معرفی و دانلود رایگان کتاب نجات بزرگ
تصویر جلد کتاب نجات بزرگ
off

کتاب نجات بزرگ

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۵۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی بصیرت‌نیا

معرفی کتاب نجات بزرگ

«نجات بزرگ» اثری تلفیقی از یک داستان علمی - تخیلی - عاشقانه به قلم مهدی بصیرت‌نیا است. «باران کم کم چشم‌هایش را باز کرده بود و خیره به آفتاب همچون هر روز به این فکر می‌کرد که چه تعداد انفجار اتمی لازم است تا این گرمای زندگی‌بخش از بیرون از پنجره اتاق کوچکش موج شور و اشتیاق به زندگی را در وجودش بیدار کند تا او دوباره موتور پرقدرت کنجکاوی و تلاش عاشقانه‌اش را روشن کرده و به سراغ هزاران سؤالی که مانند همیشه در ذهنش رژه می‌رفتند برود و صدالبته که مثل همیشه موفق و پیروز برگردد. همین تفکرات زیبا و نیروی خلاق و آفریننده ذهن کنجکاو او موجب شده بود که در طول سال گذشته آن‌چنان رشد و موفقیتی داشته باشد که کمتر موردی برای مقایسه با او پیدا می‌شد. بردن جایزه خوارزمی برای سومین سال متوالی و ارائه مقالاتی خیره‌کننده در زمینه اخترفیزیک به معتبرترین دانشگاه‌های دنیا که به دنبال آن چندین بورسیه تحصیلی به او پیشنهاد شده بود، چیزی نبود که هرکسی بتواند از عهده آن برآید. موفقیت‌هایی که حتی تصورش برای دختری که تنها نوزده سال داشت دور از ذهن به نظر می‌رسید اما ظاهراً برای او هیچ چیز غیرممکن نبود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نجات بزرگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابنجات بزرگ
موضوعرمان، علمی تخیلی، عاشقانه، داستان ایرانی
نویسندهمهدی بصیرت‌نیا
انتشاراتانتشارات نیک‌مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۵/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۲۸۷۹۷۱
تعداد صفحه‌ها۳۷۳ صفحه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mahdi
۱۳۹۷/۰۶/۰۳

واژه های تکراری و خسته کننده زیاد داشت و در تعریف از قهرمان داستان زیاده روی شده بود. قهرمان این داستان قبل از انجام نجات بزرگ، اینقدر مورد تعریف قرار می گیره که ذهن خواننده خسته می شه

۰
Royaei
۱۳۹۷/۱۲/۲۸

داستان خیلی توضیح های خسته کننده ای داشت اگه کسی داستانهای خاتم ناهید گلکار را خونده باشه که توصیه میکنم یکی از اونها را بخوانید دیگه تحمل این نوشتار را نخواهد داشت نه علمی قابل قبول بود نه رمان ......اما...بیشتر

۰
m.e.m.t
۱۳۹۷/۰۹/۰۹

داستان جالبی داشت ولی در عین حال بیش از حد تخیلی بود و از جنبه علمی هم ضعیف بود

۳
Faei
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۱

بیش از حد تو تعریف هر چیزی بزرگنمایی میکرد...من چون فیلمای علمی تخیلی دوست دارم کنجکاو شدم بخونمش ولی واقعا نویسنده این کتاب اصول رمان نویسی رو رعایت نکرده بود و باعث شده بود یه داستان رویایی تخیلی ساخته بشه...بیشتر

۰
عقاید یک دلقک:/
۱۳۹۷/۰۵/۱۸

بسیار عالی

۰
کاربر ۱۸۸۰۵۲۹جواد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۲/۱۹

از نظر من دلنشین نبود

۰
الهام جلیلوند
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

به نظر من نویسنده اول شخص داستان را که دختری به نام باران بو دخیلی درتوصیف اووویژگی های اوبزرگنمایی کرده بود

۰
کاربر ۶۹۸۹۶۸۱
۱۴۰۳/۱۱/۲۲

عالی بود

۰
سمیه ملای
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۰

کتابهای علمی و تخیلی را دوست دارم امکانش هست رایگان های خوبی هستند بفرستید

۰
:(Nahid):
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۳

•بسیار عالی صفحه ی اولش به من روحیه داد •اگه خیلی با سلیقه باشید،این کتاب را بخوانید بسیار عالی

