
کتاب یازده سال تنهایی
معرفی کتاب یازده سال تنهایی
کتاب یازده سال تنهایی نوشتهی مسعود شبانی دومولا روایتی بلند از سرگشتگی، گمگشتگی در زمان و درهمتنیدگی واقعیت و خیال است. نویسنده در این رمان، زندگی مردی را دنبال کرده است که پس از سقوط در چاهی، ناگهان خود را یازده سال بعد و در مکانی دیگر مییابد و هیچ نشانی از آن سالهای گمشده در ذهنش ندارد. سنجاق آن را منتشر کرده است و متن حاضر نسخهای است که در ۴۲ بخش داستان را پیش میبرد. این رمان با حرکت بین خاطره، توهم، سفر، کوهستان و جستوجوی هویت، جهانی پر از تردید و پرسش میسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یازده سال تنهایی
کتاب یازده سال تنهایی داستان مردی است که آخرین تصویر روشن زندگیاش، سقوط در یک چاه در مسیر الیگودرز است و بلافاصله بعد از آن، در فضایی سرسبز و ناشناس در حوالی گرگان به هوش میآید. او بهتدریج میفهمد که یازده سال از زمان سقوطش گذشته و هیچ خاطرهای از این سالها در ذهنش نیست. مسعود شبانی دومولا در این کتاب، از همین نقطهی گسست زمانی، روایتی طولانی از تلاش برای بازسازی گذشته و ساختن اکنون مینویسد. در کتاب یازده سال تنهایی، راوی ابتدا در روستایی پر از باغهای خرمالو، با کارگری روزمزد و پناهگرفتن در اتاقکی کوچک، سعی میکند هویت تازهای برای خود بسازد و در عین حال از خانواده و گذشتهاش دور بماند. او در قهوهخانهای روستایی با مردی روبهرو میشود که صد سال تنهایی میخواند و همین کتاب، جرقهی پیوند میان زندگی ذهنی و واقعیت بیرونی او میشود. از اینجا به بعد، مرز میان رؤیا، توهم و رخدادهای واقعی مدام جابهجا میشود. کتاب یازده سال تنهایی در ادامه، زندگی راوی را در گرگان، کار در کارگاه یخچالسازی، راهاندازی کارگاه اواپراتورسازی، دویدنهای طولانی در ساحل و جنگل و سپس ورود جدی او به کوهنوردی دنبال میکند. آشنایی با مونا، دختری کوهنورد که رویای صعود به اورست دارد، فصل تازهای در داستان میسازد؛ فصلی که در آن، گذشتهی راوی و گذشتهی مونا به هم گره میخورند و سرانجام، مسیر هر دو به بیسکمپ اورست میرسد. در این رمان، جستوجوی حقیقت، ترس از مرگ والدین، فرار از خانواده، و کشمکش دائمی میان ذهن و عین، در قالب ماجراهایی پیدرپی و گاه فلسفی روایت شده است.
خلاصه داستان یازده سال تنهایی
راوی یازده سال تنهایی پس از فریبخوردن در ماجرای فروش سکه، در چاهی سقوط میکند و وقتی به هوش میآید، خود را در روستایی حوالی گرگان مییابد؛ درحالیکه تقویم نشان میدهد یازده سال گذشته است. او بدون پول، هویت و خاطره، با کارگری در باغهای خرمالو و پناهگرفتن در اتاقکی کوچک، سعی میکند گمشدنش در زمان را پنهان کند و گذشتهاش را از نو بفهمد. بهتدریج، زندگیاش میان دو قطب شکل میگیرد: از یکسو دنیای ذهنی پر از توهم، پرشهای زمانی و صحنههایی که معلوم نیست واقعاً رخ دادهاند یا نه، و از سوی دیگر، کار، دویدن، کوهنوردی و ساختن کسبوکاری تازه. آشنایی با مونا، کوهنوردی که رویای اورست را در سر دارد، او را وارد مرحلهای میکند که در آن، گذشتهی خودش و گذشتهی مونا روی هم میافتند. داستان تا صعود به اورست پیش میرود و در این مسیر، پرسش اصلی کتاب دربارهی مرز میان واقعیت و خیال، و اینکه انسان برای فرار از رنج گذشته تا کجا میتواند جهان ذهنی بسازد، پررنگتر میشود.
