
کتاب ننه خلیل
معرفی کتاب ننه خلیل
کتاب ننه خلیل نوشتهی ناصر پارسامنش را نشر شکلات منتشر کرده است. این کتاب مجموعهای از چند داستان بههمپیوسته دربارهی سالهای دفاع در آبادان و خرمشهر است که از دل تجربهها و مشاهدات مستقیم نویسنده در آن سالها شکل گرفته است. ناصر پارسامنش در یادداشت آغازین توضیح داده است که چگونه حضورش در شهرهای آبادان، خرمشهر و بوشهر و دیدن لحظههای خاص جنگ، از پایداری ننه خلیل تا چشمهای همیشه بیدار علیمراد و گربههای شیمیاییشدهی بیمارستان طالقانی، او را به نوشتن این روایتها رسانده است. شخصیتها در این کتاب ترکیبی از واقعیت و تخیل هستند و نویسنده تأکید کرده است که نامها مابهازای بیرونی مشخصی ندارند اما فضا، موقعیتها و حالوهوا کاملاً بر تجربهی زیستهی او تکیه دارد. ننه خلیل با نثری صمیمی، پرجزئیات و سرشار از اصطلاحات و لهجهی جنوبی، روزهای آغاز جنگ، محاصرهی آبادان، نبردهای خرمشهر، زندگی در سایهی توپخانه و خمپاره و رفتوآمد میان جبهه و خانه را از زاویهی نگاه جوانانی روایت کرده است که بین ترس، دلتنگی، شوخی، رفاقت و مرگ در رفتوآمدند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ننه خلیل
کتاب ننه خلیل با تمرکز بر تجربهی ناصر پارسامنش در سالهای دفاع، روایتی داستانی از زندگی مردم و رزمندهها در آبادان و خرمشهر ارائه کرده است. متن با یادداشت نویسنده شروع میشود؛ جایی که او توضیح داده است جنگ را فقط با ویرانی و خون و شهادت نمیبیند بلکه لحظههایی را به یاد میآورد که در هیچ شرایط دیگری تکرار نمیشوند؛ مثل لحظهی روبهروشدن ننه خلیل با خبر مجروحشدن عبدل یا مواجههی رئوف با مادر عربزبان در بیمارستان طالقانی. این نگاه، لحن کلی کتاب ننه خلیل را شکل داده است؛ لحن کسی که هم تلخی و خشونت جنگ را دیده و هم ریزترین جرقههای محبت، شوخی، امید و مادرانگی را در دل همان تاریکیها ثبت کرده است. ساختار کتاب بر پایهی چند روایت نسبتاً بلند است که هر کدام حول یک محور شکل گرفتهاند: شروع جنگ در آبادان و بمباران سیویکم شهریور، رفتن داوطلبها به خرمشهر، محاصرهی آبادان، نبرد ذوالفقاری، ماجرای ننه خلیل و عبدل، عملیات عبور از اروند و در پایان روایت نوجوانی که تازه پانزدهساله شده و برای اولینبار به جبهه میرود. هر روایت، شخصیتهای تازهای را وارد صحنه میکند اما رئوف، ننه خلیل، خلیل، عبدل، عباس، صالح و چند چهرهی دیگر مثل نخ نامرئی، فصلها را به هم وصل کردهاند. در ادامهی کتاب ننه خلیل، خواننده با فضاهای مختلفی روبهرو میشود: صف نانوایی و معرکهگیری حمزه چلکلاغ پیش از شروع رسمی جنگ، بازار کویتیها در لحظهی اولین بمباران، کوچههای خرمشهر که به قتلگاه سربازان عراقی و مدافعان شهر تبدیل شده، مسجد محل که به نقطهی جمعشدن جوانها و تقسیم نیروها بدل شده، بیمارستان طالقانی که در آن بوی خون، نالهی مجروحان، شیون مادران عربزبان و لیست شهدا و مجروحان در هم تنیده شده است، و خانهی سادهی ننه خلیل که به پناهگاه رزمندهها و بچههای محل تبدیل میشود. کتاب ننه خلیل در چند بخش پیدرپی، از روزهای آغازین جنگ و ناباوری مردم نسبت به احتمال حمله، تا روزهایی که خمپاره و کاتیوشا بخشی از زندگی روزمره شده، پیش آمده است. در این میان، نویسنده بهجای تمرکز بر روایتهای کلی، روی جزئیات زندگی روزمره مکث کرده است: از تقسیم یک قابلمه غذا بین پیرمردهای محله تا آوردن پتو و متکا برای خواب بچهها در خانهی ننه خلیل، از شوخیهای عباس و رفقا تا لحظههای دلشورهی بیدلیل پیش از یک حادثه. این جزئیات، فضای کتاب را زنده کرده و نشان داده است که جنگ در این روایت فقط خط مقدم و عملیات نیست بلکه مجموعهای از تصمیمهای کوچک، ترسهای خانگی، دلنگرانی مادرها و رفتوآمد میان خانه و جبهه است.
