
نظرات کاربران درباره کتاب گدا
۳٫۶
(۳۲۵)
fateme
بااین تعداد از فرزند ولی بازم مجبور باشی گدایی کنی ؛
بچه هایی که انگار حریص مالن و حتی چشم به بقچه مادرشون دارن .
جایگاه و ارزش مادر هم مثل اینکه تعریفی نداشت براشون..
fateme
چی میشه که وقتی بچه ها بزرگ میشن، پدرومادر تو چشمشون کوچیک و یا حتی بی ارزش میشه،
بی توجهی، بی احترامی،و...
امیدوارم نه پدر مادری محتاج فرزندش باشه، نه فرزندی فراموش کار ِ پدرومادرش.
بهروز طوماری
وقتی زندگی معنا نداشت این میشه
محمد شریعتی
آمین
S
الهی آمین.
mah
قصه از درد و رنج و محنت طبقات محروم و آسیب دیده است (فضای حزن آلود حاکم بر این داستان، منو یاد بی سرپرستان ' قدسی نصیری' انداخت). قصه از جهل و نادانی مردمان، از بی اعتنایی فرزندان نسبت به مادره که نیاز به آوردن مثال و مصداق نداره و در جای جای داستان به چشم میخوره، از بی اعتنایی مردمان نسبت به هم مثلا جایی که پیرزن روضه میخونه و گریه میکنه، مردم دورش حلقه میزنن و به جای کمک یا حداقل تاثر، به پیرزن میخندن! بی اعتنایی نسبت به رنج کشیدگان و دردمندان مثلا جایی که پیرزن کفش هاشو گم میکنه و کسی نیست که بپرسه پابرهنه چطور راه میری؟! از منفعت طلبی در هر شرایطی مثلا جایی که امینه در آن هیرو ویری زار زار گریه میکنه که چرا چیزی بهش نرسیده! یا پیرمرد جلوی در گداخانه، که نصف کته و پیاز پیرزن رو برمیداره.
و من به شخصه علاقه زیادی به این طرز روایت از جامعه و واقع بینی موجود در اون -حداقل بخشی از جامعه- دارم، به تلنگری که نویسنده به طور ماهرانه ای در قالب یک داستان به ظاهر ساده به مردم و خوانندگان داستانش میزنه.
به نظر من، در این داستان پیرزن نماد و نماینده ای میشه تا همه جا سرک بکشه و این دردها رو روایت کنه. پیرزن بهانه ای میشه تا با او به شهر، ده، حرم، گورستان و گداخانه و... بریم و با افراد مختلفی که با پیرزن روبرو میشن آشنا بشیم.
برخی از منتقدین "گدا" رو با اصول مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم (تقدم وجود بر ماهیت) و مفاهیم مرتبط با اون مانند آزادی، آوارگی، دلهره و نوستالژی مورد بررسی قرار دادن که مطالعه ش خالی از لطف نیست.
از طاقچه هم ممنونم.
farshaD
جناب من عکس شما فکر میکنم .نقد زیبایی بود که کردین اما یک سویه بود از خودتون پرسیدید چرا پیرزن طرد شده بود؟؟ چرا گدایی میکرد؟؟ به نظر من در نگاه اول داستان رو شخصی اش نباید بکنیم که دلمون بسوزه باید واقع انگارانه نگاه کنیم..وقتی پیرزن دوست داره گدایی کنه و حاضر نیست خرافاتش رو در مورد گدایی رها کنه همچین سرنوشتی لایقشه..تنفر خود به خودی به وجود نمی اد اونم از سوی فرزند و داماد ..همه اش حاصل کارهای خودمونه
Nargol
ببخشید میشه بهم بگید اخرش توی بقچه چی بود من متوجه نشدم
mah
خواهش میکنم دوست خوبم.
هر کس نظر و سلیقه ای داره. شاید کتابی رو که من لقب "بی نظیر" رو بهش میدم، شما بگی "متوسط" بود و یا عکس این مطلب هم ممکنه اتفاق بیوفته.
اما این موضوع رو هم یادمون باشه که این داستان برمیگرده به دهه چهل. هر چند که به نظر من الان هم کسانی مثل همین پیرزن قصه، در گوشه و کنار هر شهری هستن و در این شرایط زندگی میکنن، اما از نظر حال و هوای داستان بد نیست گوشه چشمی به گذشته داشته باشیم ..شاید از این طریق فضای داستان ملموس تر به نظر بیاد.
در هر صورت نظر شما هم محترمه.