چرا باید کتاب یازده سال تنهایی را بخوانیم؟
یازده سال تنهایی تجربهی خواندن داستانی است که همزمان به جابهجایی در زمان، ترس از مرگ والدین، فرار از خانواده، و اعتیاد به دنیای ذهنی میپردازد. این کتاب از دل یک ماجرای ظاهراً ساده، به پرسشهای عمیقتری درباره هویت، حافظه، رنج و امکان دوبارهساختن زندگی میرسد و در عین روایت ماجراجویانه، فضای درونی و متفکرانهای خلق کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن یازده سال تنهایی به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهایی با درهمتنیدگی واقعیت و خیال، روایتهای اولشخص پر از تردید و خودکاوی، و داستانهایی درباره کوهنوردی، سفر، گمشدن در زمان و بازسازی هویت علاقهمند هستند یا درگیر سوگ، فاصلهگرفتن از خانواده و پرسشهای وجودیاند.
بخشی از کتاب یازده سال تنهایی
«آخرین چیزی که بیاد میآورم، افتادن در یک چاه بود. تا به ته چاه بخورم مرور کوتاهی به زندگیم کردم. از لحظه بدنیا آمدن تا کودکی خیلی زود گذشت. مطمئن نبودم که متعلق به من باشد. شاید داشتههای مغزم آنها را مثل خواب میساخت اما تصاویر نوجوانیام کاملا مال خودم بود. در باغ گلستان با پدرم بودم و یک عکاس که مرتب جای مرا تغییر میداد. همه صحنهها با دور تند جلو میرفت. عطر گلهای بنفشه دور استخر شاهگلی را احساس میکردم. بابا مرا با پسر عموم بهمن کشتی انداخت. من زمین خوردم، اما رفتم لباس پاسبانیام را تنم کردم و این بار برنده شدم. وارد مدرسه حکمت شدم. کلاس اول در کنج مدرسه اقای نیکوند با اون قد کشیدهاش درس میداد. در زنگ دوم برایمان شیر آوردند. از سیمهای رنگارنگی که نمیدانم چرا در خانه بود یک بافه به شکل شلاق درست کردم و روز بعد به معلم دادم و چون مشقهایم را ننوشته بودم با همان شلاق به کف دستام زد. کلاس دوم آقای طاهری پیرمردی بود که کت قهوهای به تن داشت و خوشرو بود و بعد خانم حسینی معلم سوم ما. کلاس چهارم معلمها برای دیدن دودی که از سه راه شمش تبریزی بلند شده بود در کلاس ما که در در منتهیالیه طبقه دوم بود جمع شده بودند. پدرو مادرها برای بردن بچههایشان به مدرسه آمده بودند. چند روز تعطیلی شد و بعد تظاهرات و صدای گلوله و انقلاب. تصاویر خیلی سریعتر جلو میرفتند. روزنامه دیواری مدرسه فرهنگ را با کاغذهای رنگیاش از نظر گذراندم. سرعت رخدادها خیلی زیاد شدند. دیگر قادر نبودم همه را به یاد بیاورم. وارد دبیرستان شدم. کلاسور قهوهای داشتم. به کلاسهای کنکور ۱۲ فروردین در شهناز رفتم. از دانشگاه شیراز و دانشگاه تهران عبور کردم و تا به ته چاه رسیدم پدر مرد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب یازده سال تنهایی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب: | یازده سال تنهایی |
|---|---|
| موضوع: | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده: | مسعود شبانی دومولا |
| انتشارات: | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۴۰۴/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب: | EPUB |
| حجم فایل کتاب: | ۱.۵۶ مگابایت |
| شابک: | ۹۷۸۶۲۲۵۵۴۰۶۵۱ |
| تعداد صفحهها: | ۱۵۵ صفحه |
| قیمت کتاب: | ۵۰۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب