
کتاب مگسی روی رادیو می خزد
معرفی کتاب مگسی روی رادیو می خزد
کتاب مگسی روی رادیو میخزد نوشتهی سینا کاظمیان مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است که انتشارات نسل روشن آن را منتشر کرده است. در این کتاب روایتها از زاویهدیدهایی نامعمول و گاهی غافلگیرکننده شکل گرفتهاند و زندگی روزمره، تنهایی، مرگ، پیری و سرگشتگی انسان در جهان معاصر در کانون توجه قرار گرفته است. نویسنده با انتخاب فضاهای آشنا مثل خانه، خیابان، پارک و شهر، موقعیتهایی میسازد که در آنها مرز میان عادت و هراس، و میان طنز و تلخی مدام جابهجا میشود. شخصیتها اغلب درگیر نوعی بیقراری درونی و تلاش برای معنا دادن به روزمرگیاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مگسی روی رادیو می خزد
کتاب مگسی روی رادیو میخزد اثری از سینا کاظمیان است که در قالب داستانهای کوتاه فارسی نوشته شده و فضای آن در جهان امروز و در دل شهر میگذرد. در این کتاب، نویسنده به سراغ شخصیتهایی رفته است که در حاشیهی زندگی روزمره سر میکنند؛ پیرمردی تنها، مردی بیمار، گداها، رهگذران، و حتی موجودی کوچک مثل مگس که در متن یکی از داستانها به راوی تبدیل شده است. کتاب مگسی روی رادیو میخزد با همین انتخاب زاویهدید، جهان انسانها را از چشم موجودی میبیند که معمولاً نادیده گرفته میشود و به این ترتیب رفتارها، عادتها و تناقضهای انسانها را زیر ذرهبین میگذارد. در کتاب مگسی روی رادیو میخزد هر داستان بر موقعیتی متمرکز است که در ظاهر ساده به نظر میرسد اما بهتدریج لایههای عاطفی و فکری آن آشکار میشود. در داستانی که بخشهایی از آن در متن آمده، مگسی که «یک هفته است زنده است» میان خیابانها و خانهها پرسه میزند، از مرگهای پیدرپی مگسها میگوید، به سراغ پیرمردی نویسنده میرود و در خانهی او شاهد نوشتن، تنهایی، بیماری و مرگ است. کتاب مگسی روی رادیو میخزد در کنار این روایت، به موضوعاتی مثل نسبت انسان با هنر و نوشتن، ترس از پیری، وسواس نسبت به تنهایی، و فاصلهی میان ظاهر آراسته و درون آشفتهی آدمها پرداخته است. کتاب مگسی روی رادیو میخزد با ترکیب توصیفهای جزئینگر از فضا و بدن، گفتوگوهای کوتاه و مونولوگهای ذهنی، جهانی میسازد که در آن مرگ و زندگی، شوخی و جدیت، و امید و دلزدگی همزمان حضور دارند. در این کتاب، مگسها «پاسخ را میدانند» اما نمیتوانند با انسانها حرف بزنند و همین ناتوانی، به استعارهای برای فاصلهی عمیق میان دانستن و توان گفتن تبدیل شده است.
خلاصه داستان مگسی روی رادیو می خزد
در کتاب مگسی روی رادیو میخزد محور اصلی روایتها، نگاه به انسان و جهان از زاویهای غیرمعمول است. در داستانی که عنوان کتاب را هم شکل داده، راوی یک مگس است که میگوید یک هفته است زنده است و بارها از مرگ گریخته. او در خیابانها و میان آدمها پرسه میزند، از بیاعتمادی به انسانها حرف میزند و در نهایت پیرمردی تنها را بهعنوان همخانه انتخاب میکند. مگس وارد خانهی او میشود، روی رادیو، موها، سیب و انگشتهایش مینشیند و از فاصلهای بسیار نزدیک، نوشتن، خستگی، بیماری و مرگ او را تماشا میکند. کتاب مگسی روی رادیو میخزد در دل این روایت، به موضوعاتی مثل کوتاهی عمر، وسواس انسان نسبت به نوشتن و جاگذاشتن اثری از خود، جذابیت و فریبندگی نور و صدا، و تضاد میان زندگی کوتاه مگس و عمر طولانی انسان پرداخته است. مگس از «دانستن پاسخ» و ناتوانی در گفتنش میگوید و این تضاد، به هستهی فکری کتاب نزدیک میشود.
چرا باید کتاب مگسی روی رادیو می خزد را بخوانیم؟
کتاب مگسی روی رادیو میخزد با انتخاب راویای مثل یک مگس و تمرکز بر جزئیات زندگی یک پیرمرد نویسنده، امکان دیدن دوبارهی عادتهای روزمره را فراهم کرده است. این کتاب برای کسانی که به داستانهای کوتاه با زاویهدیدهای نامعمول، تأمل دربارهی مرگ، تنهایی، پیری و نسبت انسان با نوشتن علاقهمندند، میتواند تجربهای متفاوت و در عینحال قابللمس باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب مگسی روی رادیو میخزد به علاقهمندان داستان کوتاه فارسی، دوستداران روایتهای شهری، کسانی که به موضوعاتی مثل پیری، مرگ، تنهایی و زندگی هنرمندان حساساند و همچنین خوانندگانی که از زاویهدیدهای غیرانسانی و استعاری لذت میبرند پیشنهاد میشود.
حجم
۳۶۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲ صفحه
حجم
۳۶۹٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲ صفحه
نظرات کاربران
مگسی روی رادیو می خزد را خواندم،بنظرم بسیار جالب و زیبا آمد مخصوصا وقتی متوجه شدم نویسنده این کتاب یک نویسنده جوان است که اولین تجربه نویسندگی اوست! باید به قلم زیبا،تخیل سیال و نکته سنجی و ریزبینی اش باریکلا
کتاب خیلی کوتاه و جمع و جوریه. اون زاویهدید مگسِ خیلی بامزه و خاص بود. اوایل خیلی معمولی به نظر میاومد اما هر بخش بهتر و بهتر شد. انگار کم کم جا میوفته و یا شایدم من کم کم توش عمیق
جالب بود برام🤌🏻 با خوندنش لذت بردم
«نوشتن کاری سرنوشت ســاز به نظر میآمد آنطور که او تمام زمانش را صرف آن کرده بود. اما به درد چه کســانی می خورد؟ برای آیندگان، نیامدگان؟»👍🏻🩵✨
داستانِ متفاوت و گیرا..جمله های مجذوب کننده و پایانِ به جا چندین بار خوندمش و هربار برام بهتر از بار قبل بود.
قشنگ معلومه سانسور و قیچیِ بی موردی پیاده شده. داستان که خوب بود، یک ربعه تمومش کردم. اما چقدر خورد تو ذوقم، نشر نسخه ای که آپلود کرده عکس هست و نمیشه جمله ای رو ثبت کرد یا به اشتراک
این اثر کوتاه با قلمی روان و در عین حال هنرمندانه، شخصیتپردازیهای عمیق و باورپذیر ارائه میدهد که خواننده را به راحتی درگیر فضای داستان میکند. ارتباط برقرار کردن با شخصیت اصلی داستان بهگونهای است که احساس میکنی در کنارش
عالی🤌🏻