
کتاب عاشقانه های من و همسرم
معرفی کتاب عاشقانه های من و همسرم
کتاب عاشقانههای من و همسرم نوشتهی محمدجواد صفائیپور مجموعهای از شعرها و متنهای احساسی دربارهی عشق، دلدادگی و زندگی مشترک است که نشر ادب امروز آن را منتشر کرده است. در این کتاب شاعر با زبانی صمیمی از لحظههای آشنایی، خواستگاری، دلتنگی، شکرگزاری و همراهی با همسرش گفته است و از خلال این تجربهی شخصی به مفاهیمی مثل وفاداری، صبر، امید و توکل هم پرداخته است. فضای کلی اثر میان عاشقانههای زمینی و اشارههایی به عشق الهی در نوسان است و گاهی روایتهای کوتاه و خاطرهگونه در کنار شعرها قرار گرفته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عاشقانه های من و همسرم
کتاب عاشقانههای من و همسرم اثری از محمدجواد صفائیپور است که در آن تجربهی عشق و زندگی مشترک در قالب شعر و نثر کوتاه روایت شده است. شاعر در این کتاب از روزهای قبل از ازدواج، دعاها و نذرها، زیارت و توسل، و لحظههای پراضطراب خواستگاری گفته است و این مسیر را بهعنوان راهی برای رسیدن به «فرشتهی آسمانی» زندگیاش تصویر کرده است. در بخشهایی از کتاب عاشقانههای من و همسرم، راوی از تنهایی، سردرگمی و جستوجوی همسر آینده در دل دعاها و سفرهای زیارتی میگوید و بعد به آرامآرام شکلگرفتن یک رابطهی عاشقانه و شکلگیری امید در دل خود اشاره کرده است. در ادامهی کتاب عاشقانههای من و همسرم، متن به سمت شعرهای عاشقانهی مستقیمتر میرود؛ شعرهایی که در آنها همسر با تصویرهایی مثل «پریزاد»، «باران پاییز»، «پرستو در دل باد» و «گلهای اقاقی» توصیف شده است. شاعر در این شعرها از دلتنگی، انتظار، نگاهکردن به صفحهی گوشی، شمردن لحظهها تا دیدار، و لذت آرامش در آغوش همسر سخن گفته است. در بخشهای پایانی کتاب عاشقانههای من و همسرم، نگاه عاشقانه به همسر با اشارههایی به عشق خدا و راه سلوک معنوی گره میخورد و برخی شعرها بهطور مستقیم به «راه عشق خدا» و «رقص سماع» و «درویشی ز بحر یار» میپردازد و پیوند میان عشق انسانی و عشق الهی را برجسته میکند.
خلاصه کتاب عاشقانه های من و همسرم
کتاب عاشقانههای من و همسرم مجموعهای از شعرها و متنهای کوتاه است که محور اصلی آن عشق میان شاعر و همسرش است. نویسنده از روزهای پیش از آشنایی و جستوجوی همسر دلخواه در دعاها و زیارتها شروع میکند و از اضطرابها، امیدها و رؤیاهای آن دوره میگوید. سپس به لحظههای آشنایی، خواستگاری و شکلگیری پیوند عاطفی میرسد و این مسیر را با تصویرهایی از پاییز، باران، جادهی خاکی، طوفان دریا و ساحل آرام توصیف میکند. در شعرهای بعدی، زندگی مشترک بهعنوان جایی برای آرامش، همدلی و فداکاری تصویر شده است؛ جایی که راوی خوشیها را برای همسرش میخواهد و رنجها را برای خود. در لایهای دیگر، کتاب پیوند میان عشق به همسر و عشق به خدا را نشان میدهد و از راهی میگوید که از دلدادگی زمینی به طلب معنوی میرسد.
چرا باید کتاب عاشقانه های من و همسرم را بخوانیم؟
این کتاب تصویری نزدیک و بیپیرایه از عشق زناشویی، دلتنگیها، شکرگزاریها و لحظههای کوچک اما مهم زندگی مشترک ارائه کرده است. خواندن آن برای آشنایی با نگاه یک عاشق به همسرش، لمس جزئیات احساسی رابطه و دیدن پیوند میان عشق انسانی و معنویت در قالب شعر و نثر کوتاه مفید است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به شعرهای عاشقانهی معاصر، روایتهای شخصی از عشق و ازدواج، و متنهایی که میان احساسات عاشقانه و باورهای دینی رفتوآمد دارند علاقهمند هستند و میخواهند تجربهی عاطفی یک زندگی مشترک را از زاویهی شاعرانه دنبال کنند. «این کتاب را تقدیم میکنم به فرشتهی آسمانی که از جانب خدا برای من رسید. دوستت دارم سخنی از دل؛ از همان روزی که در خلوتی راه میرفتم، فکری در دلم بود. خود را با خدایم در میان گذاشتم. از او خواستم. از همان لحظه میخواستم خواستگار خوب باشم، خواستگاری که در شأن دختر مردم باشد، موهایش را، چشمانش را، رنگ صورتش را در راه رضای خدا میدیدم. میخواستم مردی باشم که هم دینم را حفظ کنم هم دل او را به دست بیاورم. اربعین را پیادهرفتهام و من با دلِ تنها و آرزوهای بسیار، فقط خواستگار خوب بودن را از خدا میخواستم. در محرم، در شلوغی هیئتها، در میان جمعیت، تنها بودم و صدایم را فقط به آسمان میگفتم. محرم که شد، در سکوت شب، راه افتادم. به حرم رفتم. شمعها را نگاه میکردم و تنها از خدا همسری میخواستم که همراه من در راه او باشد. چند خواستگارِ زن آمدند و من بدون هیچ عجلهای صبر داشتم. منتظر بودم تا آنکه خدا خودش نشانم دهد. سرمای سوزان نقل داستان عاشقی است. پاییز فصل نو شدن در برِ عاشقی است. پاییز آورده برایم سارا را که اوج دلبری است. فصل زیبای من، فصل نو شدن، فصل عاشق شدن. بوی خیس برگ و گل، صدای عشق، صدای زندگی. ای جانم، تو را عشقت مرا کرده روانی، تو عشقی و نفس جانم، تو جانی. امروز زیادی یادِ تو کردهام، عشق خود را دوباره ورق کردم. قطرهای از کنار چشمم لغزید، یاد دوران با تو را زنده کردهام.»
حجم
۲۲۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۵ صفحه
حجم
۲۲۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۵ صفحه