
کتاب پنجره ها را نبند
معرفی کتاب پنجره ها را نبند
کتاب پنجرهها را نبند نوشتهی مریم رضایی روایتی احساسی از زندگی چند نسل، عشقهای ناتمام و زخمهای پنهان خانوادههاست. انتشارات پرپروک آن را منتشر کرده است. این کتاب با محوریت شخصیتهایی مثل مریم، مهرداد، محمود، ناهید، بهار، مهرانه، ایمان و بمانی، از دل یک خانوادهی پررفتوآمد آغاز میشود و به سالها بعد و نسل بعدی میرسد؛ جایی که دفتر خاطرات مادر، رازهای قدیمی را رو میکند. روایت، میان گذشته و حال در رفتوآمد است و از تولد یک عشق تا فروپاشی یک نامزدی، از سفرها و مهمانیهای خانوادگی تا تنهاییهای عمیق شخصیتها را دنبال میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پنجره ها را نبند
کتاب پنجرهها را نبند داستانی خانوادگی است که از زاویهی دید یک دختر جوان آغاز میشود و بهتدریج به روایتی چندصدایی تبدیل میشود. در فصلهای ابتدایی، مریم در آستانهی بزرگسالی، میان مدرسه، قهر با درس، رابطهی صمیمی با برادرش محمود، رفتوآمدهای خانوادگی و آشنایی با مهرداد و دکتر بهرام صداقت قرار گرفته است. فضای خانه، مهمانیها، سالگرد ازدواج پدر و مادر، عروسیها و عزاداریها، بستر شکلگیری روابط عاطفی و تنشهای پنهان است. کتاب پنجرهها را نبند در این بخشها، بیشتر بر جزئیات زندگی روزمره، گفتوگوهای فامیلی، سفرها و شکلگیری نامزدی مریم و مهرداد تمرکز کرده است و همزمان سایهی عشق دیگری را که در دل مریم جوانه زده نشان میدهد. در ادامهی کتاب پنجرهها را نبند، روایت به سالها بعد میرسد؛ جایی که بهار و مهرانه، دختران زنی هستند که حالا مادر نامیده میشود و دفتر خاطرات او را پیدا کردهاند. آن دفتر، همان نوشتههای فصلهای اول است که اکنون به سندی از گذشته تبدیل شده است. بهار با خواندن این دفتر، به دنبال کشف چهرهی واقعی مادر، عشقهای قدیمی او و مردی به نام مهرداد است. در فصلهای بعدی، شخصیت بمانی، مردی منزوی با صورتی سوخته و گذشتهای مبهم، وارد داستان میشود و رابطهی او با بهار و خانواده، لایهی تازهای از تنهایی، شرم و نیاز به درکشدن را به متن اضافه کرده است. کتاب پنجرهها را نبند با فصلبندی مشخص، از خاطرات جوانی مادر تا اکنونِ فرزندانش را بههم پیوند داده و تصویری طولانیمدت از فرازونشیبهای یک خانواده ساخته است.
خلاصه داستان پنجره ها را نبند
داستان از روز تولد مریم شروع میشود؛ دختری که در خانوادهای شلوغ، میان برادرش محمود، پدر مهربان، مادر سختگیر و فامیل پرحرف و پررفتوآمد زندگی میکند. نامزدی با مهرداد، پسر دایی موقر و موفق، برای او هم فرصت است هم تردید. در کنار این رابطه، حضور مردی غریبه و نگاههای ناتمام، دل مریم را به سمت عشقی دیگر میکشاند و میان عقل، خانواده و دل، شکافی عمیق ایجاد میشود. سفر به اصفهان، آشنایی با خانوادهی علی و دختری که شبیه مریم بوده و سالها پیش از دست رفته، بار عاطفی تازهای به زندگی او اضافه میکند. سالها بعد، بهار و مهرانه دفتر خاطرات مادر را پیدا میکنند و با خواندن آن، به گذشتهای پر از انتخابهای سخت، قهرها، نامزدی بههمخورده و عشقهای ناگفته نزدیک میشوند. همزمان، بهار با بمانی، مردی گوشهگیر و زخمی، روبهرو میشود و تلاش میکند از خلال طراحی و نقاشی، به او و به خودش نزدیک شود. پیام اصلی کتاب پنجرهها را نبند، ایستادن میان امید و ترس، و جسارتِ بازگذاشتن «پنجره»های دل در برابر عشق، رنج و تغییر است.
چرا باید کتاب پنجره ها را نبند را بخوانیم؟
کتاب پنجرهها را نبند تصویری طولانی از زندگی یک خانواده در چند مقطع زمانی ارائه کرده است؛ از شور نوجوانی و نامزدی و سفر و مهمانی تا بیماری، سوگ، جدایی و بازخوانی گذشته. این کتاب نشان داده است چگونه انتخابهای عاطفی یک نسل، بر سرنوشت نسل بعد اثر میگذارد و دفتر خاطرات، به پلی میان مادر و دختر تبدیل میشود. خواندن آن برای همراهشدن با این سیر تدریجی رشد، تردید و آشتی درونی مفید است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب پنجرهها را نبند به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای خانوادگی، روابط فامیلی، عشقهای پر تردید و روایتهای چندنسلی علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دوست دارند از خلال یک دفتر خاطرات و چند زاویهی دید، به تدریج به رازهای عاطفی شخصیتها نزدیک شوند.
حجم
۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۸۶ صفحه
حجم
۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۸۶ صفحه