معرفی و دانلود کتاب راز سرزمین میگیا + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب راز سرزمین میگیاsubscriptionAvailable

کتاب راز سرزمین میگیا

اشکاف

نوع کتاب
۳.۲(از ۱۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سالار مشهدی‌ کهلان
انتشارات: 
سنجاق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب راز سرزمین میگیا

کتاب الکترونیکی «راز سرزمین میگیا» نوشتهٔ سالار مشهدی‌ کهلان در نشر سنجاق چاپ شده است. این کتاب دنیایی فانتزی دارد و بر مفهوم تقابل خیر و شر و مواجهه‌ٔ انسان با سرنوشت و ترس‌های درونی نیز تمرکز دارد. ویژگی این اثر در فضای ایرانی داستان و بهره‌گیری از نمادها و عناصر بومی است.

درباره کتاب راز سرزمین میگیا

راز سرزمین میگیا (اشکاف) داستانی است که خواننده را به سفری خارق‌العاده در یک دنیای جادویی می‌برد. نقطه‌ٔ آغاز این سفر، عمارتی قدیمی در دل کوچه‌های ارومیه است؛ جایی که بوی خاک نم‌خورده و معماری سنتی، حسی از رازآلودگی را به خواننده القا می‌کند. در این عمارت، اشکافی نهفته است که دریچه‌ای به سرزمینی ناشناخته و پر از اسرار می‌گشاید: سرزمین میگیا. سالار مشهدی کهلان در این اثر، از ترکیب توصیف‌های شاعرانه و روایتی ماجراجویانه بهره می‌گیرد. توصیف جزئیات معماری و فضای عمارت هترا، همراه با اشاره به سنت‌های قدیمی، فضایی ملموس و زنده خلق کرده است. خواننده هنگام ورود به دنیای داستان، نه تنها با مکان‌هایی جادویی بلکه با چالش‌های عمیق‌تر مانند مواجهه با ترس‌ها و آرزوهای شخصیت‌های داستان روبه‌رو می‌شود. داستان به بررسی درونیات انسان می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا پس از عبور از مرز واقعیت به دنیای جادو، می‌توان به همان شخص سابق بازگشت؟ 

کتاب راز سرزمین میگیا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

راز سرزمین میگیا (اشکاف) اثری است که با ترکیب خیال و واقعیت، خواننده را به دنیایی تازه دعوت می‌کند. این کتاب برای علاقه‌مندان به داستان‌های فانتزی مناسب است.

بخشی از کتاب راز سرزمین میگیا

«زنی که موهای سیاهش از جنس تاریک شب بود لبان سرخش به سفیدی زده بود و پوست سفید برف مانندش همچون یخ سرد بود ملک جهان زیبا آن عروس حجله ندیده روحش پرواز کرده بود هم چون قاصدکی رقصان و تاجر از همه جا بی‌خبر جسم ملک جهان را به آغوش کشید و بی‌خبر از ان که روح ملک جهان شاید دوباره به جسم نحیف و ضعیفش بازگردد.

همان شب با والی مخفیانه دخترک را با هزاران آرزو به گورستان سرد سپرد. والی خیلی زود فهمید مرگ یگانه فرزندش دختر زیبایش زیر سر معمار بوده دستور داد معماری که خانه منحوس را ساخته بگیرند و او در مکانی نامعلومی کشته و جسدش را هم نابود کرده بود چون بعد مرگ ملک جهان هیچ کس معمار را ندید.

درب خانه را مهر و موم کرد تا دیگر هیچ کسی وارد ان عمارت منحوس نگردد. مردم شهر هم مدام درباره عمارت ملک جهان سخن میگفتند که روح ملک جهان هنوز آنجاست و در ان راه میرود و هر کسی به آن جا برود جان خودش را از دست میدهد. هنوز چند روزی از مرگ ملک جهان نگذشته بود که والی تاب مرگ دختر را نیاورد و طناب داری به درخت گلابی خانه خودش بست و خود را حلق آویز کرد و دیگر هیچ کس به عمارت ملک جهان پا نگذاشت.

البته همیشه که نه چند دهه بعد وقتی که حدود نیم قرنی گذشت عمارت توسط کارگردان و بازیگر به نام «سپندار» اهل تهران که با دختری زیبا که از ارومیه ازدواج کرده بود خریداری شد.

این دو نفر برای اینکه برای خود مکانی داشته باشند که هم بتوانند خود در آنجا ساکن شوند وهم بتوانند کاری کنند تا عده‌ای مشغول کار شوند تصمیم به احداث یک اقامتگاه سنتی و یک کافه در آن گرفتند، با گشت و گذار در املاکی‌های شهر با عمارت ملک جهان رو به رو شدند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب راز سرزمین میگیا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:راز سرزمین میگیا
عنوان دیگر:اشکاف
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:سالار مشهدی‌ کهلان
انتشارات:سنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۱/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۸ مگابایت
شابک:‌‫‭۹۷۸۶۲۲۰۸۸۹۲۷۴‬‬
تعداد صفحه‌ها:۷۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مهری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۰

من این داستان را خوندم عالی بود آدم را به رویای دل نشین می برد عالی نوشته

۰
الهه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۰

موضوع داستان شما بسیار جدید و خاص بود. فضاسازی های ملموس در دل داستان وجود دارد که احساس حضور را در خواننده ایجاد می‌کند توصیه میکنم مطالعه شود .لذت بردم

۰
کاربر 9328532
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۳۰

بسیار زیبا و روان و لذت بخش بود هفت فصل داستان با مطالبی متفاوت و دل انگیز لذت بردم تشکر میکنم از شما

۰
*samira*^-^
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۰

چقدر قشنگ بود 😍😍😍🥰 فقط اونجا که گفت بهتاش باملک جهان باهم به میگیا رفتندفقط جنازه ملک جهان انجابودوحرفی ازجنازه بهتاش نبوداینجای داستان ایراد داره🧐🧐🧐

۰
zeinab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۷

داستان قشنگی بود دوست داشتم.

۰
کاربر 9134931
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۱

خیلی داستان خاص و جالبی داشت که برای من آموزنده بود و نشان داد که چگونه می‌توانیم از فرصت ها و زمان باهم بودن استفاده کنیم و به نظرم هر شخص باید حداقل یک بار این کتاب داستانی کوتاه رو...بیشتر

۰
کاربر ۳۷۲۶۵۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۹

زمانی که جادو از یه در وارد داستان های مدرن ایرانی میشه خیلی برام قشنگ ملموس و پیچیده با فرهنگ بود تخیلی که پر از داستان بود دوست نداشتم تمام بشه

۰
آزاده
۱۴۰۳/۱۱/۱۹

این همه ایرادات نگارشی و املایی واقعا آزاردهنده بود

۱
سپیده
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۲۰

به نظرم نویسنده خیلی برای رازآلود بودن داستان تلاش کرده بود و موفق هم نبوده انچنان.

۰
طهورا سلمانیان
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۷

کتاب ارزش خواندن ندارد . ایده خوبی برای شروع دارد ولی پردازش داستانی بسیار ضعیف است .

۰
رویا
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۳

بی سر و ته، اصلا جالب نبود، حیف وقتم که گذاشتم. تنها ویژگی مثبت این بود که به خوب بودن و خوبی پیشنهاد میکرد.

۰