کتاب روایت یازدهم با تو... زکیه حسینی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب روایت یازدهم با تو...

کتاب روایت یازدهم با تو...

نویسنده:زکیه حسینی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب روایت یازدهم با تو...

کتاب روایت یازدهم با تو... نوشته‌ی زکیه حسینی و به‌کوشش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس شکل گرفته است. نشر تبصیر آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب مجموعه‌ای از روایت‌ها، خاطرات، وصیت‌نامه‌ها و گفت‌وگوها به زندگی و سیره‌ی چند تن از سرداران و رزمندگان شهید استان فارس، به‌ویژه شهرستان داراب و کازرون، می‌پردازد و تلاش می‌کند تصویری نزدیک و انسانی از آن‌ها ارائه کند. ساختار اثر بر پایه‌ی روایت‌های کوتاه و پی‌درپی است که از کودکی و خانواده‌ی شهدا آغاز می‌شود، از تحصیل و مبارزه‌ی انقلابی می‌گذرد و به حضور در جبهه، فرماندهی، مجروحیت، شهادت و خاطرات پس از شهادت می‌رسد. در کنار روایت‌ها، بخش‌هایی از وصیت‌نامه‌ها، شعرها، خاطرات شفاهی خانواده‌ها و همرزمان و نیز اشاره به نشانه‌های ماندگار شهدا در شهر (نام‌گذاری خیابان‌ها، مدارس و میدان‌ها) آمده است. لحن نویسنده صمیمی و متکی‌بر نقل مستقیم سخنان خانواده‌ها و همرزمان است و کتاب بیش از آن‌که بر تحلیل‌های تاریخی تکیه کند بر جزئیات زندگی روزمره، خلق‌وخوی شخصی و لحظه‌های عاطفی تمرکز کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب روایت یازدهم با تو...

کتاب روایت یازدهم با تو... مجموعه‌ای از روایت‌ها درباره‌ی چند شهید شاخص دفاع مقدس است که زکیه حسینی آن را بر پایه‌ی گفت‌وگو با خانواده‌ها، همرزمان و اسناد به‌جای‌مانده تنظیم کرده است. متن با مقدمه‌ی نویسنده آغاز می‌شود؛ جایی که از آرزوی دیرینه‌ی نوشتن درباره‌ی «ستاره‌های آسمان راه» می‌گوید و توضیح می‌دهد چگونه از دل یک جلسه‌ی آموزشی درباره‌ی نوشتن از شهدا و با تشویق چند نویسنده و همراهی خانواده‌اش جرأت قلم‌زدن پیدا کرده است. پس از مقدمه، کتاب وارد روایت زندگی شهید محمّد اسلامی‌نسب می‌شود؛ سرداری که از روستای لایزنگان داراب تا کلاس‌های درس حوزه‌ی علمیه، فعالیت‌های انقلابی در شیراز، حضور در کردستان، فرماندهی گردان امام رضا و عملیات‌های بزرگ جنوب مسیر طولانی و پرحادثه‌ای را طی کرده است. فصل‌هایی مانند «پرنورترین ستاره»، «استقبال از برادر»، «تشنه‌ی آموختن»، «جذب جوانان»، «فرمانده‌ی بی‌ریا»، «عکس اجباری»، «سردار زهرایی» و «ذکر شهادت» هرکدام بر بخشی از زندگی و منش او تمرکز دارند؛ از کودکی بی‌پدر و مهاجرت به شیراز تا کلاس‌های فقه، جذب جوانان، حساسیت نسبت به بدحجابی و مواد مخدر، شیوه‌ی فرماندهی در آموزش‌های آبی‌خاکی و سرانجام حضورش در عملیات کربلای ۴. در ادامه، روایت‌هایی از مفقودیت و تشییع پیکر، توسل‌ها و کرامت‌های منسوب به شهید، و نیز بخش‌هایی از وصیت‌نامه‌ی او آمده است که در آن از عشق به حضرت زهرا، آرزوی شهادت و ترجیح دفاع از اسلام بر همه‌ی دلبستگی‌های خانوادگی سخن گفته شده است. کتاب روایت یازدهم با تو... در بخش‌های بعدی به زندگی شهیدان دیگری از داراب می‌پردازد و هرکدام را در قالب فصل‌های متعدد دنبال می‌کند. برای نمونه، درباره‌ی شهید عبدالصاحب امامی فصل‌هایی مانند «میلاد بی‌همتا»، «لالایی به نام زیارت عاشورا»، «خاک پای آقاسید»، «از تحصیل تا مبارزه»، «جلوتر از انقلاب»، «جذب جوانان»، «مسئول اورژانس»، «مهربان‌تر از همه»، «ولایت‌مداری»، «کلاس پابرجا»، «وضو»، «درخشان‌ترین ویژگی»، «زیارت عاشورای ایستاده»، «کلاه بی‌سر!»، «بی‌تاب رفتن» و «فرازهایی از وصیت‌نامه» دیده می‌شود که از خانواده‌ی روحانی، فضای مذهبی و مبارزاتی داراب، فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی، معلمی در روستا، حضور در جبهه و شیوه‌ی شهادت او تصویر می‌سازد. سپس نوبت به شهید احمد بنی‌اسدپور می‌رسد؛ «سرباز گهواره» و فرمانده‌ی بسیج داراب که از کودکی تا فرماندهی دسته‌ی «نور» و شهادت در والفجر ۸ دنبال شده است. در کنار این‌ها، بخش مفصلی نیز به شهید حمید عارف اختصاص یافته که از «حاجت‌روایی کربلایی احمد» و نذر فرزند حسینی در کربلا آغاز می‌شود و تا مسئولیت‌های جهاد سازندگی، سپاه، شهرداری داراب، حضور در عملیات شکست حصر آبادان، مجروحیت‌ها، رعایت حق همسایگی، مقاومت زیر شکنجه‌ی ساواک و فرماندهی در جبهه ادامه پیدا می‌کند. در پایان هر محور، گزیده‌هایی از وصیت‌نامه‌ها و نیز اشاره به نام‌گذاری خیابان‌ها، مدارس و میدان‌ها به نام شهدا آمده است تا پیوند میان خاطره‌ی جنگ و زندگی امروز شهر نشان داده شود.

