«موسیقی برای زمان جنگ» مجموعه داستانهای کوتاهی نوشته ربکا مکای(-۱۹۷۸) نویسنده معاصر آمریکایی است. او از جمله نویسندگانی است که آثارش با استقبال شدید خوانندگان و منتقدین ادبی مواجه شده است. نخستین رمان او «امانتگیر» در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و مورد تشویق گسترده قرار گرفت. داستانهای کوتاه او به گفته بسیاری از منتقدین برخاسته از ذکاوت، شجاعت و قلبی بزرگ است. همه این موارد است که داستانهای مکای را دلنشین، جذاب و خواندنی میکند.
یک تهیهکننده برنامههای مستند، برای جذابیت برنامهاش، شرایطی فراهم میکند که دو شرکتکننده عاشق یکدیگر شوند، با وجود آنکه رابطه شخصی خود او از هم میپاشد. درست پس از فروپاشی دیوار برلین، پسری جوان زمانی که یک ویالونیست رومانیایی در خانهشان مینوازد، الهامی در مورد گذشته پدرش به او دست میدهد. در یک کشور بینام، موسیقیدانی آهنگ محلی دو زنی را ضبط میکند که در روستایی در شرف نابودی زندگی میکنند....
در بخشی از کتاب میخوانیم:
با خود فکر کرد چقدر عجیب است که یک زندانی سیاسی را در صفی زنجیرشده به فرد جلویی و دیگری پشتسرش در سراسر شهر راه ببرند و تنها به این حقیقت دلخوش کند که زندگی قبلاً هم به همین منوال بوده است. انسانهای زنجیرشدهٔ سایر جزایر کرهٔ زمین را تصور کرد. با خود فکر کرد زندان و زندانی از کی بهوجود آمده است. انسان را در صف میمونهای بدبختی تصور کرد که زنجیر به دست یکدیگر را بهسوی زمین میکشند.
سپیدهٔ صبح یکم دسامبر، سرانجام خورشید داشت همهٔ آنها را گرم میکرد بهقدری که میتوانستند سریعتر راه بروند. با دست چپ خود حلقهای فولادی را میزان کرد که دست راستش را در صف مردان محکوم قرار داده بود. بدن مرد گرسنه سرد بود و مچ دستش باریک و بیجان بهنظر میرسید. دستبند لغزید.
تقریباً همزمان به مرد عقب و مرد جلویش که خمیده و لنگان پیش میرفت نگاه کرد. میدانست هیچکدام دستهای قرمز آزاد شدهٔ او را ندیدند...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب موسیقی برای زمان جنگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
تا دیکتاتور باخبر شد از عصبانیت به خود لرزید. او به آهنگها بها نمیداد، آخر مرثیهخوانی برای یک دیکتاتور چه مفهومی دارد؟ خشم او برای این بود که زندگی در دهکدهای که از نابودی کامل آن مطمئن بود هنوز جریان داشت.
کاربر ۳۹۵۷۲۳۵
۲
او در رادار افبیآی بود و بعد نبود. او پسر کسی بود و دیگر نبود. او دوستدختری داشت و دیگر نداشت. او ریش داشت و دیگر نداشت. خواهرش او را درک میکرد و بعد دیگر درک نمیکرد.
کاربر ۳۹۵۷۲۳۵
۰
استادش در مدرسهٔ علوم دینی به او گفته بود: «پروردگار تو را به آنجا فرا میخواند. او میخواهد تو را اعزام کنم آنجا.»
ممکن نبود حرف آن مرد با ریش بلند و انبوه کتابهایش که ایمانش در دستان خدا بود حقیقت نداشته باشد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب خوبیه.بخونید