کتاب بندانگشتی دایسو سانگیو + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بندانگشتی

کتاب بندانگشتی

معرفی کتاب بندانگشتی

کتاب بندانگشتی نوشته‌ی دایسو سانگیو با ترجمه‌ی زهرا تهرانی تاج داستانی کوتاه از مجموعه‌ی افسانه‌ها و قصه‌های ژاپنی است که نشر نغمه درنا آن را منتشر کرده است. این کتاب روایت پسر کوچکی است که قدش فقط به اندازه‌ی یک بند انگشت است اما شجاعت و اراده‌اش از بسیاری از آدم‌های بزرگ‌تر بیشتر است. متن کتاب در چند صفحه‌ی کوتاه و مصور روایت شده و تصویرهای رنگی آن در کنار نثر ساده و سرراست، فضای افسانه‌ای قصه را پررنگ‌تر کرده است. در این داستان، ماجراجویی، سفر، مبارزه با دیو و رسیدن به خوشبختی در قالب روایتی کلاسیک و فشرده کنار هم قرار گرفته است. در بندانگشتی، نویسنده با تکیه‌بر الگوی آشنای قصه‌های کهن، از آرزوی پدر و مادر سالخورده برای داشتن فرزند شروع کرده است و به‌تدریج مسیر رشد قهرمان کوچک داستان را دنبال کرده است؛ مسیری که از خانه‌ی روستایی تا پایتخت، قصر وزیر، همراهی با شاهزاده و روبه‌روشدن با دیو ادامه پیدا می‌کند. این کتاب با حجم کم و ساختار ساده‌اش برای خواندن در یک نشست کوتاه مناسب است و می‌تواند نمونه‌ای از فضای قصه‌گویی ژاپنی را در قالبی جمع‌وجور نشان دهد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بندانگشتی

کتاب بندانگشتی داستانی افسانه‌ای از دایسو سانگیو است که در قالب چند صفحه‌ی مصور روایت شده و در مجموعه داستان‌های ژاپنی جای گرفته است. قصه از همان جمله‌ی آشنای «روزی روزگاری» آغاز می‌شود و با آرزوی یک پیرزن و پیرمرد برای داشتن فرزند ادامه پیدا می‌کند؛ آرزویی که با تولد پسری به اندازه‌ی یک بند انگشت برآورده می‌شود. نویسنده در این کتاب با استفاده از عناصر کلاسیک افسانه‌ها مثل دعای پدر و مادر، فرزند کوچک اما شجاع، سفر به پایتخت، قصر وزیر، شاهزاده و دیو، ساختاری آشنا ساخته است که در عین سادگی، ریتمی تند و ماجراجویانه دارد. متن کوتاه است و هر بخش از ماجرا در چند جمله پیش می‌رود؛ از مراقبت مهربانانه‌ی پیرزن و پیرمرد تا بزرگ‌شدن بندانگشتی و تصمیم او برای رفتن به پایتخت. در ادامه‌ی کتاب بندانگشتی، قهرمان کوچک داستان با سوزنی که به‌عنوان شمشیر به کمرش بسته است، سوار بر یک کاسه از رودخانه عبور می‌کند و خود را به پایتخت می‌رساند. او ابتدا به قصر وزیر می‌رود و به‌خاطر توانایی و سلامت جسمی‌اش، با وجود جثه‌ی بسیار کوچک، اجازه می‌گیرد در خانه‌ی وزیر کار کند. ورود شاهزاده‌خانم به خانه‌ی وزیر و سپردن مسئولیت همراهی او به بندانگشتی، مرحله‌ی تازه‌ای از ماجرا را شکل می‌دهد؛ جایی که دیو وارد قصه می‌شود، بندانگشتی برای دفاع از شاهزاده وارد عمل می‌شود و نبردی غافلگیرکننده در می‌گیرد. در این مسیر، چکشی که آرزوها را برآورده می‌کند، نقش مهمی در دگرگونی قهرمان دارد و پایان داستان با جشن، دعوت پیرزن و پیرمرد به عروسی و زندگی خوش بندانگشتی و شاهزاده همراه شده است. کتاب در چند صفحه‌ی محدود، از آغاز تا فرجام این مسیر را بدون حاشیه‌پردازی طولانی روایت کرده است و تصویرها در کنار متن، فضای فانتزی و رنگارنگ قصه را تقویت کرده‌اند.