خلاصه کتاب روایت یازدهم با تو...

در روایت یازدهم با تو... محور اصلی، ترسیم چهره‌ی انسانی و معنوی چند شهید است؛ نه صرفاً شرح عملیات‌ها. نویسنده برای هر شهید از نقطه‌ای بسیار شخصی آغاز می‌کند: تولد در روستا یا شهر کوچک، خانواده‌ی مذهبی، لالایی‌هایی که با زیارت عاشورا همراه است، حساسیت پدر به حلال‌بودن لقمه و پرداخت خمس و زکات، و فضای خانه‌هایی که در آن‌ها روضه و قرآن و نهج‌البلاغه جریان دارد. از همین بستر، مسیر حرکت به‌سوی مبارزه و جبهه شکل می‌گیرد. در بخش مربوط به شهید محمّد اسلامی‌نسب، کتاب از تولد او در روستای لایزنگان داراب و از دست‌دادن پدر در چهل‌روزگی شروع می‌کند. نوجوانی‌اش با مهاجرت به شیراز، کار در خیاطی برای تأمین معاش و هم‌زمان تحصیل و حضور در جلسات دینی و منبرهای شهید دستغیب و دیگر علما همراه است. او به‌تدریج به چهره‌ای فعال در میان جوانان تبدیل می‌شود؛ جوانان را دور خود جمع می‌کند، درباره‌ی اسلام و امام خمینی صحبت می‌کند، به روستاها می‌رود تا مردم را با معارف دینی و ماهیت رژیم پهلوی آشنا کند و پس از پیروزی انقلاب، از نخستین کسانی است که لباس پاسداری می‌پوشد. حضور در کردستان، سپس بازگشت به شیراز و سازمان‌دهی بسیج، و بعد اعزام‌های پیاپی به جبهه، مسیر بعدی زندگی اوست. کتاب در فصل «فرمانده‌ی بی‌ریا» صحنه‌ای از آموزش‌های آبی‌خاکی و سخنرانی او در حضور وزیر دادگستری وقت را روایت کرده است؛ جایی که اسلامی‌نسب با صراحت از دورزدن قانون، بدحجابی و رواج مواد مخدر انتقاد می‌کند و از مسئولان می‌خواهد پیچ‌وخم‌های اداری را کم کنند. در فصل «سردار زهرایی» و «ذکر شهادت» رابطه‌ی عاطفی و معنوی او با حضرت زهرا و تأکیدش بر پیروزی تحت عنایت ایشان برجسته شده است؛ تا جایی که مقام رهبری پس از دیدن فیلم مصاحبه‌ی او، درباره‌ی این ارتباط سخن می‌گویند. روایت عملیات کربلای ۴، خط‌شکنی گردان امام رضا در کانال ماهی، مجروحیت و شهادت او، و سپس مفقودیت و تشییع پیکرش، همراه با نقل حالات آخرین لحظات و ذکر «الله‌اکبر» بر لب، بخش پایانی این محور را شکل می‌دهد. درباره‌ی شهید عبدالصاحب امامی، کتاب از «میلاد بی‌همتا» در خانواده‌ای روحانی و شناخته‌شده در داراب آغاز می‌کند؛ خانواده‌ای که خاک پای سید را تبرک می‌دانند و خاطراتی از کرامت‌های پدربزرگ روحانی در ذهن مردم مانده است. عبدالصاحب در چنین فضایی بزرگ می‌شود، در نوجوانی وارد فعالیت‌های انقلابی می‌شود، در کتابخانه‌ی ولی‌عصر و حلقه‌ی جوانان مذهبی حضور دارد، با بهاییان شهر درگیر می‌شود و در کنار روحانیون