۱
کاربر ۲۱۱۰۸۷۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۱

خوب

۰
fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۸

این کتاب عالیییییییییییییییی بود 😍😍 ای کاش فصل دوم داشت

۰
کاربر ۲۷۳۲۷۵۱
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۱

خیلی خوب نبود

۰
Saha
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۷

خیلی خیلی عالی بود ممنون از نویسنده اش🙌🙌

۰
یخ‌سرخ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۲

قطعاایجادفضایی‌سه‌گانه‌ازعشق‌وتخیل‌وعلم‌سخت‌است

۰

بریده‌هایی از کتاب

MOBINA
۱۴
هرگز برای هیچ‌چیز دیر نیست...!
fat_ma
۱۰
«به آسمان که می‌نگری، تنها به خورشید نظاره کن! تنها خورشید می‌داند که چه در درون تو می‌گذرد و تنها خورشید است که داستان ازل تا ابد را برایت بازگو می‌کند! و همچنان که مست نور خورشیدی، به عشق لبخند بزن، به پدر و مادرت بیندیش و صلح را در وجودت بپروران. این‌ها همه گوشه‌ای از میراث بی‌پایان و پربرکت خورشیدند...»
:(Nahid):
۹
تنها خورشید می‌داند که چه در درون تو می‌گذرد و تنها خورشید است که داستان ازل تا ابد را برایت بازگو می‌کند!
MOBINA
۸
فقط با عقل نمی‌شه همه‌چیز رو حل کرد
💕Adrien💕
۵
موسیقی ملایم و روح بخشی در فضای اتاق طنین انداز شده بود و باران در طلوعی دوباره غرق در رؤیا و لذت شروعی مجدد، گوش به‌زنگ موسیقی مورد علاقه و رویایی‌اش شده بود: »When you look at the sky, Just focus on the sun, She is the only one, Who has known, What’s going on, In your heart, That’s only sun, Will tell you the story of every one, Either known or unknown, From starting to the long run…. «
:(Nahid):
۴
همچنان که مست نور خورشیدی، به عشق لبخند بزن، به پدر و مادرت بیندیش و صلح را در وجودت بپروران. این‌ها همه گوشه‌ای از میراث بی‌پایان و پربرکت خورشیدند...»
:(Nahid):
۳
صدای مادر آرام آرام باران را به دنیای فیزیکی نزدیک‌تر می‌کرد و در کسری از ثانیه او را از ورای دنیاهای بی‌نهایت دور و ناشناخته به روی تختخوابش برگرداند. -بله مادر جان! صبح بخیر تازه بیدار شدم. خودم الان به پردیس زنگ می‌زنم. ممنونم که خبر دادی مادر نازنینم! پردیس بهترین دوست باران و یکی از باهوش‌ترین بچه‌های دانشکده بود که به نوعی مثل خود او نابغه محسوب می‌شد؛ اما واقعاً کسی حریف باران نبود. خیلی‌ها سعی می‌کردند که در برابر باران خودی نشان دهند، اما او واقعاً از هر نظر کاملاً متفاوت بود. او نه تنها از نقطه نظر علمی بلکه در هر زمینه‌ای یک شاهکار بی‌بدیل محسوب می‌شد.
MOBINA
۲
به آسمان که می‌نگری، تنها به خورشید نظاره کن! تنها خورشید می‌داند که چه در درون تو می‌گذرد و تنها خورشید است که داستان ازل تا ابد را برایت بازگو می‌کند!
-فریال!.
۱
«به آسمان که می‌نگری، تنها به خورشید نظاره کن! تنها خورشید می‌داند که چه در درون تو می‌گذرد و تنها خورشید است که داستان ازل تا ابد را برایت بازگو می‌کند! و همچنان که مست نور خورشیدی، به عشق لبخند بزن، به پدر و مادرت بیندیش و صلح را در وجودت بپروران. این‌ها همه گوشه‌ای از میراث بی‌پایان و پربرکت خورشیدند...»