خلاصه داستان ننه خلیل
در ننه خلیل محور اصلی روایت، تجربهی جنگ از زاویهی نگاه جوانان آبادانی و خرمشهری است که بین ماندن و رفتن، ترس و شجاعت، خانه و خط مقدم در نوساناند. متن با یادداشت نویسنده شروع میشود؛ جایی که او توضیح داده است این داستانها حاصل سالها حضورش در آبادان، خرمشهر و بوشهر است و شخصیتها را با ترکیبی از واقعیت و تخیل ساخته است. سپس روایت اصلی با صحنهای روزمره آغاز میشود: صف نانوایی، رحمان کارگر نانوایی، حمزه چلکلاغ که از ناآرامیهای مرزی و احتمال جنگ میگوید و کسی حرفش را جدی نمیگیرد. خانوادهی حمزه چند روز بعد از آبادان میروند و همین کوچ اجباری، همسایهها را دودل میکند. راوی همراه دوستش عباس برای خرید تیشرت به بازار کویتیها میرود که ناگهان صدای غرش هواپیما و انفجار، آغاز رسمی جنگ را اعلام میکند. از این نقطه به بعد، کتاب ننه خلیل وارد روزهای بمباران آبادان، بستهشدن راههای خروج، هجوم مردم به سمت ماهشهر و اهواز و شکلگیری گروههای داوطلب میشود. بهادر، همکلاسی قدیمی راوی، او را به پاسگاه ایستگاه تَه میبرد تا کار با اسلحه را یاد بگیرد و خیلی زود، گروهی از جوانها با یک کامیون ریو به خرمشهر اعزام میشوند. کوچهها، ایستگاه راهآهن و خانهها به میدان نبرد تبدیل شدهاند و راوی در رفتوآمد میان خط و محله، هم شاهد شهادت رفقا و هم شاهد گرسنگی و فراموشی غذاخوردن در میان پیرمردهای محل است. در همین رفتوآمدهاست که خانهی ننه خلیل پررنگ میشود؛ زنی سالخورده که بعد از مجروحشدن عبدل، پسر کوچک خانواده، حاضر نمیشود آبادان را ترک کند چون «اینجا بوی عبدلمو میده». خانهی او به پناهگاه رزمندهها و بچههای محل تبدیل میشود؛ جایی که در آن قلیهماهی پخته میشود، پتو و متکا جمع میشود و ننه خلیل نگران خواب و نوبت نگهبانی همه است. در میانهی کتاب ننه خلیل، روایت به نبرد ذوالفقاری و تلاش برای عقبراندن ارتش عراق از پل شناور روی بهمنشیر میرسد. راوی و صالح با وجود ترکشهایی که خوردهاند، تا آخرین لحظه در خط میمانند و بعد از چند روز نبرد، با کمک نیروی هوایی و توپخانه، عراقیها عقب رانده میشوند. در ادامه، راوی برای دورهی غواصی و مأموریت عبور از اروند انتخاب میشود. تمرینهای سخت در کارون، رزم شبانه و آمادهشدن برای عملیاتی که جزئیاتش گفته نمیشود، بخش دیگری از کتاب را شکل داده است. شب عملیات، او و محمود، رفیق مشهدیاش، مسئول رساندن نیروها و تجهیزات به ساحل عراق میشوند. اما کمین نیروهای ویژهی عراق، عملیات را به فاجعه تبدیل میکند؛ بیشتر نیروها اسیر میشوند، محمود با شلیک کلت کشته میشود و راوی با چند گلوله در بدن، خودش را به جریان آب میسپارد تا شاید به ساحل ایران برسد. جزر اروند او را روی چولانهای ساحل ایران رها میکند و یک خانوادهی عرب بومی با ترس و دلسوزی نجاتش میدهند و به بیمارستان طالقانی میفرستند. بخش پایانی کتاب ننه خلیل به روایت نوجوانی به نام محمود اختصاص دارد که تازه پانزدهساله شده و با اصرار و کمک دایی رزمندهاش رضایت خانواده را برای رفتن به جبهه میگیرد. او ابتدا در واحد تدارکات خدمت میکند، بعد با پافشاری به خط مقدم میرود و هنگام رساندن مهمات و آب به رزمندهها، بر اثر انفجار خمپاره مجروح میشود. رزمندهای که او را از میدان مین بیرون میکشد، هر دو پایش را از دست میدهد و محمود پس از چند روز در بیمارستان، با بدنی پر از ترکش به خانه برمیگردد؛ جایی که مادر، پدر و داییاش با اشک و شوخی و نگرانی از او استقبال میکنند. کتاب با تأملی بر رنج مادران، از ننه خلیل تا مادر راوی و مادران عرب و همهی زنانی که غم جوانهای برنگشته را در دل نگه داشتهاند، به پایان میرسد.
