
کتاب آخرین خانه شهر
معرفی کتاب آخرین خانه شهر
کتاب آخرین خانه شهر نوشته مریدیت سو ویلیس و ترجمه سید حبیب الله لزگی که توسط مؤسسهی نشر و تحقیقات ذکر منتشر شده، اثری در ژانر رمان نوجوان واقعگرا است. این کتاب، داستان زندگی دختری نوجوان به نام بیلی را روایت میکند که در خانوادهای چندفرهنگی و در محلهای خاص در حاشیهی شهر زندگی میکند. روایت کتاب از زاویهدید بیلی، با زبانی صمیمی و نگاهی دقیق به روابط خانوادگی، دوستیها و دغدغههای نوجوانانه شکل گرفته است. ماجراهای روزمره، چالشهای هویتی، روابط میاننسلی و کنجکاویهای کودکانه در بستر محیطی متفاوت و پر از رمزوراز، فضای اصلی داستان را میسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آخرین خانه شهر
کتاب آخرین خانهی شهر (رمان نوجوان واقعگرا) اثری از مریدیت سو ویلیس است که با نگاهی واقعگرایانه به زندگی نوجوانان آمریکایی در قرن بیستم میپردازد. داستان حول محور خانوادهای چندنژادی و روابط پیچیدهی اعضای آن شکل گرفته است. بیلی، شخصیت اصلی، دختری است که در خانهای در انتهای یک خیابان به نام خانهی ماهی زندگی میکند؛ خانهای که بهدلیل موقعیت جغرافیایی و رنگآمیزی خاصش، در میان همسایگان و دوستان، متفاوت به نظر میرسد.
روایت کتاب، علاوهبر پرداختن به دغدغههای نوجوانانه مانند دوستی، رقابت، حسادت و کنجکاوی، به موضوعات عمیقتری چون جدایی والدین، بیماری، آشتی، هویت نژادی و تفاوتهای فرهنگی نیز اشاره دارد. ساختار کتاب بر پایهی فصلهای کوتاه و ماجراهای روزمره استوار است و هر فصل بخشی از زندگی بیلی و اطرافیانش را به تصویر میکشد. مریدیت سو ویلیس با جزئینگری و توصیف دقیق محیط، روابط و احساسات شخصیتها، فضایی ملموس و باورپذیر خلق کرده است که نوجوانان و حتی بزرگسالان میتوانند با آن همذاتپنداری کنند.
خلاصه داستان آخرین خانه شهر
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان آخرین خانهی شهر با جشن پایان سال تیم بسکتبال دختران آغاز میشود؛ جایی که بیلی، راوی نوجوان، همراه با دوستان و خانوادهاش در آخرین خانهی شهر زندگی میکند. خانهی آنها در انتهای خیابانی باریک و نزدیک مرداب و انبار متروکه قرار دارد و همین موقعیت، ماجراهای خاصی را برایشان رقم میزند. بیلی دختری است که میان دو جهان متفاوت قرار گرفته: پدری سیاهپوست و مادری سفیدپوست، خانوادهای که پس از جدایی و آشتی دوباره کنار هم جمع شدهاند.
او با دوست صمیمیاش یوتریس که علاقهمند به داستانهای اسرارآمیز و کارآگاهی است، ماجراهای مختلفی را تجربه میکند؛ از ساختن لانهای مخفی برای جاسوسی گرفته تا کنجکاوی دربارهی همسایهی مرموز و راز دفنکردن چیزی کنار انبار متروکه. در کنار این ماجراها، بیلی با چالشهای خانوادگی و هویتی نیز روبهرو است. مادرش پس از سالها دوری از خانوادهی سفیدپوست خود، دوباره با یکی از بستگانش ارتباط برقرار میکند و بیلی متوجه میشود عموزادهای به نام سیلیا دارد که قرار است برای اولینبار او را ملاقات کند.
این موضوع باعث شکلگیری احساسات متناقضی در بیلی و دوستانش میشود؛ از حسادت و نگرانی تا کنجکاوی و هیجان. در طول داستان، روابط میان اعضای خانواده، دوستان و همسایگان، با فرازونشیبهایی همراه است که هرکدام بخشی از دغدغههای نوجوانانه و رشد شخصیتی بیلی را نشان میدهد. روایت کتاب با طنز، حساسیت و دقت به جزئیات، تصویری زنده از زندگی نوجوانان در محیطی متفاوت و پرچالش ارائه میدهد، بدون آنکه به پایان داستان اشاره کند.
چرا باید کتاب آخرین خانه شهر را بخوانیم؟
کتاب آخرین خانهی شهر با پرداختن به موضوعات هویتی، خانوادگی و اجتماعی، تصویری واقعی و ملموس از زندگی نوجوانان در محیطی چندفرهنگی و پر از تفاوتهای ظاهری و فرهنگی ارائه داده است. روایت از زاویهدید یک دختر نوجوان، امکان همذاتپنداری با دغدغهها، ترسها و امیدهای این سن را فراهم کرده است. ماجراهای روزمره، روابط پیچیدهی خانوادگی، دوستیهای عمیق و چالشهای هویتی، همگی در فضایی پر از رمزوراز و کنجکاوی روایت شدهاند. علاوهبر این، کتاب به موضوعاتی مانند جدایی و آشتی والدین، بیماری، تفاوتهای طبقاتی و نژادی و اهمیت دوستی و خانواده پرداخته است. خواندن این اثر میتواند به درک بهتر احساسات و مسائل نوجوانان کمک کند و نگاهی تازه به روابط انسانی و پذیرش تفاوتها ارائه دهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب آخرین خانهی شهر به نوجوانان، بهویژه کسانی که با دغدغههای هویتی، روابط خانوادگی پیچیده یا تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی روبهرو هستند، پیشنهاد میشود؛ همچنین برای علاقهمندان به داستانهای واقعگرای نوجوانانه و کسانی که بهدنبال شناخت بهتر دنیای نوجوانان و چالشهای آن هستند، مناسب است.
بخشی از کتاب آخرین خانه شهر
«ما برای تیم بسکتبال دختران، در آخرین روز مدرسه، جشن گرفتیم. بهترین لباسهایمان را پوشیدیم و من کفش ورزشی نو تابستانی داشتم. سال آینده من در تیم شروعکننده هستم. هرچند بهترین شوتکن نیستم. تخصص من نگهداشتن توپ در حین حرکت است. کاری که میکنم چه در بسکتبال و چه در زندگی نگهداشتن در حین حرکت است. برای همین مقابل و شاید مخالف بهترین دوستم «یوتریس رابینسون» هستم. یوتریس ورزش نمیکند. او داستانهای اسرارآمیز میخواند،در مورد آنها فکر میکند و به دیگران میگوید که چه کنند. اما من دوست دارم این کار را در حرکت انجام دهم.»
حجم
۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه
حجم
۴٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۶۰ صفحه