
کتاب چشم تیله ای
معرفی کتاب چشم تیله ای
کتاب چشم تیلهای نوشتهی عادل امانی روایتی از دلبستگیهای نوجوانی و ادامهی آن در سالهای جوانی است که نشر داروگ آن را منتشر کرده است. داستان از کلاسهای مدرسه و دانشگاه شروع میشود و در بستر خاطرات، جابهجایی شهر و مدرسه و مواجهههای دوباره شکل میگیرد. نویسنده با تمرکز بر نگاهها، فضاهای مدرسه، حیاطها، صفها و کلاسها، رابطهای قدیمی را دنبال کرده است که بعد از سالها دوباره سر راه قهرمان داستان قرار میگیرد. چشمهای آبی دختری به نام لیلی صفوی، تیلهها، و یک مدرسهی دخترانه، عناصر محوری این روایت هستند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چشم تیله ای
کتاب چشم تیلهای داستان نیما پویان است؛ پسری که در سال اول راهنمایی بهطور موقت به مدرسهای دیگر منتقل میشود و همان یک نصفروز، زندگی عاطفی و ذهنی او را برای سالها تحتتأثیر قرار میدهد. در آن مدرسهی دخترانه، نیما کنار دختری با چشمهای آبی مینشیند که بعدها نامش، لیلی صفوی، در ذهن او حک میشود. چشم تیلهای در این کتاب نهفقط یک توصیف ظاهری که نشانهای از خاطره، دلبستگی و ماندگاری یک تصویر در ذهن نوجوانی است که تازه دارد جهان رابطهها را میشناسد. کتاب چشم تیلهای در ادامه، نیما را در سالهای بعدی زندگیاش دنبال کرده است؛ از دبیرستان و علاقهاش به ادبیات و شعر و رابطهاش با معلم ادبیات، آقای رحیمی، تا ورود به دانشگاه و رشتهی مدیریت استراتژیک. در دانشگاه، در کلاس مدیریت استراتژیک با استادی به نام ناصر زراعتپیشه، نیما دوباره با لیلی روبهرو میشود؛ اینبار در جایگاهی متفاوت، اما با همان چشمهای آبی که او را به گذشته پرتاب میکند. کتاب چشم تیلهای در فصلهای متعدد، بین زمان حال و خاطرات گذشته رفتوآمد کرده است و نشان داده است چگونه یک نگاه، یک نیمکت، یک انشا و یک مدرسه میتواند به محور شکلگیری رؤیاها و تصمیمهای سالهای بعد تبدیل شود. در بخشهای بعدی کتاب چشم تیلهای، رابطهی نیما و لیلی در فضای دانشگاه، گفتوگوهای کوتاه، غیبتهای ناگهانی، نامهای کوتاه و بازگشت لیلی به اهواز دنبال شده است. حضور آقای رحیمی بهعنوان معلم و مشاور غیررسمی نیما، بعد دیگری به داستان داده است؛ جایی که نیما برای فهمیدن احساساتش، ترس از دستدادن، و مواجهه با بلاتکلیفی عاطفی، به او پناه میبرد. این کتاب با تمرکز بر جزئیات روزمره، صفهای مدرسه، زنگها، حیاطها، نیمکتها و مسیرهای رفتوآمد، فضای آشنا و ملموسی از نوجوانی و جوانی شهری ساخته است.
خلاصه داستان چشم تیله ای
داستان چشم تیلهای از نگاه نیما روایت شده است؛ پسری که در سال اول راهنمایی بهطور موقت به مدرسهی سعدی و سپس به مدرسهی دخترانهی دانش منتقل میشود. در همان روز اول، او کنار دختری ریزنقش با چشمهای آبی مینشیند که بعدها میفهمد نامش لیلی صفوی است. چشمهای او نیما را به یاد تیلههای آبی محبوبش میاندازد و همین شباهت ساده، به نقطهی شروع دلبستگی عمیقی تبدیل میشود که سالها در ذهنش میماند. سالها بعد، نیما در دانشگاه و در کلاس مدیریت استراتژیک، دوباره با لیلی روبهرو میشود؛ اینبار هر دو دانشجو هستند و گذشته در یک لحظه زنده میشود. گفتوگوهای کوتاه، سلام و خداحافظیهای محتاطانه، غیبتهای ناگهانی لیلی و نامهای سهخطی که از بازگشت او به اهواز و وجود خواستگاری سمج خبر میدهد، نیما را میان امید و بلاتکلیفی نگه میگذارد. او با کمک معلم قدیمیاش، آقای رحیمی، سعی میکند احساساتش را بفهمد و با واقعیتهای پیشرو کنار بیاید.
چرا باید کتاب چشم تیله ای را بخوانیم؟
چشم تیلهای تصویری نزدیک از تجربهی دلبستگیهای نوجوانی و ادامهی آن در سالهای بعد ارائه کرده است؛ تجربهای که در آن یک نگاه، یک نیمکت و یک انشا تا سالها در ذهن میماند. این کتاب برای کسانی که به روایتهای آرام، مبتنیبر جزئیات روزمره، فضای مدرسه و دانشگاه و شکلگیری تدریجی احساسات علاقهمند هستند، میتواند جذاب باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن چشم تیلهای به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای عاشقانهی شهری، فضاهای مدرسه و دانشگاه، و روایتهای مبتنیبر خاطره و بازگشت به گذشته علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی که دوست دارند شکلگیری و تداوم یک دلبستگی قدیمی را در بستر زندگی روزمره دنبال کنند، پیشنهاد میشود.
حجم
۷۵۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۱ صفحه
حجم
۷۵۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۱ صفحه