مبارز داراب در اخراج آن‌ها نقش دارد. سپس به‌عنوان معلم به روستای تعویق می‌رود، بعد به سپاه می‌پیوندد و مسئول اورژانس خرمشهر می‌شود. کتاب روی رفتار او با دانش‌آموزان، احترام و مهربانی‌اش، تأکید بر وضو و نماز اول وقت، و درس ولایت‌مداری که به بچه‌های روستا می‌دهد مکث کرده است. روایت «کلاه بی‌سر!» حادثه‌ای را نقل می‌کند که در آن گلوله‌ای کلاه آهنی او را سوراخ می‌کند اما به خودش آسیبی نمی‌رسد و همین ماجرا در شهر به‌صورت شایعه‌ی شهادت با سر بریده پخش می‌شود. در فصل «بی‌تاب رفتن» و «آرزوی شهادت» اصرار او برای رفتن به خط، تعویض پست با هم‌رزمی که باید در اورژانس می‌ماند و سرانجام شهادتش در عملیات بدر روایت شده است. بخش‌هایی از وصیت‌نامه‌اش بر ترجیح رضای خدا بر دلبستگی به فرزندان، عشق به حضرت زهرا و نگاهش به شهادت به‌عنوان «شیرین‌تر از عسل» تأکید کرده است. شهید احمد بنی‌اسدپور در فصل‌هایی مانند «سرباز گهواره»، «گهواره‌ی شهادت»، «نامه‌ی نور» و «پلاک دوازده‌ساله» دنبال می‌شود. او از کودکی در خانواده‌ای مذهبی بزرگ می‌شود، تحصیل را تا دیپلم ادامه می‌دهد، در گروه «جوانان مسلمان» داراب فعال است، نمایشگاه کتاب و کارهای عمرانی و آموزشی راه می‌اندازد، سپس به سپاه می‌پیوندد و فرمانده‌ی بسیج داراب و بعد فرمانده‌ی دسته‌ای به نام «نور» می‌شود. روایت‌ها بر حساسیت او نسبت به بیت‌المال، استفاده‌نکردن از خودکار و کاغذ سپاه برای کار شخصی، پرکاری و خستگی‌ناپذیری، نگاه پایین‌گیر در خیابان برای پرهیز از گناه، و عشق عمیق به امام خمینی تمرکز کرده است. شهادتش در والفجر ۸ و بازگشت تنها پلاک و چند تکه استخوان پس از ۱۲ سال، نقطه‌ی اوج این بخش است. در محور مربوط به شهید حمید عارف، کتاب از نذر پدر در کربلا برای داشتن فرزندی حسینی آغاز می‌کند؛ نذری که با تولد غلامحسین در روز سیزدهم رجب برآورده می‌شود. او مسیر تحصیل، دانشسرا، معلمی در روستا، مسئولیت جهاد سازندگی، ورود به سپاه و شهرداری داراب را طی می‌کند و هم‌زمان در مبارزات انقلابی و سپس جنگ حضور دارد. روایت‌ها از رعایت حق همسایگی (خاموش‌کردن موتور از سر کوچه تا خانه در نیمه‌شب)، مقاومت زیر شکنجه‌ی ساواک در حوض شهربانی و فریاد «یا زهرا، درود بر خمینی»، و شیوه‌ی فرماندهی‌اش در اعزام نیرو به آبادان سخن گفته‌اند. در پایان هر محور، کتاب با گزیده‌هایی از وصیت‌نامه‌ها، توصیه‌ها به دانش‌آموزان و جوانان، و اشاره به نام‌گذاری خیابان‌ها و مدارس به نام شهدا، حلقه‌ی اتصال میان گذشته‌ی جنگ و امروز شهر را نشان می‌دهد.

