«نظریهی حرکت جوهری» کتابی برای آشنایی با نظریه حرکت جوهری صدرالمتألهین شیرازی و نوشته صادق نیکپور (-۱۳۴۵) است.
ابتکار بزرگ فلسفی ملاصدرا در ارایه نظریه حرکت جوهری در فلسفه اسلامی نقطه عطف بزرگی در ارایه نگرش فلسفی گردید، و فلسفه وزین اسلامی را بر استدلالهای مستحکم جانی تازه داد که قدرت بیهمتا و نور درخشانش هنوز در بین اندیشمندان روشناییبخش است.
فلسفه حرکت جوهری ملاصدرای کبیر میگوید که تحول دایم و شدنها اضطرابی نا آرام در نهاد هستی جای داده و تمام وجود غیر واجب را دربر گرفتهاست و حرکت بنیادی اساسی و زمان زیبا نهفتهایی در آن است که سلسلهوار فهماش تا معراج عرش پیش میرود:
ملاصدرا در چهار قرن پیش زمان را بُعدی از ابعاد جسم معرفی کرد و در کنار سه بعد دیگرشناختهشده عموم، نشاند و امروز با مروری بر نظریات علامه طباطبایی، شهید مطهری، ملاهادی سبزواری بر حکمت متعالیه صدرایی و شرح و تفسیر آرای آن فیلسوف بزرگ اسلامی عظمت بنیانی را که ملاصدرا پی افکنده است بر ما بیشتر روشن می گردد.
در فلسفه حرکت جوهری، آن گونه که ملاصدرا در اسفار میفرماید که «شی دارای دو امتداد است یکی امتداد ابعاد سه گانه و امتداد دیگر زمان» و در این تقسیم بندی، زمان به تنهایی برابری با سه بعد دیگر میکند یعنی آن سه بعد طول و عرض و ارتفاع را در یک جایگاه قرار داده و زمان را هم وزن آنها در جایگاه دیگر و ملاصدرا نگفت که جسم دارای چهار امتداد است.
این مجموعه مختصر جهت آشنایی دانشجویان علاقهمند به مبانی یکی از بزرگترین نظریات هستیشناسی جمع آوری گردیده است.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب نظریهی حرکت جوهری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب عالی هست. اما خوندن اون رو به همه پیشنهاد نمیکنم. چون کتاب خیلی سنگینی است و اگر شما از لحاظ روحی و دینی قوی نباشین نمیتونین هضمش کنید و دچار مشکل میشوید
۰
کاربر 5679073
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۴
اگر به رمز و راز هستی و فلسفه و سخنان پیچیده صدرالمتالهین علاقمندی بخوان برای خواندن کتاب باید زبان فارسی قدیمی که آکنده از واژگان عربیست را بشناسی.
بنا براین حقیقت حرکت عبارت است از حدوث تدریجی یا خروج از قوه به فعل اندک اندک و بنحو تدریجی نه ناگهان.
شییی که می تواند به موضوعی و یا حالتی برسد که هنوز در آنجا نیست یعنی بالقوه، اگر به تدریج و اتصالاً رو بدان موضع آورد و رفته رفته از موضع نخستین به درآید یعنی خروج رخ دهد و موضع ثانوی را بالفعل دریابد، می توان گفت که حرکت کرده است.
Poorya
۱
سیب کالی که هنوز رسیده نیست اما می تواند به رسیدگی برسد، وقتی تدریجاً این حالت کنونی را ترک گوید و بالفعل واقعاً و خارجاً رسیده شود، حرکتی در جهت پخته شدن نموده است. از این رو در هر حرکت ابتدا قوه ای به معنای زمینه، استعداد، حالتی که موجود نیست اما در خور فراهم شدن است می باشد و آنگاه این قوه تدریجاً و مستمراً به فعلیت می رسد. از حالت امکان به در می آید و به واقعیت می پیوندد. قوه تدریجاً رخت بر می بندد و زوال رخ می دهد، و فعلیت تدریجاً به جای آن می نشیند یعنی حدوث را خواهیم داشت.
Poorya
۱
جهان یک شی نیست، بلکه یک فعل است. تقسیم بندی موجودات، و جای دادن آنها در محفظه های ازلی و ابدی، و تمیز انواع و اجناس گوناگون، همه در تند باد حرکت جوهری یکباره فرو می ریزند و جای خود را به یک جریانی سیال و گذران می دهند که تنها با تقریب و از سر مجاز می توان آنها را ثابت و لایتغیر خواند.