خلاصه کتاب بندانگشتی

داستان بندانگشتی با پیرزن و پیرمردی شروع می‌شود که فرزندی ندارند و از خداوند فرزندی می‌خواهند، حتی اگر به اندازه‌ی یک بند انگشت باشد. دعای آن‌ها پذیرفته می‌شود و پسری بسیار کوچک به دنیا می‌آید که نامش را بندانگشتی می‌گذارند. پیرزن و پیرمرد با دلسوزی از او مراقبت می‌کنند و غذای فراوان به او می‌دهند تا قوی شود. بندانگشتی با وجود جثه‌ی کوچک، به‌تدریج به پسری نیرومند تبدیل می‌شود و روزی به پدر و مادرش می‌گوید که می‌خواهد به پایتخت برود. او سوزنی را به‌عنوان شمشیر به کمرش می‌بندد، سوار یک کاسه می‌شود و از رودخانه عبور می‌کند تا به شهر برسد. در ادامه‌ی کتاب بندانگشتی، قهرمان کوچک ابتدا به قصر وزیر می‌رود. وزیر از دیدن او که با وجود قد بسیار کوتاه، قوی و سالم است خوشش می‌آید و اجازه می‌دهد در خانه‌اش کار کند. مدتی بعد شاهزاده‌خانم برای اقامت به خانه‌ی وزیر می‌آید و بندانگشتی مسئول همراهی او می‌شود. در یکی از این همراهی‌ها، دیوی سر می‌رسد و شاهزاده را تهدید می‌کند. بندانگشتی برای دفاع از او وارد عمل می‌شود، داخل دهان دیو می‌پرد و با شمشیر سوزنی‌اش شکم دیو را بارها می‌زند. دیو از درد ناله می‌کند، دمش را روی کولش می‌اندازد و فرار می‌کند. در این میان، دیو چکشی را که آرزوها را برآورده می‌کند جا می‌گذارد. بندانگشتی از شاهزاده می‌خواهد با آن چکش قد او را بلند کند. شاهزاده چکش را به او می‌زند و بندانگشتی به جوانی بلندقد و خوش‌سیما تبدیل می‌شود. وزیر از شنیدن ماجرا خوشحال می‌شود و می‌گوید شاهزاده را همسر او می‌کند. بندانگشتی پیرزن و پیرمرد را به عروسی دعوت می‌کند و پس از ازدواج با شاهزاده، زندگی خوشی را آغاز می‌کند.

چرا باید کتاب بندانگشتی را بخوانیم؟

کتاب بندانگشتی نمونه‌ای کوتاه و روشن از یک افسانه‌ی ژاپنی است که در چند صفحه‌ی محدود، عناصر اصلی قصه‌های کهن را کنار هم قرار داده است؛ آرزوی پدر و مادر، قهرمان کوچک اما شجاع، سفر، نبرد با موجودی ترسناک و رسیدن به خوشبختی. این ساختار آشنا باعث شده است داستان به‌سرعت قابل‌درک باشد و در عین حال فضای فرهنگی متفاوتی را نشان دهد. حضور دیو، شاهزاده، وزیر و چکش برآورده‌کننده‌ی آرزوها، در کنار جزئیاتی مثل استفاده از سوزن به‌عنوان شمشیر و کاسه به‌عنوان وسیله‌ی عبور از رودخانه، ترکیبی از خیال‌پردازی و خلاقیت را شکل داده است. این کتاب با حجم کم، متن ساده و تصویرهای رنگی، برای خواندن در زمان کوتاه مناسب است و می‌تواند نمونه‌ای از شیوه‌ی قصه‌گویی در فرهنگ ژاپنی را معرفی کند. مسیر رشد بندانگشتی از کودکی تا جوانی، از خانه‌ی روستایی تا قصر وزیر، و از ضعف ظاهری تا قدرت واقعی، در قالب روایتی فشرده نشان داده شده است. در این مسیر، شجاعت، مسئولیت‌پذیری، وفاداری به کسانی که دوستشان دارد و استفاده از فرصتی که چکش آرزوها فراهم کرده است، به‌عنوان محورهای اصلی داستان دیده می‌شود. پایان شاد و جمع‌شدن دوباره‌ی پیرزن، پیرمرد، بندانگشتی و شاهزاده در جشن عروسی، حلقه‌ی قصه را کامل کرده است و حس رضایت و آرامش به‌جا می‌گذارد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن بندانگشتی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به افسانه‌ها و قصه‌های ژاپنی علاقه دارند و دنبال داستانی کوتاه، روشن و ماجراجویانه هستند. همچنین به والدینی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال متنی ساده و مصور برای قصه‌گویی مشترک با کودکان هستند یا می‌خواهند نمونه‌ای از قصه‌های کلاسیک فرهنگ‌های دیگر را معرفی کنند. این کتاب به علاقه‌مندان مجموعه‌های داستانی کوتاه و کسانی که دوست دارند در زمان کم، یک روایت کامل و فانتزی بخوانند نیز پیشنهاد می‌شود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۵ صفحه

حجم

۲٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۵ صفحه

قیمت:
۴۲,۰۰۰
تومان