
کتاب دلم بی صدا شکست
معرفی کتاب دلم بی صدا شکست
کتاب دلم بی صدا شکست نوشتهی داود عزیمی را نشر پرپروک منتشر کرده است. این کتاب مجموعهای از غزلها، چند شعر نیمایی و چند متن منظوم و منثور عاشقانه است که در فضایی عاطفی و گاه اجتماعی شکل گرفتهاند. شاعر در این دفتر از تجربههای شخصی، دلبستگیهای عاطفی، خاطرات انجمنهای شعر خمین و ارادتش به معلمی و شهدا سخن گفته است. زبان اثر بر پایهی سنت غزل فارسی است و در کنار آن، چند قطعهی آزادتر با حالوهوای امروزی هم دیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دلم بی صدا شکست
کتاب دلم بی صدا شکست نخستین دفتر از سهگانهای است که داود عزیمی از سرودههای خود فراهم کرده است. شاعر در آغاز کتاب زندگینامهی کوتاهی از خود نوشته و از سالهای دبیرستان، حضور در مرکز تربیت معلم اراک، تشکیل انجمن شعر خمین و فاصلهگرفتن چندساله از شعر گفته است. سپس توضیح داده که سرودههایش را در سه دفتر جداگانه سامان داده و این مجلد را به غزلیات و چند شعر نیمایی اختصاص داده است. کتاب دلم بی صدا شکست در ادامهی همان مقدمه، وارد متن شعرها میشود و فهرستی از عناوین غزلها و قطعات را پیش چشم میگذارد؛ آثاری با نامهایی مثل صحرای جنون، چشم تو، عکس رخ یار، غزلخوان، طبیب، دست تقدیر، سراب، پشیمان، امید شفا، دلم بی صدا شکست، شراب شعر، سبوی زلف، گربه، بهار بی تو، شیدا، چه شد، بهار خوش باشد، پرواز، قسم، کار بسته، بوی یاس، زلف پریشان، دعای بیاثر، تنهایی سخن، وعدهی فردا، هوس، مجال گناه، جای تو خالی است، درمان، عروس آسمانی، شام یلدایی، جام ولا، ما بر سر پیمانیم، پرده راز، قاب نبلی، قد نکو، امروز و فردا میروم، کوزه شکسته، گلابه، قافیه، شرح حسن، عشق خدایی، لیلای روزگار، بیابان جنون، شمع بیداران، استغفار، بیمار توام، مهر نماز، طلیعهی بهار، امنا، آب حلال، بهتان، عاشقانه میمیرم، درمانم مکن، رنج شقایقپیشه، لیلا تو بمان با من، خندهی مستانه، عذرخواه، جام شراب، ایوب من، جانم بلاگردان تو، بهین خلق روزگار، قبلهگاه، بهانه، شور محشر، بوی دلبر، جان غزل، بوی جنگل، شب گیسو، چشم انتظار، شرط محبت، پای عبور، اعتبار، مگر خدا شدهای، یاد، با نگاهت، خطا، بال خیال، به باد چشمهایت، لرزش دل و دل من میسوزد. کتاب دلم بی صدا شکست در کنار غزلهای عاشقانه، چند شعر مناسبتی و یادنامهای هم دارد؛ از جمله سرودههایی برای معلمان، دوستان شاعر، اعضای انجمن شعر خمین و رزمندگان. در پایان کتاب نیز چند متن آزاد با وزن و آهنگ نزدیک به شعر نیمایی آمده که در آنها شاعر از تنهایی، خاطره، لرزش دل در لحظهی دیدار و سوختن آرام دل سخن گفته است.
خلاصه کتاب دلم بی صدا شکست
کتاب دلم بی صدا شکست مجموعهای است که محور اصلی آن عشق، دلتنگی و خاطره است. شاعر در بسیاری از غزلها از معشوقی دور سخن گفته که حضور و غیبتش تمام زندگی را زیر سایهی خود برده است؛ از زلف پریشان، چشم بیمار، خندهی مستانه و شام یلدایی تا بیابان جنون و دلی که بیصدا میشکند. در کنار این فضای عاشقانه، چند شعر به معلم، کلاس درس، جبهه و دوستان شاعر اختصاص یافته و تصویری عاطفی از رابطهی او با شهر و همنسلانش میسازد. در قطعات پایانی، لحن به سمت اعترافهای درونی و تأمل دربارهی گذر عمر، لرزش دل در لحظهی دیدار و سوختن خاموش دل میرود و مجموعه را با حالوهوایی اندوهگین و صمیمی به پایان میرساند.
چرا باید کتاب دلم بی صدا شکست را بخوانیم؟
به دلم بی صدا شکست میتوان به چشم دفتر دلتنگیها و دلبستگیهای یک معلم شاعر نگاه کرد که عشق، خاطره، شهر کوچک، انجمن شعر و جبهه را در کنار هم نشانده است. این کتاب برای آشنایی با حالوهوای غزل امروز در شهرستانها و لمس تجربهی شخصی شاعری که میان کلاس درس و محفل شعر زیسته جذاب است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن دلم بی صدا شکست به دوستداران غزل عاشقانه، علاقهمندان شعر کلاسیک امروز، کسانی که با فضای انجمنهای شعر شهرستانها آشنا هستند یا کنجکاوند آن را بشناسند و نیز معلمانی که به شعر و نوشتن گرایش دارند پیشنهاد میشود. همچنین به مخاطبانی که به شعرهای عاطفی و نوستالژیک علاقه دارند توصیه میشود.