Poorya
۰
جهان در زمان است، پس اگر قرار باشد که هر لحظه معدوم شود و سپس بوجود آید، باید دو لحظه موجود باشند که جدا از هم باشند، یعنی باید در زمان انقطاع باشد که این خود امری ناممکن است. زیرا هر لحظه خود به دو نیم لحظه قابل تقسیم است و سپس هر نیم لحظه خود به دو نیم دیگر تقسیم میشود و این تقسیمات تا بینهایت ادامه دارند. پس دو لحظه که جدا از هم باشند و بینشان زمانی نباشد، وجود ندارد. بنابراین جهان هر لحظه نو می شود که دقیقا مطابق با این دعا است که می فرماید: "یا دایم الفضل علی البریه" یعنی "ای کسی که بر مخلوقات خود به طور دایم فضل و رحمت داری" یعنی در فضل خداوند انقطاع نیست، پس جهان هم معدوم نمی شود و بعد بوجود آید- بلکه هر لحظه نو به نو می شود.
Poorya
۰
ملاصدرا و پیروان او معتقدند که جهان یک پارچه حرکت است و ثبات وجود ندارد. در جهان یک کل وجود دارد و آن جریان علت و معلول است. یک شئ، شئ نیست؛ جریان است. این تضاد است که از حرکت ناشی شده و نه حرکت از تضاد. پس تضاد نمیتواند علت حرکت باشد. زیرا جوانه زدن یک ضد درون ضد دیگر، خود نوعی حرکت است و بنابراین قانون حرکت شامل او نیز میشود. تضاد معلول حرکت است و به نوبه خود علت حرکت هاست، اما فقط به عنوان محرک. به همین دلیل، باید به جستجوی محرک برخاست و این محرک همان خداوند است.
Poorya
۰
هیچگاه هیچ حرکتی از اجزاء منفصل و در کنار هم نهاده درست نمی شود بلکه سراپا یک امتداد واحد بیش نیست. و باز به سخن دیگر، هیچ امر ممتدی از اجزاء بی امتداد ساخته نمی شود. جسم مجموع اتم های بی بعد نیست، و حرکت نیز مجموعه اتم هایی از سکون نیست، چرا که بر هم نهادن سکون های متوالی یا اتم های بی بُعد و منفصل، هیچ گاه حرکتی و یا جسمی امتداد دار را به وجود نمی آورند.
Sarvnoosh
۰
هستی های مادی تاریخمندند. یعنی که بر بام گذشته ایستاده اند و آن را در زیر پا دارند و با طبیعت حرکت آلود خود، زمان زایند. زمان، پاک هیچکاره است و آن چه هست و دست در کار است خود هستی های پرخروشند که زمان را نیز به دنبال خود می کشانند. جهان موجودی نیست که در زمان باشد، بلکه زمان است که در جهان است چرا که زمانمندی عین هویت و شیوه هستی موجودات مادی است.
Sarvnoosh
۰
حرکت نهادی جهان و زوال و حدوث مستمر آن، از یک طرف جاودانه آن را به دستی حرکت آفرین و از طرف دیگر عزیمت آن را به سوی غایتی واپسین نمودار می سازد. یعنی حرکت جوهری یکجا از مبدأ و معاد حکایت می کند.
Sarvnoosh
۰
هر موجود در هر لحظه، موجودیت پیشین خود را در زیر پا می نهد نه پشت سر.
Sarvnoosh
۰
مجموع کاینات مادی، و البته همه موجودات غیر مادی، در لازمان و لامکان واقعند و بدین روی فعل الهی که همان خلقت مجموعه ممکنات است در لازمان واقع می شود و بر این اساس ازلیت و ابدیت خدا و جهان که جز به معنای بی زمانی نیست، مفهوم و تصویری روشن می یابد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب عالی هست. اما خوندن اون رو به همه پیشنهاد نمیکنم. چون کتاب خیلی سنگینی است و اگر شما از لحاظ روحی و دینی قوی نباشین نمیتونین هضمش کنید و دچار مشکل میشوید
اگر به رمز و راز هستی و فلسفه و سخنان پیچیده صدرالمتالهین علاقمندی بخوان برای خواندن کتاب باید زبان فارسی قدیمی که آکنده از واژگان عربیست را بشناسی.