کتاب ننه خلیل ناصر پارسامنش + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ننه خلیل

کتاب ننه خلیل

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب ننه خلیل

کتاب ننه خلیل نوشته‌ ناصر پارسامنش، مجموعه‌ای از چند داستان به‌هم‌ پیوسته درباره‌ی سال‌های جنگ در آبادان و خرمشهر است که از دل تجربه‌ها و مشاهدات مستقیم نویسنده در آن سال‌ها شکل گرفته است. داستان‌ها با نثری صمیمی، پرجزئیات و سرشار از اصطلاحات و لهجه‌ی جنوبی، روزهای آغاز جنگ، محاصره‌ی آبادان، نبردهای خرمشهر، زندگی در سایه‌ی توپخانه و خمپاره و رفت‌وآمد میان جبهه و خانه را از زاویه‌ی نگاه جوانانی روایت کرده که بین ترس، دلتنگی، شوخی، رفاقت و مرگ در رفت‌وآمدند. این مجموعه را نشر شکلات منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ننه خلیل

کتاب ننه خلیل اثری است که جنگ را از خاکریزهای جبهه به بطن زندگی روزمره و کوچه‌پس‌کوچه‌های آبادان و خرمشهر می‌آورد. ناصر پارسامنش در این کتاب، با رویکردی جزئی‌نگر، از روایت‌های رسمی نظامی فاصله گرفته و بر مفاهیمی چون مادرانگی و همبستگی اجتماعی در میانه‌ی بحران تمرکز کرده است. شخصیت محوری داستان، ننه خلیل، فراتر از یک نام، نمادی از پناهگاه و استقامت است؛ زنی که خانه‌اش را به قلب تپنده‌ی محله و مأمن رزمندگان تبدیل می‌کند و در کنار چهره‌هایی چون رئوف و عبدل، زنجیره‌ی انسانی مقاومت را شکل می‌دهد.

ساختار روایی کتاب، برشی از تاریخ است که با روزهای بمباران آغاز شده و تا عملیات‌های سرنوشت‌ساز و حضور نوجوانان در جبهه تداوم می‌یابد. نویسنده با ترسیم فضاهای متضاد - از شوخی‌های بازار کویتی‌ها و معرکه‌گیری‌های پیش از جنگ تا بوی خون و شیون مادران در بیمارستان طالقانی - توانسته اتمسفر دوگانه‌ی ترس و امید را بازسازی کند. ننه خلیل بیش از آن‌که گزارش یک نبرد باشد، واکاوی لحظه‌هایی است که در آن تقسیم یک قابلمه غذا یا دغدغه‌ی پتو برای سربازان، به اندازه‌ی شلیک یک گلوله اهمیت می‌یابد. ناصر پارسامنش با لحنی انسانی نشان می‌دهد که چگونه در دل ویرانی‌های جنگ، زندگی با تمام جزئیات کوچک و پیوندهای عاطفی‌اش، به مسیر خود ادامه می‌دهد.

خلاصه داستان ننه خلیل

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

در ننه خلیل محور اصلی روایت، تجربه‌ی جنگ از زاویه‌ی نگاه جوانان آبادانی و خرمشهری است که بین ماندن و رفتن، ترس و شجاعت، خانه و خط مقدم در نوسان‌اند. داستان با صحنه‌ای روزمره آغاز می‌شود: صف نانوایی، رحمان کارگر نانوایی، حمزه چل‌کلاغ که از ناآرامی‌های مرزی و احتمال جنگ می‌گوید و کسی حرفش را جدی نمی‌گیرد. خانواده‌ی حمزه چند روز بعد از آبادان می‌روند و همین کوچ اجباری، همسایه‌ها را دودل می‌کند. راوی همراه دوستش عباس برای خرید تیشرت به بازار کویتی‌ها می‌رود که ناگهان صدای غرش هواپیما و انفجار، آغاز رسمی جنگ را اعلام می‌کند. 

