
کتاب شهربازی وحشت
معرفی کتاب شهربازی وحشت
کتاب شهربازی وحشت نوشتهی آر. ال. استاین با ترجمهی امین ریسمانکارزاده داستان سفری خانوادگی است که بهجای یک پارک تفریحی معمولی به شهربازیای مرموز و ترسناک ختم میشود. نشر مانانگار آن را منتشر کرده است. در این کتاب، چند نوجوان و والدینشان ناخواسته وارد پارکی میشوند که در دل بیابان ساخته شده و همهچیز در آن کمی بیش از حد ترسناک و مشکوک است؛ از هیولاهای مکانیکی و ترسانندهها گرفته تا وسایل بازیای که انگار مرز بین تفریح و خطر واقعی را پاک کردهاند. روایت از زاویهدید یک دختر نوجوان دنبال میشود که همراه برادرش لوک و دوست او کلی، قدمبهقدم با رازهای این شهربازی روبهرو میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شهربازی وحشت
کتاب شهربازی وحشت داستانی از آر. ال. استاین است که در آن یک خانواده برای رفتن به پارک نگهبانان باغوحش راه میافتند اما در بیابانی خشک و بیانتها گم میشوند و ناگهان با تابلوی عظیمی روبهرو میشوند که آنها را به شهربازی وحشت دعوت کرده است. راوی داستان دختری به نام لیزی است که همراه برادر ۱۰ سالهاش لوک، دوست او کلی و پدر و مادرشان وارد پارکی میشوند که در ظاهر یک شهربازی معمولی است اما از همان لحظهی اول، نشانههای نگرانکنندهای در آن کتاب دیده میشود؛ از هیولای مکانیکی بالای بیلبورد تا موسیقی ترسناک و پارکینگی تقریبا خالی. کتاب شهربازی وحشت در چند بخش پیدرپی، فضاهای مختلف پارک را نشان میدهد: روستای گرگنما، سرسره مرگ، خانه آینهها، انبار خفاشها، مسیر مارهای درختی و مجسمههای شیطانی. هر بخش مثل یک مرحلهی تازه است که در آن لیزی و لوک و کلی با یک «وسیله» یا «جاذبه» جدید روبهرو میشوند و هر بار مرز بین جلوههای ویژه و خطر واقعی برایشان مبهمتر میشود. در سرسره مرگ، کلی ناپدید میشود و دو نفر دیگر مجبور میشوند دوباره همان سرسره را سوار شوند تا او را پیدا کنند. در خانه آینهها، هر سه در اتاقهای شیشهای جداگانه گیر میافتند و دیوارها بهسمتشان بسته میشود. در انبار خفاشها، در تاریکی مطلق، فقط صدا و برخورد بالها را حس میکنند. کتاب شهربازی وحشت با تکرار تابلوهای هشدارآمیز، ترسانندههایی که هم شوخی میکنند و هم هشدار میدهند و وسایلی که تا مرز مرگ پیش میروند، فضایی میسازد که در آن خواننده مدام بین «تفریح برنامهریزیشده» و «خطر واقعی» معلق میماند. استاین در این کتاب روی ترسهای رایج نوجوانان مثل گمشدن، جداافتادن از والدین، گیر افتادن در فضاهای بسته، حیوانات ترسناک و خرابشدن وسایل بازی دست گذاشته است و آنها را در قالب یک شهربازی پر از تابلوی «نیشگون گرفتن ممنوع» و «شاید اینبار نجات پیدا نکنید» کنار هم چیده است.
خلاصه کتاب شهربازی وحشت
در کتاب شهربازی وحشت خانوادهای در راه یک پارک تفریحی معمولی گم میشوند و بهجای آن به شهربازیای در دل بیابان میرسند که با بیلبوردی عظیم و هیولایی مکانیکی از آنها استقبال میکند. آنها هنوز از شوک انفجار ناگهانی ماشینشان بیرون نیامدهاند که یکی از «ترسانندهها» پیشنهاد میدهد روزشان را در پارک بگذرانند و نگران حملونقل نباشند. از اینجا به بعد، لیزی و لوک و کلی در فضاهای مختلف پارک میچرخند: در سرسره مرگ، سر خوردن بیپایان و عبور از میان شعلههای آتش را تجربه میکنند؛ در خانه آینهها در اتاقهای شیشهای جداگانه گیر میافتند و دیوارها بهسمتشان بسته میشود؛ در انبار خفاشها در تاریکی مطلق زیر هجوم موجوداتی بالزن قرار میگیرند. همزمان، تابلوهای هشدارآمیز و حرفهای دوپهلوی ترسانندهها این سؤال را پررنگ میکند که آیا همهچیز فقط یک نمایش ترسناک است یا واقعا کسانی در این پارک جانشان را از دست دادهاند.
چرا باید کتاب شهربازی وحشت را بخوانیم؟
کتاب شهربازی وحشت تجربهی یک شهربازی را به فضای ذهنی و حسی خواننده منتقل کرده است؛ جایی که هر وسیلهی بازی میتواند به یک تلهی واقعی شبیه باشد. این اثر برای کسانی که از تعلیق، فضاهای بسته، هشدارهای مرموز و بازی با مرز بین «شوخی ترسناک» و «خطر جدی» لذت میبرند، نمونهای روشن از داستانی است که تقریبا در هر فصل، موقعیت تهدیدآمیز تازهای خلق کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب شهربازی وحشت به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای ترسناک، شهربازیها، وسایل بازی هیجانانگیز و موقعیتهای پرتعلیق علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دوست دارند ترسهای روزمره مثل گمشدن، تاریکی، حیوانات ترسناک و خرابشدن وسایل بازی را در قالب یک ماجرای طولانی و پراتفاق دنبال کنند.
حجم
۸۹۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه
حجم
۸۹۸٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۱۰۸ صفحه