با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سه روز برای دیدن

دانلود و خرید کتاب سه روز برای دیدن

۴٫۴ از ۴۰ نظر
۴٫۴ از ۴۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سه روز برای دیدن  نوشته  هلن کلر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سه روز برای دیدن

سه روز برای دیدن نوشته هلن کلر، نویسنده نابینا و ناشنوای آمریکایی است. او در کتاب سه روز برای دیدن روایت تکان‌دهنده ‌ای از سه روز پایانی بینایی تا پیش از نابینا شدنش را تعریف می‌کند.

کتاب سه روز برای دیدن را با ترجمه‌ی مرضیه خوبان‌فرد می‌خوانید.

درباره‌ی کتاب سه روز برای دیدن

کتاب سه روز برای دیدن روایتی عجیب و تکان دهنده از زندگی زن بزرگ، هلن کلر است. او بینایی و شنوایی‌اش را از دست داد. اما هرگز تسلیم این واقعیت نشد و با قدرت در میسر پیشرفت حرکت کرد. تا جایی که نام او را به عنوان زنان الهام‌بخش در دنیا می‌شناسند. هلن کلر در کتاب سه روز برای دیدن ماجرایی از سه روز پایانی بینایی‌اش نوشته است. یعنی در کتاب سه روز برای دیدن از سه روز آخر زندگی او، زمانی که بینا بود و می‌توانست ببیند خبردار می‌شویم. او در این سه روز چه کارهایی کرده است؟ چه چیزهایی را دیده و دلش می‌خواسته ببیند؟ چه چیزهایی بوده که موفق به دیدن آن‌ها نشده است؟ او در این سه روز چه افکاری در سرش داشته است؟

کتاب سه روز برای دیدن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر مطالعه‌ی کتاب‌های زندگینامه از افراد مشهور را دوست دارید، کتاب سه روز برای دیدن را بخوانید. 

درباره‌ی هلن کلر

هلن کلر در  ۲۷ ژوئن ۱۸۸۰ در آلاباما متولد شد. او نویسنده و فعال سوسیالیست آمریکایی است. هلن در ۱۸ ماهگی به مننژیت مبتلا می‌شود و بینایی و شنوایی‌اش را از دست می‌دهد. در شش سالگی پدر و مادرش با مشورت گراهام بل برای او معلمی استخدام می‌کنند که نقش بسیار مهمی در رشد هلن کلر داشته است. خود هلن کلر معتقد است که زندگی واقعی او با ورود مربی‌اش سالیوان میسی به زندگی‌اش آغاز شده است. هلن کلر اولین فرد نابینا - ناشنوایی است که از دانشگاه فارغ التحصیل شده است. او علاوه بر کتاب زندگی من، کتاب‌ها و مقالات بسیاری درباره‌ی نابینایی، ناشنوایی و حقوق اجتماعی زنان نوشته و تالیف کرده است.  

جملاتی از کتاب سه روز برای دیدن

تلاش می‌کنم همه چیز را لمس کنم و هر چیزی را طوری نزدیک نگه دارم که نگاه برای مدتی روی آن بماند. بعضی چیزها، دیدنی و خوشایند هستند و قلب و ذهن را از شادی و خوشحالی لبریز می‌کنند، اما برخی به‌طور ناخوشایندی، رقت‌بارند. برای دیدنی‌های ناراحت‌کننده چشم‌هایم را نمی‌بندم، چون آنها نیز بخشی از زندگی هستند. بستن چشم به روی آنها، بستن قلب و ذهن است.

روز سوم بینایی‌ام، به انتها نزدیک می‌شود. شاید مشغولیت‌های بسیار جدی وجود داشته و من باید چند ساعت باقی مانده را به آنها اختصاص دهم، اما می‌ترسم در عصر آن روز آخر دوباره به تئاتر پناه ببرم، به یک نمایش خنده‌دار و سرگرم‌کننده، به‌طوری‌که متوجه رگه‌های شوخی و طنز در روح انسان شوم.

نیمه‌شب، مهلت موقتی من برای دیدن خاتمه خواهد یافت و شب ابدی دوباره به من نزدیک خواهد شد. طبیعتاً در آن سه روز کوتاه، همه چیزهایی را که می‌خواستم ببینم، ندیده‌ام. تنها مادامی‌که تاریکی دوباره به سمت من هجوم می‌آورد، متوجه می‌شوم چه چیزهایی را ندیدم.

اما ذهنم آن‌قدر با خاطرات باشکوه پر خواهد بود که زمان کمی برای تأسف و پشیمانی دارم.

از آن به بعد لمس هر شیئی خاطره پرشوری را به‌یادم خواهد آورد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۲)
k.t
۱۳۹۷/۰۶/۱۱

میتونم بگم شکر که می بینم که می شنوم..و روحم سرشار و لبریز از زیبایی جهان بوده و هست 😊. زیبا بود.

میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۸/۰۴/۰۸

فرض کنید نابینا هستید و فقط سه روز فرصت دیدن بهتون میدن دوست دارید چه چیزهایی رو ببینید؟ هلن کلر چیزهایی که دوست داشته ببینه رو به قلم آورده. لذت بردم از خوندن این کتاب کوتاه. هلن کلر رو تحسین میکنم و به

- بیشتر
گل رز
۱۳۹۷/۰۳/۰۸

آرامش بخش ، آرامش بخش ، به شدت آرامش بخش برای قدر دونستن همه نعمت هایی که تو زندگی داریم و بهشون بی توجه هستیم.

Aida
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

بهترین و زیباترین چیز ها در جهان رانمی توان دید یا لمس کرد آنها را باید با قلب احساس کرد. "هلن کلر" کتاب آموزنده و پرمحتوایی هستش من که لذت بردم

merida
۱۳۹۷/۰۵/۱۲

این کتاب یاد داد که تنها دیدن اطراف به زندگی رنگ نمی دهد . خیلی ها هستند که با اینکه دارای چشم حقیقی نیستند اما چیز هایی رو میبینند که ما قادر به دیدنشون نیستیم . بابت این کتاب سپاسگزار

- بیشتر
|قافیه باران|
۱۳۹۸/۰۴/۲۸

هرکس اون چیزی که ازش محرومه رو عالی توصیف میکنه و رویاها و نقشه هاش از اون چه نداره تامل برانگیزه!💜 موقع خوندن کتاب چیزی تو دلم تکون خورد .ی حس نگرانی و ترس بابت از دست دادن داشته ها.واقعا چطور

- بیشتر
javid
۱۳۹۸/۰۴/۳۱

کشش لازم رو نداشت

....
۱۳۹۷/۰۵/۲۴

ندید،ولی دیدنی هارو بهتر از ما توصیف کرد! عالی بود❤

یاعلی
۱۳۹۷/۰۳/۲۹

کتاب بسیار پرمحتوا باصفحات کم به قلم هلن کلر که درخیالش سه روز بینایی وشنوایی برای خود احساس می کند وبابیان درکش از این احساس مارا به خود می آورد تا قدر داشته هایمان را بدانیم در جزییات کتاب به

- بیشتر
zahrratta
۱۳۹۷/۰۶/۲۲

فوق العاده. کتاب زندگینامه ی هلن کلرو خوندم و این کتابم به همون اندازه به آدم همزمان حس حسرت و همدردی و افتخار میده

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹۳)
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان «چطور از بینایی‌تان استفاده کنید» ، ایجاد می‌کردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بی‌توجه از کنارشان می‌گذریم می‌توانند شادی را به زندگی‌شان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیت‌های بی‌رونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
°•. MaryaM .•°
و قدردان چیزی که داریم نیستیم تا زمانی که آن را از دست بدهیم
یک بی باک پر از غلط املایی:)
گاهی اوقات گمان می‌کنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالی‌اش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناس‌تر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان می‌دهد. گاهی دوستان بینایم را امتحان می‌کنم تا بفهمم آنها چه می‌بینند. به‌تازگی دوست بسیار خوبی را دیدم که از پیاده‌روی طولانی در جنگل برمی‌گشت، از او پرسیدم: «چه چیزی دیدی؟» او پاسخ داد: «چیز خاصی ندیدم» . احتمالاً من حساس و دقیق بودم که به چنین پاسخ‌هایی اعتنا نکردم تا این‌که مدت‌ها پیش متقاعد شدم که افراد بینا کم می‌بینند.
گل رز
او که آفریده خوب خداوند بود و لحظه‌ای ناامید نشد و ناامیدی در قلبش جایی نداشت؛ چه بجا روی سنگ قبرش نوشتند: «این‌جا کسی خفته است که در زندگی هرچه را در توان داشت، انجام داده است»
ریحانه باقریه
من با گوش عشق صدای جریان شیره نباتی را در عروق بلوط کهن می‌شنیدم، درخشش آفتاب را که از برگی به برگ دیگر منتقل می‌شد، می‌دیدم، من نادیدنی‌ها را می‌دیدم و ناشنیدنی‌ها را می‌شنیدم»
ریحانه باقریه
کسی که از شکفتن یک غنچه تا بلوغ یک گل را احساس می‌کرد و طلوع و درخشش خورشید را می‌فهمید و تلألو آن را در میان شاخسارها احساس می‌کرد و قلب مهربانش در غروب آن غمگین می‌شد. نابغه‌ای که در ۲۷ ژوئن ۱۸۸۰ م در توسکامبیا آواباما متولد شد و در همه ۸۸ سال زندگی خویش دست از تلاش برنداشت و با امید به جنگ با دنیای نابرابری رفت که تنهایی و عزلت را برایش رقم زده بود.
نعنا
حقیقت مهم و غیرقابل تردید این است که وی هنگامی‌که از چشم و گوش خود محروم شد، مغز خود را از دست نداد. بنابراین می‌توانست فکر کند، مقایسه کند و به‌یاد بیاورد و به‌خاطر بسپارد. درست است که هلن از پاره‌ای حواس طبیعی محروم است و کیست که نباشد؟ ولی آنچه وی را متمایز از دیگران می‌سازد این محرومیت نیست، بلکه عظمت غلبه‌ای است که وی بر این دو نقص خود دارد و حتی از آن استفاده کرده است
ریحانه باقریه
اکثر ما زندگی را حق خود می‌دانیم و آگاهیم که روزی باید بمیریم. اما معمولاً آن روز را در آینده خیلی دور ترسیم می‌کنیم.
....
مدت‌ها پیش متقاعد شدم که افراد بینا کم می‌بینند
⚽️ kaka ⚽️
او که آفریده خوب خداوند بود و لحظه‌ای ناامید نشد و ناامیدی در قلبش جایی نداشت؛ چه بجا روی سنگ قبرش نوشتند: «این‌جا کسی خفته است که در زندگی هرچه را در توان داشت، انجام داده است» .
سپیده

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۱۰۲۲-۱-۱
دسته بندی
تعداد صفحات۶۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۱۰۲۲-۱-۱