در ادامه، بهادر، همکلاسی قدیمی راوی، او را به پاسگاه ایستگاه تَه می‌برد تا کار با اسلحه را یاد بگیرد و خیلی زود، گروهی از جوان‌ها با یک کامیون ریو به خرمشهر اعزام می‌شوند. کوچه‌ها، ایستگاه راه‌آهن و خانه‌ها به میدان نبرد تبدیل شده‌اند و راوی در رفت‌وآمد میان خط و محله، هم شاهد شهادت رفقا و هم شاهد گرسنگی و فراموشی غذاخوردن در میان پیرمردهای محل است. در همین رفت‌وآمدهاست که خانه‌ی ننه خلیل پررنگ می‌شود؛ زنی سالخورده که بعد از مجروح‌شدن عبدل، پسر کوچک خانواده، حاضر نمی‌شود آبادان را ترک کند. خانه‌ی او به پناهگاه رزمنده‌ها و بچه‌های محل تبدیل می‌شود؛ جایی که در آن قلیه‌ماهی پخته می‌شود، پتو و متکا جمع می‌شود و ننه خلیل نگران خواب و نوبت نگهبانی همه است...

چرا باید کتاب ننه خلیل را بخوانیم؟

این کتاب نشان داده  که جنگ فقط خط مقدم و عملیات نیست؛ مجموعه‌ای است از دلشوره‌های مادرانه، شوخی‌های نوجوانانه و تصمیم‌های سخت. استفاده از لهجه و اصطلاحات محلی، جزئیات دقیق جغرافیایی و توصیف‌های ریز از صحنه‌ها، فضایی ساخته که خواننده می‌تواند آن را لمس کند. ترکیب رفاقت، ترس، شوخی، دلتنگی و مواجهه‌ی ناگهانی با مرگ، ننه خلیل را به متنی تبدیل کرده که هم برای شناخت یک دوره‌ی تاریخی مهم است و هم برای فهمیدن این‌که جنگ در زندگی روزمره‌ی آدم‌های عادی چه ردپایی گذاشته است.

خواندن کتاب ننه خلیل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

ننه خلیل به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌های جنگ از زاویه‌ی زندگی روزمره‌ی مردم جنوب علاقه‌مند هستند، به خوانندگانی که دوست دارند فضای آبادان و خرمشهر را در سال‌های محاصره و بمباران از نزدیک حس کنند و به نوجوانان و جوانانی که می‌خواهند با تجربه‌ی هم‌سن‌وسال‌های خودشان در آن سال‌ها آشنا شوند.

بخشی از کتاب ننه خلیل

«رحمان دست‌های آردی‌اش را به هم زد و تکاند و بدون آن که به حمزه نگاه کند، گفت:

- این‌قدر چاخان نکن حمزه چل‌کلاغ!

رحمان کارگر نانوایی بود. هنوز پخت عصر شروع نشده بود، ولی چند نفر توی صف بودیم و طبق معمول حمزه معرکه گرفته بود. آب دهانش را قورت داد و موهای کوتاهش را خاراند و گفت:

- به جان خودُم، به جان مادرُم، چاخان نمی‌گُم، همین امروز و فرداس که جنگ بشه

رضا که به رضا تپل معروف بود، خندید و همان‌طور که از شدت خنده شکمش بالا و پایین می‌رفت گفت:

- مشکل اینجاست که دیگه قسم‌هات هم باور نداریم ککا

همه خندیدند. حمزه لب‌هایش را ورچید و با صدای گرفته‌ای گفت:

- شاید ما از آبادان بریم، خودُم که نه، ولی خونواده‌م رو می‌فرستُم

حمزه توی یکی از پاسگاه‌های مرزی سی کیلومتری خرمشهر خدمت می‌کرد. حدود یک هفته می‌شد که سربازی‌اش تمام شده بود. دو سه روز پیش که برای تسویه‌حساب و گرفتن کارت پایان خدمت رفته بود پاسگاه محل خدمتش، متوجه ناآرامی مرزی شده بود. خودش می‌گفت چند تا از هم‌خدمتی‌هایش مجروح شده‌اند، ولی از بس چاخان می‌کرد، کسی حرف‌هایش را جدی نمی‌گرفت.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۱۹ صفحه

حجم

۲٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۱۹ صفحه

قیمت:
۷۳,۰۰۰
تومان