چرا باید کتاب روایت یازدهم با تو... را بخوانیم؟

روایت یازدهم با تو... از دل جزئیات زندگی روزمره‌ی چند شهید، تصویری نزدیک از نسل جوانی ارائه کرده است که از کوچه‌ها و مدارس و روستاهای معمولی به جبهه رسیده‌اند. تمرکز کتاب بر خلق‌وخوی شخصی، رابطه‌ی شهدا با خانواده، حساسیت‌های اخلاقی کوچک (مثل رعایت حق همسایه، دقت در بیت‌المال، وضو داشتن دائمی، احترام به دانش‌آموزان) و لحظه‌های عاطفی (وداع با فرزند خردسال، بی‌تابی برای رفتن به خط، اشک بر نام حضرت زهرا) باعث شده است چهره‌ی آن‌ها از قالب تصویرهای کلی و شعاری فاصله بگیرد و ملموس شود. این کتاب برای کسانی که می‌خواهند دفاع مقدس را نه فقط از زاویه‌ی عملیات‌ها و آمار، بلکه از زاویه‌ی تجربه‌ی زیسته‌ی خانواده‌ها، همرزمان و شهرهای کوچک بشناسند، منبعی سرشار از روایت‌های کوتاه و متنوع است. ساختار فصل‌بندی‌شده و عناوین متعدد، امکان انتخاب و خواندن تدریجی را فراهم کرده است؛ می‌توان هر بار سراغ یک شهید یا یک فصل رفت و بخشی از زندگی او را دنبال کرد. حضور وصیت‌نامه‌ها در کنار خاطرات، امکان مقایسه‌ی «گفتار رسمی» شهدا با روایت اطرافیان را فراهم کرده است و نشان می‌دهد چگونه باورها و آرزوهای آن‌ها در رفتار روزمره‌شان تجلی پیدا کرده است. اشاره به نام‌گذاری خیابان‌ها، مدارس و میدان‌ها نیز نشان می‌دهد یاد این افراد چگونه در بافت شهری و حافظه‌ی جمعی ماندگار شده است. برای خواننده‌ای که به دنبال شناخت ریشه‌های فرهنگی و دینی رفتار نسل جنگ است، این اثر نمونه‌های متعددی از پیوند خانواده‌ی مذهبی، هیئت‌ها، کتابخانه‌های کوچک محلی، حلقه‌های جوانان و نهادهایی مانند سپاه و جهاد سازندگی ارائه کرده است. همچنین کسانی که به ادبیات خاطره‌نویسی و روایت‌های شفاهی علاقه‌مند هستند، در این کتاب با تنوعی از صداها روبه‌رو می‌شوند؛ از مادران و همسران تا فرماندهان و دوستان، که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به یک چهره نگاه کرده‌اند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به علاقه‌مندان تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس، به‌ویژه کسانی که می‌خواهند زندگی شهدا را در مقیاس شهری و محلی (داراب، کازرون و فارس) بشناسند، خواندن این کتاب پیشنهاد می‌شود. همچنین به دانش‌آموزان، معلمان، مربیان فرهنگی و فعالان بسیج که به‌دنبال نمونه‌های عینی از سبک زندگی، اخلاق فردی و اجتماعی رزمندگان هستند، می‌توان این اثر را توصیه کرد. پژوهشگران و نویسندگانی که روی خاطره‌نویسی جنگ و روایت‌های شفاهی کار می‌کنند نیز از جزئیات و تنوع روایت‌های این کتاب بهره خواهند برد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
نسل زد و خلاقیت و نوآوری
سیده صفیه مویدی
بر ساحل سجود
دبیرخانه دایمی جشنواره بین‌المللی علمی، فرهنگی، اعتکاف
جایگاه دیالکتیک هگل در تاریخ دیالکتیک جدید
منوچهر آشتیانی
رصد بازار سرمایه
صادق قیصری
مهار غیرشیمیایی علف های هرز
خاور جبران
آقای سیب‌ زمینی و خانم هویج، دقیقه ۹۰
فرانک کلابی
رنگدانه های غیر آلی صنعتی
گانتر باکسام
فنگ شویی برای پول
رنان سوزا
مدیریت زمان در پرتو برنامه ریزی
فرهاد عسگری منش
ترانه های تنها
وحید دانا
الدرر الفقهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة (الجزء الرابع)
ماجد کاظمی (دباغ)
اصول فی الاصول (جلد سوم)
حسین درگاهی
خنده و خاموشی؛ گزیده‌ی ده سال طنزنوشته‌های سیاسی و اجتماعی (جلد اول ۱۳۸۳-۱۳۸۹)
محمود فرجامی
کیفیت و فیزیولوژی پس از برداشت گیاهان زینتی
علی تهرانی فر
ترمینولوژی اقتصاد
علیرضا عزیزی
دلخوشی های ساده
شمیم باهک
خاک و ملکوت (متن دوزبانه)
زهره زاهدی
اصل کیفرزدایی در سیاست جنایی تقنینی ایران در مرحله دادگاه
سعید داروگری
همدلانه گوش بده راه حل نمی خواهد
سید حسام فروزان

حجم

۴٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۲ صفحه

حجم

۴٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۱۲ صفحه

قیمت:
۵۰,۸۸۰
تومان