معرفی و دانلود کتاب من محافظ حاج قاسمم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب من محافظ حاج قاسمم

کتاب من محافظ حاج قاسمم

خاطرات شهید وحید‌ زمانی‌نیا عضو تیم حفاظتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی

۴.۲(از ۲۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
هاجر پورواجد
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی

قیمت:

۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب من محافظ حاج قاسمم

در کتاب من محافظ حاج قاسمم اثر هاجر پورواجد خاطرات شهید وحید‌ زمانی‌نیا عضو تیم حفاظتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را می‌خوانید.

درباره کتاب من محافظ حاج قاسمم

وحید زمانی‌نیا در سی ام تیرماه سال ۱۳۷۱ متولد شد. او عضو تیم حفاظتی سردار شهید، حاج قاسم سلیمانی بود که در حمله هوایی تروریست‌ها آمریکایی به خودروی حامل سردار سلیمانی و همراهانش  در سیزدهم دی‌ماه سال ۱۳۹۸ در فرودگاه بغداد به شهادت رسید.

مزار این شهید بلندمرتبه در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی قرار دارد.

 خواندن کتاب من محافظ حاج قاسمم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 همه علاقه‌مندان به ادبیات پایداری و خاطرات شهدا مخاطبان این کتاب‌اند.

بخشی از کتاب من محافظ حاج قاسمم

با پدر و مادرم در یک خانه زندگی می‌کردیم. آن‌ها طبقهٔ پایین بودند و ما طبقهٔ بالا. وقتی از پله‌ها پایین می‌آمدم چهرهٔ مهربان مادر را می‌دیدم که به انتظارم ایستاده تا با دعایش بدرقه‌ام کند و صدای گرم پدرکه می‌گفت: «پسرم، فریدون خدا پشت و پناهت باشه.» حس قشنگی در وجود من جاری می‌شد. غروب‌ها، مادرم توی حیاط فرش پهن می‌کرد و برایمان چای و میوه و تخمه می‌آورد. صدا می‌زد: «فریدون، اقدس، بچه‌ها رو بردارید بیایید پایین.»

پدرم قبل از تولد وحید سویِ چشمانش را از دست داده بود. چهرهٔ وحید را نمی‌توانست ببیند. اولین بار که وحید را بغل گرفت، دستانش را روی لپ وحید گذاشت و پیشانی‌اش را بوسید. گفت: «کوچولوی من، صورت تو رو نمی‌تونم ببینم اما می‌دونم که خیلی قشنگی!» بعد رو به مادرم کرد و پرسید: «درست می‌گم منصوره؟ وحید قشنگه، نه؟» و مادر با آب و تاب چهرهٔ وحید را برایش توصیف کرد.

یک شبِ بهاری، قرار بود همسرم غذا درست کند، برویم پایین تا دور هم شام بخوریم. مادرم صدا زد: «فریدون، اقدس، کجایین؟» گفتم: «اقدس دیر کردیم. سریع غذا رو جمع و جور کن، بدو بریم پایین.» اقدس گفت: «ولی مادر انگار صداش ناراحت بود؛ برو ببین چی شده.» از اتاق رفتم بیرون، دیدم وحید توی بالکن نشسته و حواسش به حیاط است. صدای مادرم را شنیدم که از درد ناله می‌کرد. وحید را بغل کردم و سریع رفتم پایین. سر مادرم شکسته بود و خون می‌آمد. عجیب‌تر آن‌که پدرم داشت می‌خندید! چند لنگه کفش و دمپایی هم ریخته بود دور مادرم. هاج و واج مانده بودم که آن‌جا چه خبر شده؟! وحید را گذاشتم زمین و کمک کردم مادر سرش را بشوید و ببندد. مادر لپ وحید را با انگشتانش گرفت و گفت: «پدر صلواتی، یک طایفه تا حالا به من نگفتن بالای چشمت ابروئه، حالا توی نیم‌وجبی سر منو می‌شکنی؟» داستان این بود که آقا وحید لنگه کفش‌ها را دانه دانه از لابه‌لای نرده‌ها انداخته بود پایین و یکی از آن‌ها که پاشنهٔ محکمی داشته، روی سر مادرم افتاده بود و سرش شکسته بود!