چرا باید کتاب ننه خلیل را بخوانیم؟
خواندن ننه خلیل فرصتی است برای دیدن جنگ از فاصلهی نزدیک، نه از زاویهی آمار و گزارش، بلکه از دل کوچهها، صف نانوایی، خانههای نیمهویران و بیمارستانی که بوی خون و گلوله در آن پیچیده است. این کتاب نشان داده است که جنگ فقط خط مقدم و عملیات نیست؛ مجموعهای است از دلشورههای مادرانه، شوخیهای نوجوانانه، قهر و آشتیهای رفقا، تقسیم یک قابلمه غذا بین چند پیرمرد، و تصمیمهای سختی مثل ماندن در شهر محاصرهشده یا فرستادن خانواده با لنج به ماهشهر. در این میان، شخصیت ننه خلیل بهعنوان نماد مادرانگی و پایداری، محور عاطفی کتاب شده است؛ زنی که بعد از مجروحشدن عبدل حاضر نمیشود آبادان را ترک کند چون هر گوشهی خانه برایش یادآور پسرش است و در عین حال، آغوشش را برای رزمندهها و بچههای محل باز نگه میدارد. کتاب ننه خلیل همچنین تصویری زنده از آبادان و خرمشهر در روزهای آغاز جنگ ارائه کرده است؛ از بازار کویتیها و مسجد محل تا ذوالفقاری و تانکفارم و چوئیبده. استفاده از لهجه و اصطلاحات محلی، جزئیات دقیق جغرافیایی و توصیفهای ریز از صحنههایی مثل عبور مخفیانه از خور در تاریکی شب، شلوغی بیمارستان طالقانی، یا لحظهی دیدن خانهی ویرانشدهی ننه خلیل، فضایی ساخته است که خواننده میتواند آن را لمس کند. در کنار اینها، کتاب به تجربهی نوجوانانی پرداخته است که در پانزدهسالگی بین مدرسه و جبهه، بین دفتر مشق و دفتر خاطرات جنگ، معلق ماندهاند. این ترکیب از رفاقت، ترس، شوخی، دلتنگی و مواجههی ناگهانی با مرگ، ننه خلیل را به متنی تبدیل کرده است که هم برای شناخت یک دورهی تاریخی مهم است و هم برای فهمیدن اینکه جنگ در زندگی روزمرهی آدمهای عادی چه ردپایی گذاشته است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
ننه خلیل به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای جنگ از زاویهی زندگی روزمرهی مردم جنوب علاقهمند هستند، به دانشجویان و پژوهشگران حوزهی تاریخ و ادبیات جنگ که بهدنبال متنهای مبتنیبر تجربهی زیستهاند، به خوانندگانی که دوست دارند فضای آبادان و خرمشهر را در سالهای محاصره و بمباران از نزدیک حس کنند و به نوجوانان و جوانانی که میخواهند با تجربهی همسنوسالهای خودشان در آن سالها آشنا شوند.
حجم
۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۹ صفحه
حجم
۲٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۱۹ صفحه