱
کاربر 9887416
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۳
سلام .موضوع کتاب خوب بود اما توضیحات آن خیلی زیاد بودخوانتده درطول خوانش دچارسردرگمی میشود واصلا ربط موضوعات را نمی داند گرچه در آخر نصفه ونیمه متوجه میشود اما لذت خواندن کتاب ازدست رفته در قسمت عتیقه فروش یک داستان...بیشتر
۰
کاربر ۵۹۹۹۵۱۰
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۰۱
جالب نیود
۰
خاتون
توصیه میکنم.
۱۳۹۸/۰۲/۱۳
کتاب جالب و قشنگیه توصیه میکنم حتما بخونید.👍
۰
بانو
۱۳۹۸/۰۱/۱۸
جذبم نکرد تا صفحه 50بیشتر نتونستم ادامه بدم با تشکر از نویسنده انشا الله در کتاب های دیگرشون بهتر عمل کنند
۲
بانــــ👑ــــو
۱۳۹۷/۰۴/۰۸
به نظرم کسل کننده س ادم خوابش میگیره😞
۱
fr
۱۳۹۷/۰۱/۰۲
کتاب زیبایی هست ! اما خیلی به حاشیه ها پرداخته ولی به هر حال ارزش یک بار خوندن رو داره
شعر نقاشی احساس و داستان نیز گونه ای دیگر از تصویر پردازی خیال است و هر دو این مقولههای ادبی در بستر عقلانیت رنگ میگیرند و ذهن هر خواننده اثر را از نقطهای ثابت به دنبال خود میکشانند
آرزو
۴
«بیا که در این عهد و زمانه، ما با سگدو زدن به جایی نمیرسیم. فعلاً یکدم عمر را غنیمت شمریم و امروز یه جای خوب بریم. ببینیم تا چی پیش مییاد» .
parijim
۱
«درجه دوستیها و دوست داشتن، خیلی به خطوط اهرم مندرج فتیله چراغ نفتی شبیهه. یا اعداد یه دماسنج و یا مثل اعداد مندرج کانال تلویزیون. ولی در قدم اول باید انواع آنرا شناخت، سپس شِمُرد»
Setayes writer
۱
پسرک مضطرب و نگران، کنار دَر چوبی رنگ و رو رفته دفتر مدرسه به دیوار راهرو تکیه داده بود و به صحبتهای ناظم، با آن صدای زیر مردانهاش، گوش میداد. ناظم در آنزمان تلاش میکرد تا پدر و مادر دانش آموز کتک خورده در دفتر را به نحوی آرام کند او میگفت: «لطفاً فریاد نکشید آقا، خانوم، از شماها بعیده، اینجا مدرسه است خواهش میکنم خونسردی خودتون را حفظ کنید. بفرمائید بنشینید با داد و بیداد که چیزی حل نمیشه» .
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی دویت داشتم تا آخر بخونم ولی اینقدر به حاشیه پرداخته شده که بعد از دوفصل تازه به یه چیز تازه میرسی...ایکاش اینهمه توصیف نداشت...اون موقع حوصله ی مخاطب هم سر نمیرفت...چون همین عامل باعث میشه علاوه بر جالب بودن...بیشتر
کتاب از همین آغاز داره کند پیش میره سخته تصور کردن نمیشه همزمان تصویرو در ذهنت بسازید داستان رو سریع بخونی ۵٠٠ صفحه کتابم که تنتور میلرزاند نکنه ادامه بدم خوب نباشه پس همین جا بی خیال بشم بهتره
خسته کننده بود... وسطای فصل دوم حوصلم سر رفت دیگ ادامش ندادم...اینقدر توصیفاش زیاده ادم داستان اصلی رو یادش میره...میتونستم اصل داستانو تو پنج خط بگم بقیش همه تفسیر و توصیف
مزخرف بود فقط تونستم چند صفحه شو تحمل کنم
خیلی خوبه و فضاسازی بسیار خوبی داره تک تک چیز هایی که فکر میکنیم رو توش نوشته انگار ما یکی از شخصیت هایی داستان هستیم و بر کل فضای حاکم مسلط هستیم خیلی خوب وصف حال و شرایط رو کرده...بیشتر
نخوندمش چون حوصله نداشتم، و پنج ستاره دادم چون نویسنده زحمت کشیده و نمیتونم درباره ی چیزی که نخوندم نظر بدم:)
داستان قشنگی بود منهای توضیحات خیلی زیادش.. من متوجه ارتباط فصل اول با باقی فصلها نشدم...یعنی تکلیف اون دانش اموز که عاشق معلمش که درواقع طرلان بوده چی شد؟
دو فصل رو خوندم تا اینجا داستانها خوب بود اما متاسفانه توضیح و تفسیر زیاد کلافه کنندست
سلام .موضوع کتاب خوب بود اما توضیحات آن خیلی زیاد بودخوانتده درطول خوانش دچارسردرگمی میشود واصلا ربط موضوعات را نمی داند گرچه در آخر نصفه ونیمه متوجه میشود اما لذت خواندن کتاب ازدست رفته در قسمت عتیقه فروش یک داستان...بیشتر
جالب نیود
کتاب جالب و قشنگیه توصیه میکنم حتما بخونید.👍
جذبم نکرد تا صفحه 50بیشتر نتونستم ادامه بدم با تشکر از نویسنده انشا الله در کتاب های دیگرشون بهتر عمل کنند
به نظرم کسل کننده س ادم خوابش میگیره😞
کتاب زیبایی هست ! اما خیلی به حاشیه ها پرداخته ولی به هر حال ارزش یک بار خوندن رو داره
ممنون