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب من محافظ حاج قاسمم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابمن محافظ حاج قاسمم
عنوان دیگرخاطرات شهید وحید‌ زمانی‌نیا عضو تیم حفاظتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
موضوعخاطرات، زندگی‌نامه
نویسندههاجر پورواجد
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۸/۲۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۱.۸۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۲۸۵۰۵۵۵
تعداد صفحه‌ها۹۶ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

امیر علی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۳

عالی بود روحشون شاد باتشکرازطاقچه🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

۱
سیدهادی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۴

بسیار زیبا بود... شاید این داغ بیشتر از هر کسی برای همسرشون سنگین باشه!

۰
باافتخار ، یه ارزشی🦋
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۵

مقدمه کتاب هم خیلی دلنواز بود حتما بخونید😍 ای کاش همه کتاب های شهدا همینطور بدون اضافات و استعاره گویی ها باشه هرچند مثل این کتاب ، کم حجم در بیاد ولی بجاش پر محتوا و کیفیته

۱
fnqdy
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۷

خیلی کوتاهه زود خونده میشه و روان هست خیلی بار اموزشی که از زندگی شهید درس بگیریم نداره و صرفا حالت داستان طور از خاطرات شهیده ولی خوندنش از رمانای بی محتوای صرفا عاشقانه بهتره یه جاییش درمورد ساده گرفتن مراسم عروسی...بیشتر

۱
زنگانه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۳

عالی بود شهدا از اول شهید زندگی می‌کنند.

۱
همّت
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۳۰

خیلی کتاب زیبایی بود و خاطرات به شیوه ی روان نوشته شده بودن. از هر جهت عالی بود.

۰
کاربر 2792996
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۷/۱۴

نگارش کتاب ساده ،قابل فهم وروان بود ،داستان متعدد در رابطه با شهیدو خانواده وی مطرح شده بود.

۰
صـاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۶

عاشقانه و زیبا ولی کوتاه 🥲🤍

۰
zahra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۳

کتاب خوبی بود، کاش شهید بهمون نگاهی کنند . ممنون از نویسنده عزیز.

۰
maryam haghgoo
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۲۸

نوشتن زندگی‌نامه شهدا خیلی خیلی کار سختیه. این کتاب شهید رو خوب معرفی نکردن، کشش وجذابیتی نداره.

۰
Elaheh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۳۰

یه آهنگی بود که میگفت؛ شهادت اتفاقی نیست مقدمه سازی میخواد....

