
کتاب من هم می توانم سخن بگویم
معرفی کتاب من هم می توانم سخن بگویم
کتاب من هم میتوانم سخن بگویم نوشتهی بهناز بهیزادی (بهی آذر) روایتی معمایی و خانوادگی است که نشر نسل روشن آن را منتشر کرده است. داستان در خانهای قدیمی و چندنسلی میگذرد که با یک سرقت عجیب، آرامش ظاهریاش فرو میریزد و پای پلیس، گذشته و رازهای پنهان را وسط میکشد. در این کتاب، ماجرا از یک گزارش سرقت ساده شروع میشود اما کمکم به گرههای عاطفی، روابط قدیمی، گذشتهی شخصیتها و پیوندهای ناگفتهی آنها میرسد. فضای داستان شهری، معاصر و پر از جزئیات زندگی روزمره است و نویسنده تلاش کرده است در دل یک پروندهی جنایی، تصویری از یک خانوادهی گسترده و آدمهای اطرافش نشان دهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من هم می توانم سخن بگویم
کتاب من هم میتوانم سخن بگویم داستانی پلیسیـخانوادگی است که بهناز بهیزادی در آن یک سرقت مرموز را بهانه کرده است تا وارد زندگی چند نسل از یک خانواده و آدمهای اطرافشان شود. ماجرا با تماس وحشتزدهی فروغزمان بهادری با پلیس ۱۱۰ آغاز میشود؛ خانهای بزرگ، برفی که همهجا را پوشانده، گاوصندوقی خالی و هیچ ردّی از سارق. سرگرد حکمت و سروان رضوی وارد خانه میشوند و از همان ابتدا با تناقضها، ترسها و سکوتهای عجیب روبهرو هستند. در کتاب من هم میتوانم سخن بگویم خانهی فروغزمان مثل یک صحنهی تئاتر بزرگ است که هرکس از گوشهای وارد میشود: کبری خانم که سالهاست در این خانه کار و زندگی کرده، داریوش جواهرساز که همهی حاصل کارش را در گاوصندوق گذاشته، ماهی دخترخواندهی خانواده با گذشتهای گرهخورده به زلزلهی بم، نریمان نوهی خانواده، فیزیوتراپیست جوان، باغبان لال و حتی وکیل خانواده و آدمهای دورتر مثل حاجی رودباری و طلعت. هرکدام تکهای از پازل را در دست دارند و روایت با رفتوبرگشت میان حال و گذشته، این تکهها را کنار هم میچیند. کتاب من هم میتوانم سخن بگویم در فصلها و صحنههای متعدد، بازجوییها، گفتوگوهای خانوادگی، خاطرات و روایت زندگی شخصیتها را کنار هم قرار داده است. از بازجویی در ادارهی آگاهی و تعقیب باغبان تا فلاشبکهای طولانی به زندگی لالی (عباس) و مهربان، مهاجرتشان از بم، سالهای سخت مشهد و بعد رودبار و کار در باغ گل، همه بهتدریج نشان میدهد که سرقت فقط یک حادثهی مالی نیست؛ گرهای است که گذشته و حال را به هم وصل کرده و رازهای پنهان را وادار به سخنگفتن کرده است.
خلاصه داستان من هم می توانم سخن بگویم
در من هم میتوانم سخن بگویم نقطهی شروع، سرقتی است که در صبحی برفی از خانهی فروغزمان رخ میدهد؛ گاوصندوقی پر از جواهرات دستساز داریوش، پول نقد، ارز و اسناد مهم ناگهان خالی میشود، بیآنکه ردّی از ورود و خروج سارق در حیاط برفی دیده شود. سرگرد حکمت و سروان رضوی با یک معمای بسته روبهرو هستند: همهی راهها به داخل خانه ختم میشود و مظنونان اصلی، خود اعضای خانواده و نزدیکانشاناند. بازجوییها از فروغزمان، کبری، داریوش، ماهی، نریمان و حتی باغبان لال، همراه با بررسی حسابهای بانکی، سرزدن به کارگاه جواهرسازی، سراغگرفتن از مالخرها و پیگیری ردّ باغبان در شهر، کمکم لایههای پنهان زندگی این آدمها را آشکار میکند. در میانهی این تعقیب و تحقیق، گذشتهی عباس (لالی) و مهربان و مهاجرتشان از بم تا رودبار و کار در باغ گل روایت میشود و خواننده میفهمد پشت چهرهی خاموش و حاشیهای باغبان، چه تاریخ طولانی و چه پیوند عاطفی عمیقی با ماهی و این خانواده وجود دارد. کتاب در نهایت بیش از آنکه فقط دربارهی یک دزدی باشد، دربارهی اعتماد، شرم، بدهیهای عاطفی و لحظهای است که کسانی که سالها ساکت بودهاند، ناچار میشوند سخن بگویند.
چرا باید کتاب من هم می توانم سخن بگویم را بخوانیم؟
من هم میتوانم سخن بگویم یک داستان معمایی است که در آن تعلیق پلیسی با روایت گرم از یک خانوادهی گسترده و گذشتهی پرحادثهی شخصیتها ترکیب شده است. خواننده در کنار دنبالکردن معمای سرقت، وارد زندگی لالی، مهربان، ماهی، فروغزمان و داریوش میشود و میبیند چطور یک حادثه، روابط پنهان، قضاوتها و مرز میان اعتماد و سوءظن را زیر سؤال میبرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن من هم میتوانم سخن بگویم به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پلیسیـخانوادگی، روایتهای چندشخصیتی، معماهای در فضای شهری و قصههایی دربارهی اعتماد، گذشته و رازهای خانوادگی علاقهمند هستند و دوست دارند در کنار تعقیب یک پرونده، زندگی شخصیتها را هم از نزدیک دنبال کنند.
حجم
۴۸۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه
حجم
۴۸۴٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۸ صفحه