
کتاب او تمام جان من بود
معرفی کتاب او تمام جان من بود
کتاب او تمام جان من بود نوشتهی زکیه محبی روایتی صمیمی از زندگی در شهر شوسف و رابطهی عمیق یک دختر با پدر و مادرش است. نویسنده در این اثر با زبانی نزدیک به گفتار روزمره از خاطرات کودکی، فضای روستا، آدابورسوم، کار و رنج و شادیهای کوچک خانواده میگوید. انتشارات هورین آن را منتشر کرده است و متن کتاب سرشار از تصویرهای زنده از زندگی در جنوب خراسان و پیوند نسلهاست. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب او تمام جان من بود
کتاب او تمام جان من بود داستانی خاطرهمحور از زندگی زکیه محبی در شهر شوسف است که محور اصلی آن پدر مهربان و سختکوش خانواده و در کنار او مادر صبور و پرکار است. نویسنده در این کتاب از همان صفحههای آغازین توضیح میدهد که چگونه تصمیم گرفته خاطراتش از پدر را بنویسد تا هم دلتنگی خود را آرام کند و هم قدردان زحمات والدینش باشد. در کتاب او تمام جان من بود فصلها بهصورت موضوعی و کوتاه پیش میروند؛ هر بخش بر یک محور میایستد: «پدر»، «شهر زیبای من این گوشهی دنیاست»، «ای عشق همه بهانه از توست»، «یک سبد از گل سرخ»، «باغ بهشت» و… . در هر بخش، نویسنده با جزئیات فراوان از چهره، عادتها، شوخطبعی و ایمان پدر میگوید؛ از بنایی و کشاورزی او، از قناتها و کشمون، از گوسفندها، از بیدارشدن پیش از طلوع آفتاب و چای داغ در استکان و نعلبکی. کتاب او تمام جان من بود علاوهبر تصویر پدر، چهرهی مادر را هم بهعنوان «سبدی از گل سرخ» نشان میدهد؛ زنی که در قنات لباس میشوید، در تنورخانه نان میپزد، در سختترین لحظههای بیماری و سوگ استوار میماند و فرزندانش را با دعا و انس با اهلبیت بزرگ میکند. در لابهلای این خاطرات، آدابورسوم شوسف، مراسم عروسی و محرم، پخت قلور برای طلب باران، ضربالمثلها و شعرهای محلی، و نیز مسیر تحصیلی نویسنده از مدرسه روستا تا دانشگاه دیده میشود. در پایان کتاب او تمام جان من بود، روایت به روزهای بیماری و فقدان پدر میرسد؛ جایی که نویسنده از راه دور خبر فوت را میشنود، مسیر طولانی چابهار تا شوسف را طی میکند و آخرین وداع با پدر را به تصویر میکشد، بیآنکه لحن کتاب از سپاسگزاری و یادکرد مهربانانه دور شود.
خلاصه داستان او تمام جان من بود
کتاب او تمام جان من بود مجموعهای از خاطرات زکیه محبی از کودکی تا جوانی است که همهچیز در آن حول محور پدری مهربان و مؤمن و مادری فداکار میچرخد. نویسنده ابتدا از تصمیمش برای نوشتن یاد پدر میگوید و بعد با تصویرهایی دقیق، قامت بلند او، کلاه پشم شتری، نگاه پرمحبت و شوخطبعیاش را زنده میکند. سپس زندگی روزمره در شوسف را روایت کرده است: قناتها، کشمون، گوسفندها، بیدارشدن پیش از طلوع، نان تنوری، مراسم عروسی و محرم، پخت قلور برای باران، و مسابقههای خرسواری. در ادامه، چهرهی مادر بهعنوان تکیهگاه خانه ترسیم شده است؛ زنی که در کنار کارهای سخت، با دعا و قصههای اهلبیت فرزندانش را بزرگ میکند. نویسنده از مسیر تحصیلی خود، تشویقهای پدر، شعر گفتن، حضور در مسابقات و قبولی در دانشگاه مینویسد و در نهایت به روزهای بیماری پدر و لحظهی شنیدن خبر فوت او میرسد؛ جایی که قرآن و سوره یاسین پناه دل او میشود و عنوان کتاب معنای کاملتری پیدا میکند.
چرا باید کتاب او تمام جان من بود را بخوانیم؟
خواندن او تمام جان من بود فرصتی است برای دیدن از نزدیک زندگی در شهری کوچک، با همهی رنجها و شادیهایش، از زاویهی نگاه دختری که پدر و مادرش را ستونهای جهان خود میبیند. این کتاب تصویری زنده از پیوند نسلها، ایمان ساده، کار سخت و مهر خانوادگی ارائه کرده است و نشان میدهد چگونه خاطره و روایت میتواند دلتنگی را به یاد ماندگار تبدیل کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
او تمام جان من بود به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرهنویسی شخصی، روایتهای خانوادگی و تصویر زندگی در شهرها و روستاهای ایران علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی که در سوگ عزیزان هستند یا میخواهند نسبت خود را با پدر و مادر و ریشههای خانوادگیشان دوباره مرور کنند، نزدیک خواهد بود.
حجم
۴۹۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه
حجم
۴۹۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۷۸ صفحه
نظرات کاربران
عالی