۰
par
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۷

خیلی خوب بود خدا ب همسرشون صبر بده

۰

بریده‌هایی از کتاب

من این دلمُ به عشق تو یکدست می‌کنم راه دلمُ به غیر تو بن بست می‌کنم از راه گوش خوردن باده کسی ندید من «یا حسین» می‌شنوم مست می‌کنم
Raha
۴
شنیدیم مهدی که می‌بایست همراه حاج قاسم می‌رفت، برایش کاری پیش آمده و وحید به جای او رفته. انگار شهادت قسمت وحید بود.
باافتخار ، یه ارزشی🦋
۳
من این دلمُ به عشق تو یکدست می‌کنم راه دلمُ به غیر تو بن بست می‌کنم از راه گوش خوردن باده کسی ندید من «یا حسین» می‌شنوم مست می‌کنم
کاربر ۳۸۹۸۵۳۰
۱
در میان صحبت‌هایش، یک لحظه شنیدم که گفت: «من محافظ حاج قاسم سلیمانی هستم. هر وقت بخواد هر جا بره پابه‌پاش، سایه‌به‌سایه همراهش می‌رم.» بُهت زده شدم. با خودم گفتم: «وحید باید خیلی آدم بزرگی باشه.» پیش من عزیزتر شد.
fatemeh abdolahi
۱
مادرم گفت: «داری سربه‌سرم می‌ذاری زهرا؟» گفتم: «نه مامان! چرا باید سربه‌سرت بذارم؟ واقعاً ازش خوشم اومده. می‌خوام باهاش ازدواج کنم.» مادرم جلوتر آمد و گفت: «حالا چه چیز این جوون بیشتر از همه دل دختر ما رو برده؟» گفتم: «خیلی از اخلاق‌هاش! آخه یکی دو تا نبودن.» گفت: «حالا تو یکی‌ش رو بگو.» گفتم: «وقتی داشتیم حرف می‌زدیم، بهم گفت: زهرا خانوم، دوست دارم طوری زندگی کنم که خدا از من راضی باشه، اهل بیت از من راضی باشن. پدر و مادرم از من راضی باشن. اون وقت حتماً شما هم از من راضی می‌شی.»
fatemeh abdolahi
۱
پرسید: «حالا چه فکری کردید از ما فیلم گرفتید؟» چند نفر از رزمندگان آن طرف‌تر بودند. اشاره کرد به آن‌ها وگفت: «بچه‌ها اینجا هستند.» منظورش این بود که از آن‌ها فیلم بگیرم. گفتم: «شاید شهید شی. چی می‌شه مگه؟» وحید که انگار با سؤال غیرمنتظره‌ای مواجه شده بود با حُجبُ حیا سرش را پایین انداخت و گفت: «نه حاجی، نه.» پرسیدم: «نمی‌خوای شهید شی؟» گفت: «نه حاجی، مجردیم فعلاً و تا نصف دینمون رو کامل نکنیم شهید نمی شیم»
fatemeh abdolahi
۰
شهید علی تجلایی؛ نیمه پنهان ماه ۲۲تصویر جلد کتاب شهید علی تجلایی؛ نیمه پنهان ماه ۲۲
راضیه کریمی
شهید نورعلی شوشتری؛ نیمه پنهان ماه ۳۰تصویر جلد کتاب شهید نورعلی شوشتری؛ نیمه پنهان ماه ۳۰
مریم عرفانیان
دل من هیچتصویر جلد کتاب دل من هیچ
سمانه زالی
قلبی برایت می تپدتصویر جلد کتاب قلبی برایت می تپد
کوثر شریف نسب
منصور ستاری؛ آسمان ۵تصویر جلد کتاب منصور ستاری؛ آسمان ۵
لعیا رزاق زاده
شهید سید کمال قریشی؛ نیمه پنهان ماه ۲۰تصویر جلد کتاب شهید سید کمال قریشی؛ نیمه پنهان ماه ۲۰
لیلا باقری
به همین سادگیتصویر جلد کتاب به همین سادگی
کبری خدابخش‌دهقی
شهید عبدالله میثمی؛ نیمه پنهان ماه ۱۱تصویر جلد کتاب شهید عبدالله میثمی؛ نیمه پنهان ماه ۱۱
زهرا رجبی متین
شهید فضل‌الله محلاتی؛ نیمه پنهان ماه ۲۱تصویر جلد کتاب شهید فضل‌الله محلاتی؛ نیمه پنهان ماه ۲۱
معصومه شیبانی
شهید اسماعیل دقایقی؛ نیمه پنهان ماه ۴تصویر جلد کتاب شهید اسماعیل دقایقی؛ نیمه پنهان ماه ۴
علی مرج
شهید ابوالفضل عباسی؛ نیمه پنهان ماه ۱۹تصویر جلد کتاب شهید ابوالفضل عباسی؛ نیمه پنهان ماه ۱۹
لیلا خجسته‌راد
دیدار پس از غروب؛ مهدی نوروزی (مدافعان حرم ۱)تصویر جلد کتاب دیدار پس از غروب؛ مهدی نوروزی (مدافعان حرم ۱)
منصوره قنادیان
برایم حافظ بگیر (مدافعان حرم ۱۷)تصویر جلد کتاب برایم حافظ بگیر (مدافعان حرم ۱۷)
زینب سوداچی
شهید محمد‌مهدی تحویلداری؛ نیمه پنهان ماه ۱۷تصویر جلد کتاب شهید محمد‌مهدی تحویلداری؛ نیمه پنهان ماه ۱۷
اعظم السادات حسینی
شهید شعبانعلی عفیفه؛ نیمه پنهان ماه ۳۳تصویر جلد کتاب شهید شعبانعلی عفیفه؛ نیمه پنهان ماه ۳۳
عالمه طهماسبی
محمدعلی رنجبر به روایت مرضیه کازرونی همسر شهید (جلد چهارم)تصویر جلد کتاب محمدعلی رنجبر به روایت مرضیه کازرونی همسر شهید (جلد چهارم)
زهره شریعتی
آخر شهید می‌شوی؛ شهید صادق عدالت اکبری (مدافعان حرم ۱۵)تصویر جلد کتاب آخر شهید می‌شوی؛ شهید صادق عدالت اکبری (مدافعان حرم ۱۵)
حسین شرفخانلو
علی‌رضا یاسینی؛ آسمان ۳تصویر جلد کتاب علی‌رضا یاسینی؛ آسمان ۳
نفیسه ثبات
شهید محمد اصغری‌خواه؛ نیمه پنهان ماه ۱۴تصویر جلد کتاب شهید محمد اصغری‌خواه؛ نیمه پنهان ماه ۱۴
فاطمه غفاری