
کتاب یازده سال تنهایی
معرفی کتاب یازده سال تنهایی
کتاب یازده سال تنهایی، نوشته مسعود شبانی، داستانی بلند از سرگشتگی، گمگشتگی در زمان و درهمتنیدگی واقعیت و خیال است که نشر سنجاق در سال ۱۴۰۴ آن را منتشر کرده است. نویسنده در این رمان، زندگی مردی را بازگو کرده است که پس از سقوط در چاه، ناگهان خود را ۱۱ سال بعد و در مکانی دیگر مییابد و هیچ نشانی از آن سالهای گمشده در ذهنش ندارد. این رمان با حرکت بین خاطره، توهم، سفر، کوهستان و جستوجوی هویت، جهانی پر از تردید و پرسش میسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یازده سال تنهایی اثر مسعود شبانی
کتاب یازده سال تنهایی، به قلم مسعود شبانی، داستان مردی است که آخرین تصویر روشن زندگیاش سقوط در چاهی در مسیر الیگودرز است و بلافاصله بعد از آن، در فضایی سرسبز و ناشناس در حوالی گرگان به هوش میآید. او بهتدریج میفهمد که ۱۱ سال از زمان سقوطش گذشته و هیچ خاطرهای از این سالها در ذهنش نیست.
مسعود شبانی در این کتاب، از همین نقطهی گسست زمانی، داستانی طولانی از تلاش برای بازسازی گذشته و ساختن اکنون میسازد. در کتاب یازده سال تنهایی، راوی ابتدا در روستایی پر از باغهای خرمالو، با کارگری روزمزد و پناهگرفتن در اتاقکی کوچک، سعی میکند هویت تازهای برای خود بسازد و از خانواده و گذشتهاش دور بماند. او در قهوهخانهای روستایی با مردی روبهرو میشود که صد سال تنهایی میخواند و همین کتاب جرقهی پیوند میان زندگی ذهنی و واقعیت بیرونی او میشود.
از اینجا به بعد، مرز میان رؤیا، توهم و رخدادهای واقعی مدام جابهجا میشود. کتاب یازده سال تنهایی در ادامه، زندگی راوی را در گرگان، کار در کارگاه یخچالسازی، راهاندازی کارگاه اواپراتورسازی، دویدنهای طولانی در ساحل و جنگل و سپس ورود جدی او به کوهنوردی دنبال میکند. آشنایی با مونا، دختری کوهنورد که رویای صعود به اورست دارد، فصل تازهای در داستان میسازد؛ فصلی که در آن، گذشتهی راوی و گذشتهی مونا به هم گره میخورد و سرانجام، مسیر هر دو به بیسکمپ اورست میرسد. در این رمان، جستوجوی حقیقت، ترس از مرگ والدین، فرار از خانواده و کشمکش دائمی میان رؤیا و واقعیت، در قالب ماجراهایی پیدرپی و گاه فلسفی روایت شده است.
خلاصه داستان یازده سال تنهایی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
راوی کتاب یازده سال تنهایی پس از فریبخوردن در ماجرای فروش سکه، در چاهی سقوط میکند و وقتی به هوش میآید، خود را در روستایی حوالی گرگان مییابد؛ درحالیکه تقویم نشان میدهد ۱۱ سال گذشته است. او بدون پول، هویت و خاطره، با کارگری در باغهای خرمالو و پناهگرفتن در اتاقکی کوچک، سعی میکند گمشدنش در زمان را پنهان کند و گذشتهاش را از نو بفهمد. بهتدریج، زندگیاش میان دو قطب شکل میگیرد: از یکسو دنیای ذهنی پر از توهم، پرشهای زمانی و صحنههایی که معلوم نیست واقعاً رخ دادهاند یا نه و از سوی دیگر، کار، دویدن، کوهنوردی و ساختن کسبوکاری تازه.
آشنایی با مونا، کوهنوردی که رؤیای اورست را در سر دارد، او را وارد مرحلهای میکند که در آن، گذشتهی خودش و گذشتهی مونا روی هم میافتند. داستان تا صعود به اورست پیش میرود و در این مسیر، پرسش اصلی کتاب دربارهی مرز میان واقعیت و خیال و اینکه انسان برای فرار از رنج گذشته تا کجا میتواند جهان ذهنی بسازد، پررنگتر میشود.
چرا باید کتاب یازده سال تنهایی را بخوانیم؟
کتاب یازده سال تنهایی داستانی است که همزمان به جابهجایی در زمان، ترس از مرگ والدین، فرار از خانواده و اعتیاد به دنیای ذهنی میپردازد. این کتاب از دل یک ماجرای ظاهراً ساده، به پرسشهای عمیقتری دربارهی هویت، حافظه، رنج و امکان دوبارهساختن زندگی میرسد و در عین روایت ماجراجویانه، فضای درونی و متفکرانهای خلق میکند.
خواندن کتاب یازده سال تنهایی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب یازده سال تنهایی به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهایی با درهمتنیدگی واقعیت و خیال، روایتهای اولشخص پر از تردید و خودکاوی و داستانهایی دربارهی کوهنوردی، سفر، گمشدن در زمان و بازسازی هویت علاقهمند هستند یا درگیر سوگ، فاصله از خانواده و پرسشهای وجودیاند.
بخشی از کتاب یازده سال تنهایی
«مردی در قهوهخانه داشت کتاب صدسال تنهایی را میخواند. بمحض دیدن عنوان صد سال تنهایی به یادم آمد که چرا اینجا هستم. این کتاب را برای دوستم عادل آورده بودم. عادل از دوستان دانشگاهیام بود و از اهالی الیگودرز و بنا به اطلاعی که داشتم کارمند بانک بود. وقتی پیامک چوپانی که برایم داستان سکههای طلا را نوشته بود خواندم اول با عادل مشورت کردم. اما او مرا از ادامه کاری که بابتش آمده بودم برحذر داشت، هرچند من گوش نکردم. حالا داشت صحنهها یکی یکی یادم میآمد. با چوپان که خودش را مهدی معرفی میکرد تماس گرفتم و در تاریکی هوا به اتفاق هم به دامنه کوهی رفتیم. از آمدنم پشیمان بودم. کاش به حرف عادل گوش میدادم. اما فرصتی برای جبران نبود. یهویی زیر پایم خالی شد و دیگر چیزی نفهمیدم. حالا مردد بودم که نکند عادل خودش این نقشه را برای من کشیده بود. امکان نداشت شماره تلفن مرا یک غریبه داشته باشد. همه چیز در حد دیوانه کنندهای مشکوک بود. و بدتر اینکه هیچ کاری از دستم بر نمیآمد. نه شماره تلفنی از عادل در حافظه داشتم و نه حتی امکانی برای تماس. برای لحظاتی از بدبختی خودم گریهام گرفت. اینکه چرا آنقدر ساده لوح و زودباور بودم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یازده سال تنهایی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | یازده سال تنهایی |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | مسعود شبانی دومولا |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۵۶ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۵۵۴۰۶۵۱ |
| تعداد صفحهها | ۱۵۵ صفحه |
| قیمت کتاب | ۵۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب