
کتاب زیر این طاق کبود
معرفی کتاب زیر این طاق کبود
کتاب «زیر این طاق کبود» سرودۀ اسداله شعبانی است و انتشارات کیوی آن را منتشر کرده است. این کتاب نهتنها یک قصهٔ شاعرانه برای کودکان، بلکه بازتابی از یک مفهوم کهن و فلسفی است: امید، اتحاد و یافتن همدلان، میتواند مسیر تاریکی را روشن کند و سرنوشت را تغییر دهد.
درباره کتاب زیر این طاق کبود
زیر این طاق کبود چهارمین جلد از مجموعهٔ «قصههای منظوم» اثری شعرگونه و خیالانگیز است که با الهام از متون کهن، مفاهیمی همچون امید، همدلی و جستوجوی معنا را در قالب داستانی شاعرانه روایت میکند. داستان زیر این طاق کبود با کاکلی، پرندهای تنها، آغاز میشود که در جستوجوی مکانی بهتر، در آسمان پرواز میکند و به شهری رنگارنگ و زیبا میرسد؛ اما چیزی در این شهر کم است؛ آسمان آبی نیست، خبری از گلوگیاه نیست و مهمتر از همه، هیچ پرندهای آواز نمیخواند. در میان میدان بزرگ شهر، کاکلی مجسمهٔ باشکوه یک مرغ افسانهای را میبیند که شبیه سیمرغ است. با امیدی تازه، در کنار آن مینشیند و خوابش میبرد.
رؤیای کاکلی، نقطهٔ عطف داستان زیر این طاق کبود است. در خواب، او در فضایی خیالی به پرواز درمیآید و با نوایی غریب، «بوب و بوب و بوبکنان» به دنبال دوستی میگردد. ستارهها در تاریکی میدرخشند و نشانهای از امید در دلش جوانه میزند. صبح که از خواب بیدار میشود، دیگر میداند که باید چه کند: او باید در تمام سرزمین به دنبال دوستانی بگردد که مانند خودش، تنها هستند. نقطهی قوت این کتاب، روایت شاعرانه و تمثیلی آن است که از مفهوم سیمرغ و اتحاد الهام گرفته است. کاکلی، در مسیر جستوجویش، تنها نمیماند؛ بلکه در نهایت، مانند داستانهای عرفانی، ۳۰ مرغ پراکنده به هم میرسند و به یکدیگر معنا میبخشند، تا از دل این همبستگی، سیمرغی باشکوه متولد شود.
زیر این طاق کبود داستانی است که کودکان را به امید، تلاش و دوستی دعوت میکند. روایت آن نهتنها از نظر مفهومی عمیق و دلنشین است، بلکه در قالب منظوم و موسیقاییاش، خواندن را برای مخاطبان خردسال لذتبخش میکند. همچنین، تصویرسازیهای زیبای آن، روح شاعرانهٔ کتاب را تکمیل کرده و فضایی خیالی و دلانگیز را برای کودکان خلق میکند.
خواندن کتاب زیر این طاق کبود را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به همۀ کودکان پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب زیر این طاق کبود
«یکی بود، یکی نبود
مرغکی کاکلزری، پیرهن پری
تکوتنها تو هوا پر میکشید
همهجا سرمیکشید
کاکلی کجا میرفت؟
نمیدونست!»
حجم
۹٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴ صفحه
حجم
۹٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۴ صفحه