
کتاب مدرسه کتاب نخوانی
معرفی کتاب مدرسه کتاب نخوانی
کتاب مدرسه کتاب نخوانی (نگاهی به زمینههای تربیتی یک بحران فرهنگی) نوشته حمید سپهر، به بررسی یکی از معضلات مهم فرهنگی و اجتماعی ایران، یعنی پدیدهی کاهش مطالعه، میپردازد و تلاش میکند ریشههای تربیتی این بحران را واکاوی کند. این کتاب با زبانی روشن و ساختاری منظم، به جای تکرار کلیشهها، به دنبال یافتن پاسخهایی تازه برای چرایی کاهش کتابخوانی در جامعه است و راهبردهایی برای بهبود این وضعیت ارائه میدهد. این کتاب توسط نشر جمال منتشر شده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مدرسه کتاب نخوانی
کتاب مدرسه کتاب نخوانی نوشتهی حمید سپهر، به موضوع بحران کاهش مطالعه در ایران میپردازد و آن را نهصرفاً مشکلی اقتصادی یا فرهنگی، بلکه ریشهدار در فرایندهای تربیتی جامعه میداند. نویسنده با تکیه بر تجربهی چند دهه فعالیت در حوزهی آموزش و روانشناسی یادگیری، ساختار کتاب را به گونهای طراحی کرده که ابتدا اهمیت کتابخوانی و تفاوت آن با صرفاً سوادآموزی را شرح میدهد و سپس به بررسی علل و زمینههای تربیتی این بحران میپردازد. در ادامه، نقش مدرسه، خانواده و نظام آموزشی در شکلگیری یا رفع این معضل تحلیل شده و تفاوت میان آموزش صرف و تربیت عمیق مورد تأکید قرار گرفته است. مدرسه کتاب نخوانی با ارائهی مثالها و تحلیلهای کاربردی، نشان میدهد که چگونه بیتوجهی به تربیت کتابخوانی در کودکی و نوجوانی میتواند به شکلگیری نسلی بیعلاقه به کتاب منجر شود. در بخشهای پایانی، راهکارهایی برای اصلاح روندهای تربیتی و تقویت فرهنگ مطالعه در مدارس و خانوادهها پیشنهاد شده است.
خلاصه کتاب مدرسه کتاب نخوانی
کتاب مدرسه کتاب نخوانی با تمرکز بر بحران عدم مطالعهی کتاب در ایران، ابتدا مفهوم کتابخوانی را از صرف خواندن متون پراکنده یا درسی جدا میکند و آن را به عنوان عادت و گرایشی فرهنگی و تربیتی معرفی میکند. نویسنده تأکید کرده که کاهش علاقه به کتابخوانی را نمیتوان تنها با دلایل اقتصادی یا فرهنگی توضیح داد، بلکه باید به ریشههای تربیتی آن پرداخت. در این کتاب، نقش مدرسه و نظام آموزشی به عنوان مهمترین عوامل شکلدهنده یا بازدارندهی فرهنگ مطالعه بررسی شده است. حمید سپهر نشان داده که اگر مدرسه صرفاً به انتقال اطلاعات و آموزش دروس محدود شود و علاقه به کتاب و ایجاد تجربههای مثبت با کتاب را در کودک تربیت نکند، نهتنها عادت کتابخوانی شکل نمیگیرد، بلکه ممکن است نوعی دلزدگی و دافعه نسبت به کتاب ایجاد شود.
در این کتاب، اهمیت دوران کودکی و نوجوانی در پایهگذاری عادتهای فرهنگی و تربیتی، بهویژه از طریق قصهگویی، قصهخوانی و ایجاد محیط امن و مثبت برای تجربهی کتاب نیز مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده با نقد برنامههای ترویج کتابخوانی که بیشتر بر تبلیغ یا رقابت بیرونی تکیه دارند، بر ضرورت تجربهی شیرین و تکرار آن در محیط خانواده و مدرسه تأکید کرده است. در نهایت، کتاب با ارائهی راهبردهایی برای اصلاح نظام تربیتی و آموزشی، بر نقش کلیدی مدرسه و خانواده در پرورش نسل کتابخوان و مقابله با بحران کتاب نخوانی تأکید دارد.
چرا باید کتاب مدرسه کتاب نخوانی را بخوانیم؟
این کتاب با ارائهی تصویری روشن از نقش مدرسه، خانواده و نظام آموزشی، به مخاطب کمک میکند تا فراتر از عوامل اقتصادی یا تبلیغاتی، به اهمیت تربیت و تجربهی مثبت با کتاب پی ببرد. همچنین، راهکارهای پیشنهادی آن برای اصلاح روندهای تربیتی و تقویت فرهنگ کتابخوانی، میتواند برای معلمان، والدین و برنامهریزان آموزشی الهامبخش باشد. مطالعهی این کتاب فرصتی برای بازنگری در شیوههای آموزش و تربیت نسل جدید و یافتن راههایی برای ایجاد عادت کتابخوانی در کودکان و نوجوانان فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن مدرسه کتاب نخوانی به معلمان، والدین، مدیران مدارس، برنامهریزان آموزشی و همهی کسانی که دغدغهی ارتقای فرهنگ مطالعه در جامعه را دارند، پیشنهاد میشود. همچنین، این کتاب برای پژوهشگران حوزهی تعلیم و تربیت و فعالان فرهنگی که به دنبال راهکارهای عملی برای مقابله با بحران کاهش مطالعه هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب مدرسه کتاب نخوانی
«رویآوری تمدنهای نوین بشری به خط و زبان مکتوب در هزارههای اخیر، زمینۀ سازندگی و انتقال و رشد دانش بشری و تحول و پیشرفت جوامع انسانی را فراهم آورده و "کتاب" همچنان مظهر این تعالی و تمدنسازی بوده است. رواج "کتابخوانی" به عنوان یک رفتار داوطلبانه اجتماعی و به عنوان پدیدهای فرهنگی، خصیصهای "یادگرفتنی" و عادتی "پرورشیافتنی" شناخته شده است.
دانشمندان و بنیانگذاران تمدنهای بزرگ، غالباً در انس با "کتاب" و در بستر رواج "کتابخوانی" رشد و بالندگی یافتهاند و یکی از افتخارات شاخص این تمدنها معمولاً داشتن کتابخانههای بزرگ و جامع بوده است. در طول تاریخ، کتاب خواندن مسیر کسب دانش و معرفت را هموار مینموده و "کتاب نوشتن" مقدمۀ انتقال و تبادل و رشد علوم و حکمت بوده است. همچنان که اشاره شد، از مظاهر برجستۀ تمدنهای بزرگ، "کتابخانههای بزرگ" بوده است؛ عامۀ مردم اگر سواد داشتند میخواندند و در غیر این صورت به "خواندن" دیگران گوش فرامیدادند، در حالی که نخبگان "هم میخواندند و هم مینوشتند".
"کتاب"، نماد تولد اندیشهها و تبادل آن بوده و پویایی جامعه با درجۀ توجه به "کتاب"، تولید، نشر و در دسترس بودن آن برای خواندن محک زده میشده است؛ خواه این کتاب بر لوح باشد یا بر پوست یا بر کاغذ.»
حجم
۷۴۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
حجم
۷۴۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه