معرفی و دانلود کتاب دروغ هایی که گفتیم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دروغ هایی که گفتیم

کتاب دروغ هایی که گفتیم

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
کامیلا وی ، شهناز ایلدرمی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دروغ هایی که گفتیم

کتاب دروغ هایی که گفتیم نوشته کامیلا وی با ترجمه شهناز ایلدرمی داستانی معمایی و پرتعلیق درباره‌ی ناپدیدشدن مردی جوان و گذشته‌ای است که آرام نمی‌گیرد. روایت میان کمبریج‌شایر دهه‌ی ۱۹۸۰ و لندن ۲۰۱۷ جابه‌جا می‌شود و زندگی دو زن را دنبال می‌کند که هرکدام با نوعی ترس، گناه و راز خانوادگی روبه‌رو هستند. انتشارات کتاب مرو این اثر را منتشر کرده است و متن کتاب به‌تدریج شبکه‌ای از تعقیب، تهدید، خشونت پنهان و دروغ‌های قدیمی را آشکار می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دروغ هایی که گفتیم

کتاب دروغ‌هایی که گفتیم یک تریلر روان‌شناختی تاریک و پرتعلیق از کامیلا وی است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. این رمان با ساختاری دوخطی و در دو بازه‌ی زمانی متفاوت روایت می‌شود: یکی در دهه‌ی ۱۹۸۰ و دیگری در سال ۲۰۱۷. خط داستانی نخست به «بت» اختصاص دارد، مادری که از کودکی متوجه رفتار عجیب و نگران‌کننده‌ی دخترش «هانا» شده است: فقدان احساسات، لذت بردن از آزار دیگران، خشونت و دروغ‌گویی‌های بیمارگونه. بت به خوبی می‌داند که دخترش «مشکل» دارد، اما ترس از افشای رازی که شنیده، او را از اقدام جدی بازمی‌دارد. خط داستانی دوم درباره‌ی «کلارا» است که یک روز صبح از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند نامزدش «لوک» ناپدید شده است. پلیس گمان می‌کند لوک فرار کرده، اما کلارا با کشف ایمیل‌های تهدیدآمیز در تلفن او، مطمئن می‌شود که او ربوده شده است. کلارا همراه با بهترین دوست لوک، تحقیقات شخصی خود را آغاز می‌کند و هرچه جلوتر می‌رود، پرده از رازهای تاریکی برمی‌دارد که نشان می‌دهد لوک اصلاً آن مرد ایده‌آلی نبوده که به نظر می‌رسیده است.

نویسنده در کتاب دروغ‌هایی که گفتیم با مهارتی تحسین‌برانگیز، این دو خط داستانی را در هم می‌تند و خواننده تا اواسط کتاب نمی‌تواند حدس بزند که ارتباط میان «بت و هانا» با «کلارا و لوک» چیست. کتاب به کاوش درون‌مایه‌های فریب، خیانت، انتقام و این پرسش می‌پردازد که «آیا می‌توان کسی را که سال‌ها پیش مرتکب جنایتی شده بخشید؟». شخصیت هانا، کودک روان‌آزار و غیرقابل پیش‌بینی، به‌عنوان یکی از به‌یادماندنی‌ترین «دانه‌های بد» (bad seeds) ادبیات تریلر توصیف شده است. دروغ‌هایی که گفتیم مورد تحسین نشریاتی مانند نیویورک تایمز (با تمجید از «لذت پیچ‌وتاب‌های پایانی») و واشنگتن تایمز («داستانی پر از وسواس، خانواده‌ای ناکارآمد و راوی غیرقابل اعتماد») قرار گرفته است. منتقدان این کتاب را به خوانندگانی توصیه می‌کنند که از آثار تیره و پیچیده‌ای مانند ما باید درباره‌ی کوین صحبت کنیم لایونل شریور لذت می‌برند.

خلاصه داستان دروغ هایی که گفتیم

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب دروغ‌هایی که گفتیم بر محور دو کانون تنش شکل گرفته است: در گذشته، بث پس از سال‌ها انتظار مادر هانا می‌شود و کم‌کم درمی‌یابد دخترش نسبت به درد دیگران بی‌اعتناست و از آزار اطرافیان لذت می‌برد. حادثه‌ی کشتن پرنده‌ی محبوب خانواده و واکنش سرد هانا، ترس و احساس گناه مادر را تشدید می‌کند و رابطه‌ی او با همسرش داگ را هم تحت فشار می‌گذارد. در زمان حال، کلارا در لندن با غیبت ناگهانی نامزدش لوک روبه‌رو می‌شود. کشف گوشیِ مانده، ایمیل‌های تهدیدآمیز، عکس‌های تعقیب و یادداشت‌های قدیمی نشان می‌دهد لوک مدت‌ها هدف فردی ناشناس بوده است. کلارا میان محل کار، آپارتمان، دوست صمیمی لوک و خانه‌ی خانوادگی او در سافولک می‌چرخد و با والدین و برادرش روبه‌رو می‌شود؛ خانواده‌ای که خود زخمی از ناپدیدشدن دخترشان امیلی دارند. کتاب به‌تدریج نشان می‌دهد پشت این ناپدیدشدن، سال‌ها دروغ، سکوت و گذشته‌ای حل‌نشده پنهان است.

چرا باید کتاب دروغ هایی که گفتیم را بخوانیم؟

کتاب دروغ‌هایی که گفتیم تعلیق را نه‌فقط از طریق ناپدیدشدن یک نفر، بلکه با کاوش در ترس‌های عمیق خانوادگی و پرسش از «شر» در کودکی پیش می‌برد. ترکیب دو خط زمانی، شخصیت‌پردازی مادر مضطرب و نامزد سردرگم و حضور تهدیدی نامرئی، خواندن آن کتاب را برای کسانی که به داستان‌های روان‌شناختی و معمایی علاقه دارند، جذاب کرده است.

خواندن کتاب دروغ هایی که گفتیم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب دروغ‌هایی که گفتیم به علاقه‌مندان رمان‌های معمایی و تعلیقی، کسانی که به موضوعاتی مثل تعقیب، تهدید، رازهای خانوادگی و شخصیت‌های خاکستری علاقه دارند و همین‌طور خوانندگانی که از روایت‌های چندزمانی و فضای روان‌شناختی تیره خوششان می‌آید، پیشنهاد می‌شود.

درباره کامیلا وی

کامیلا وی (متولد ۱۹۷۳ در گرینویچ، لندن) نویسنده‌ی انگلیسی و روزنامه‌نگار سابق است. او دختر پیتر وی، شاعر و نویسنده‌ی معروف بریتانیایی است. وی تحصیلات خود را در کالج وولویچ و دانشگاه گلامورگان (دانشگاه ولز جنوبی امروزی) به پایان رساند. او پیش از روی آوردن به نویسندگی، به‌عنوان سردبیر مجله‌ی مد مردانه‌ی آرنا و همچنین سردبیر مجله‌ی نوجوانان بلیس فعالیت می‌کرد.

نخستین رمان وی با عنوان تابستان مرگبار (The Dead of Summer) در سال ۲۰۰۷ منتشر شد و در همان سال نامزد جایزه‌ی CWA New Blood Dagger از انجمن نویسندگان جنایی بریتانیا گردید. رمان دوم او، پرنده کوچک (Little Bird, 2008)، درباره‌ی دختری است که در کودکی ربوده شده و داستان تحول او را روایت می‌کند؛ این کتاب مورد تحسین مجلات کاسموپالیتن و ماری کلر قرار گرفت. سومین رمان وی، تماشای ادی (Watching Edie, 2016)، نیز یک تریلر روان‌شناختی موفق بود. چهارمین و مشهورترین اثر او دروغ‌هایی که گفتیم (The Lies We Told, 2018) است که به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون در ژانر تریلر روان‌شناختی تبدیل شد و نقدهای درخشانی از نیویورک تایمز و واشنگتن پست دریافت کرد. منتقدان سبک وی را به دلیل خلق شخصیت‌های تاریک و غیرقابل پیش‌بینی، ساختار دوخطی ماهرانه و فضاسازی پرتنش ستوده‌اند. کامیلا وی در حال حاضر در لندن زندگی می‌کند و به نویسندگی ادامه می‌دهد.

بخشی از کتاب دروغ هایی که گفتیم

«کلارا نمی‌توانست این فکر را از خودش دور کند که مشکلی جدی به وجود آمده است. با وجود خندهٔ همکاران لوک، او فکر نمی‌کرد که او با زن دیگری باشد. اگر هم چنین بود، رابطه‌ای یک‌شبه این‌قدر طول نمی‌کشید. حتماً این‌طور بود؛ مگر نه؟ او سعی کرد که با دلیل اصلی نگرانی‌اش روبه‌رو شود؛ اینکه لوک را دنبال کرده و او را گرفته باشند. از یک سال پیش که این تعقیب‌ها شروع شده بودند، لوک آن‌ها را جدی نمی‌گرفت و با آن‌ها مثل شوخی برخورد می‌کرد. حتی برای کسی که دنبالش می‌کرد، اسم گذاشته بود: «باری.» او نام مضحک و بی‌خطری گذاشته بود تا ثابت کند که کارهایش اصلاً تهدیدآمیز نیستند. او بعد از دریافت پیام نامحترمی در فیس‌بوک یا جواب‌ندادن به تماس تلفنی‌ای یا دریافت هدیه‌ای ناخواسته از پست می‌گفت: «باری بازهم حمله کرد!» اما این اتفاق‌ها پس از آن عجیب‌تر شدند. ابتدا پاکتی پر از عکس از زیر درِ خانه‌شان به داخل فرستاده شد. لوک در تمام عکس‌ها بود و او را در حال انجام کارهای معمولی نشان می‌داد؛ در صف کافه ایستاده بود، به زیرگذر مترو می‌رفت یا سوار ماشینشان می‌شد. هرکسی که این عکس‌ها را گرفته بود، او را به‌وضوح از نزدیک دنبال کرده بود. مک گفته بود که عکس‌ها را با لنز واید گرفته بودند. همین باعث شده بود که موهای تن کلارا از ترس مورمور شود. آن فرد عکس‌ها را با پررویی و خیال راحت به صندوق پستی‌شان می‌انداخت؛ انگار می‌خواست بگوید «این کاریه که می‌تونم انجام بدهم؛ ببین چقدر راحته!» با اینکه کلارا گفته بود که به پلیس خبر بدهند، ولی لوک گوش نداده بود؛ انگار می‌خواست وانمود کند که چنین اتفاق‌هایی رخ نمی‌دهند و این‌ها فقط مزاحمت‌هایی هستند که به‌زودی تمام می‌شوند.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دروغ هایی که گفتیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدروغ هایی که گفتیم
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهکامیلا وی
مترجمشهناز ایلدرمی
انتشاراتانتشارات کتاب مرو
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۶۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۲۰۲۳۳۶
تعداد صفحه‌ها۳۴۴ صفحه
قیمت کتاب۶۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه ادبیات داستانی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

پری‌زاد...
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۳

من کتاب های جنایی خیلی زیادی خوندم و این کتاب جز بهترین هاییه که من خوندم در آخر ابهامات و معماهایی که در طول داستان مطرح کرده بود رو جواب میده و همه چیز معنا پیدا میکنه داستان خیلی جدید نبود...بیشتر

۰
برزگر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۸

کتاب خیلی دوست داشتنی بود برام یک ماجرا جنایی رو دنبال میکنه و تو درگیرش میشی که ببینی بلاخره چی میشه من از خوندن کتاب هایی که ذهنم رو درگیر میکنه واقعا لذت میبرم از تحلیل داستان اینکه مطالب رو...بیشتر

۰
کاربر 10471338
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

این بی شک بهترین کتاب جنایی هست که خوندم. یک جوری غافلگیر کننده است بعضی بخش های داستان، که واقعا دوست داشتم. برای کسایی که اینطور رمان هارو دوست دارن پیشنهاد میکنم.

۰
شایان ارحقی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

من تا صفحه ۶۳ خوندم با اینکه شروع خوبی داشت و هردو روایت کشش خوبی داشتن اما در ادامه به کلیشه می‌افتن و به‌سرعت معلوم می‌شه که نویسنده داره از تروپ‌ها و قصه‌هایی که همیشه توی انواع رسانه‌ها دیدیم استفاده...بیشتر

۰