
کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی
معرفی کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی
کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی نوشتهی محمد علاءالدینی توسط نشر بتسابه منتشر شده است. این اثر داستانی بلند و تمثیلی است که با بهرهگیری از شخصیتهای حیوانی، ساختار قدرت، نابرابری، امید و مقاومت را در جامعهای خیالی به تصویر میکشد. روایت کتاب در فضایی مهآلود و رازآلود آغاز میشود؛ جایی که حیوانات جنگل و مزرعه هرکدام نقش و جایگاهی خاص دارند و درگیر مناسباتی پیچیده و گاه بیرحمانهاند. نویسنده با زبانی ساده اما پر از لایههای معنایی، روابط میان خرس، روباه، زنبورها، آهوان و دیگر حیوانات را روایت میکند و از خلال این روابط، مفاهیمی چون عدالت، آزادی، ترس و همدلی را به چالش میکشد. داستان با نگاهی انتقادی و گاه تلخ، وضعیت اجتماعی و سیاسی را در قالب قصهای حیوانمحور بازتاب میدهد و مخاطب را به تأمل دربارهی ساختارهای قدرت و سرنوشت جمعی وا میدارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی
کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی اثری تمثیلی از محمد علاءالدینی است که با بهرهگیری از شخصیتهای حیوانی، ساختار قدرت و مناسبات اجتماعی را در قالب روایتی داستانی و چندلایه به تصویر کشیده است. داستان در جنگلی خیالی و مزرعهای در شرق آن رخ میدهد؛ جایی که حیوانات هرکدام جایگاهی مشخص دارند و روابط میان آنها بر پایهی سلسلهمراتب، ترس، وعده و امید شکل گرفته است. خرس بهعنوان فرمانروای جنگل، روباه بهعنوان مشاور و زنبورها بهعنوان کارگران اصلی، هریک نماد بخشی از جامعهاند. در سوی دیگر، آهوان و حیوانات اهلی مزرعه با فقر و محرومیت دستوپنجه نرم میکنند. روایت کتاب با ورود پرندگان مهاجر و شکلگیری اعتراضات و جنبشهای کوچک، به تدریج به سوی تغییر و بیداری جمعی پیش میرود. نویسنده با نگاهی انتقادی و طنزآمیز، تضاد میان وعدههای پوچ، سرکوب، همدلی و مقاومت را در بستر داستانی پرکشش و پرحادثه روایت کرده است. جنگل غربی، مزرعه شرقی با فضاسازی خاص و شخصیتپردازی دقیق، تصویری از جامعهای گرفتار در چنبرهی قدرت و ترس ارائه میدهد و در عین حال، جرقههای امید و همبستگی را نیز به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان جنگل غربی، مزرعه شرقی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی در دل جنگلی مهآلود و دور از چشم انسانها آغاز میشود؛ جایی که حیوانات در سایهی نظمی پنهان و بیرحم زندگی میکنند. خرس مدورن، فرمانروای جنگل، با کمک روباه و زنبورهای کارگر، سلطهای آرام اما بیچونوچرا بر ساکنان جنگل دارد. زنبورها عسل جمع میکنند اما سهمی از آن ندارند و آهوان و حیوانات علفخوار در فقر و گرسنگی به سر میبرند. مارلا، آهوی مادر، و فرزندش هیرن، نماد محرومان و قربانیان این نظماند. با ورود سنجاب دلال و پرندگان مهاجر که شعار آزادی و مساوات سر میدهند، فضای جنگل دستخوش تغییر میشود. اما وعدههای پرندگان نیز بهزودی رنگ میبازد و حیوانات درمییابند که آزادی واقعی با شعار و نمایش به دست نمیآید. در ادامه، اعتراض زنبورها و اتحاد آهوان و حیوانات اهلی، خشم فرمانروایان را برمیانگیزد و سرکوبی خونین رخ میدهد. مرگ هیرن، فرزند مارلا، نقطهی عطفی در داستان است که به بیداری و همبستگی حیوانات میانجامد. در نهایت، با ایستادگی گوزن و آهو در برابر گرگ و شکست ترس، حیوانات مزرعه و جنگل برای نخستینبار طعم آزادی و همدلی را تجربه میکنند. اما سایهی قدرت همچنان در کمین است و نویسنده با پایانی باز، مخاطب را به تأمل دربارهی چرخهی قدرت و مقاومت وا میدارد.
چرا باید کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی را بخوانیم؟
کتاب جنگل غربی، مزرعه شرقی با روایت تمثیلی و شخصیتپردازی خلاقانه، مفاهیمی چون قدرت، ترس، امید و همبستگی را در بستری داستانی و ملموس به تصویر کشیده است. این اثر با زبانی ساده اما چندلایه، مناسبات اجتماعی و سیاسی را به چالش میکشد و نشان میدهد که چگونه وعدههای پوچ و سرکوب میتواند جامعهای را به سکوت وادارد، اما جرقههای همدلی و ایستادگی، راهی به سوی تغییر میگشاید. داستان با فضاسازی خاص و روایت پرحادثه، مخاطب را به تأمل دربارهی نقش فرد و جمع در برابر ظلم و بیعدالتی دعوت میکند. این کتاب نهتنها برای علاقهمندان به داستانهای تمثیلی و اجتماعی جذاب است، بلکه برای کسانی که دغدغهی عدالت، آزادی و مقاومت دارند، تجربهای تأثیرگذار و ماندگار خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای تمثیلی و اجتماعی، کسانی که دغدغهی عدالت، آزادی و مناسبات قدرت دارند، دانشجویان و پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی و همچنین افرادی که به روایتهای چندلایه و نمادین علاقهمندند، پیشنهاد میشود.
حجم
۳۹۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
حجم
۳۹۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
نظرات کاربران
منو یاد قلعه حیوانات انداخت 🥺
👏👏👏
چقدر جذااااااب