ایوب
پیرزنه خیلی مظلوم بود بچه هاش فقط منتظربودن بمیره ماترکشو تقسیم کنن اما برداشت من ازثواب داشتن گداییش این بود که ...خانوم بزرگ قصدو نیتش این بود که با گدایی به اونهایی که میخوان صدقه بهش بدن یه ثوابی برسه چون صدقه دادن تواسلام خیلی ثواب داره شاید نویسنده به دنبال این بوده که درعین نشان دادن مظلومیت خانوم بزرگ اونو شخصیتی نشان بده که نون به نرخ روز میخوره مثل خیلی ازآدمایی که همین الانشم تو جامعه مون کم نیستند یعنی یه جورایی واسه نون خوردن خودش از اعتقادات مردم سؤء استفاده میکرد و تکدی گری رو با این استدلالش که ثواب داره توجیه میکرد ...
k.t
باز هم همچنان من نفهمیدم هنوز ساعدی چی میخاسته بگه 😔🙁
ایوب
خب اینکه گدایی باعث بشه که آبروی کسی ازبین بره بستگی به نگاه شخصی خود ادمها به گدایی داره دروایات هست که وقتی یک نیازمندی به شما اظهار نیاز میکنه اون یک هدیه ای از طرف خدا بعضیا افتخار هم میکنند که خودشونو معنون کنن به این هدیه الهی بودن به نظرم گدایی فقط برای بچه ها و آدمهایی که توانایی جسمی دارن برای کار کردن زشته نه یه پیرزنی که بچه هاش حاضر نیستن زیر بال و پرشو بگیرن و آخرعمری سایه بالاسرش باشن
k.t
و اصلا برای سادات مخصوصا!
به نظرم یه چیزی میخواسته بگه ساعدی اما من که نفهمیدم!
MSadeghiM
کاش این قصه واقعی نباشد...
کاش هیچ "سید خانم"ی نباشد.
حتی خواندن داستانش هم سخت است،چه برسد به...
عباس
بنظر من همه اثار دکتر ساعدی با ارزش وخواندنی است هرکسی که اثار دکتر را بخونه بنظرم وقتش بیهوده نگذشته است ارزش خوندن داره ،روحش شاد
هنرمند هنردوست
فقط میتونم بگم امیدوارم در آینده همچین فرزندی واسه پدر و مادرم نباشم
سپیده
خوبه 😊😊😊
هنرمند هنردوست
بهش فکر میکنم 😂😂
سپیده
اممم خب واسه ی شروع بهتره اسمتون رو بذارید منظم 😂
پگاه
به نظر من جدا از رابطه مادر و فرزند و بی وفایی بچه هاش بیشتر نشون دهنده موقعیت زن توی جامعه اس درون زمان وقتی که مادر اجازه نداره وسایل خودشو استفاده کنه و فقط باید جایی بمونه تا وقتی مرد تقسیم بشه . وقتی شوهر زنی میمیره اون هیچ پشتوانه ای نداره و دخترش از ترس شوهرش فقط باید توی خونه زار بزنه و قدرت هیچ حمایتی از مادرشو نداره
من
غیر منطقی نیست من داستانای عجیب از آدمای پست زیاد شنیدم
کاربر 2632725
ولی از نظر من داستان خوبی بود
بردوئی
به نظر من غیر منطقی میاد ،نهایتا بچه ها اگه خیلی سنگ دل و بی رحم باشن مادرشون رو می ذارن خونه سالمندان نه به این فلاکت و بدبختی
mohal
اگر این داستان روایت مصائب پیری و بی عدالتی در حق زنان باشه من درکش میکنم.
اما داستان پر بود از نمادهایی که من نتونستم درک کنم..
مثلاً ثواب گدایی بلاخص که در جای پرت و تاریک باشه..
حیوانی که خاک زمین رو لیس میزد...
شمایل حضرت و....
داستان گیرا بود ولی نمیتونم بگم خوب بود چون از داستانهایی که ابهام آلود باشن لذت نمیبرم
پیتر پن
دوستان اغلب کارهای اقای ساعدی در کنار صادق هدایت از ادبیات سورئال هست.طبیعیه ک معنای واقعی نداشته باشد
MSadeghiM
دقیقا من همین ابهاماتو داشتم،نمی فهمیدم "گدایی ثواب داره " یعنی چی؟
شاید مربوط به فرقه یا مذهب خاصی باشه ،یا مخصوص یک مکان ناشناخته ولی بین ماها گدایی ثواب نداره و حتی خد گداها با این نیت گدایی نمی کنن
elnaaz
داستان گیرای خوبی داشت ولی اصلاً نتونستم درکش کنم یعنی که چی گدایی ثواب داره !
من
این باور یه پیرزن قدیمی هست چرا نمیتونی درکش کنی؟
elnaaz
شاید
ساکت
احتمالا یه جور خرافات قدیمیه
مندوستدارکتابم
خیلی ناراحت کننده است😔
مندوستدارکتابم
😟
:-)
خرافات این بلا رو سرش آورد.
mohammadfathani
داستانی نو و جالب
خوندنش ۱۰دقیقه وقتمو گرفت ،پشیمونم نیستم
ممنون
Farideh
متن داستان خیلی روان و خوش خوانه
maman sajede
اینهمه توصیفات دقیق و ریز به ریز برام جالب بود
forozan_73
داستان جالبی بود تحت تاثیر قرار میده آدمو...
ailin
خیلی غم انگیز بود
ومتاسفانه واقعیت داره و خیلی تلخه.اینکه یه عمر با خون دل زحمت بکشی و بچه بزرگ کنی و آخرشم هیچی به هیچی.هر کی بره دنبال زندگی خودش....
مصطفی
عجیب و غیر قابل درک
pox
ارزش خوندن نداره!
داوود
به نظرم (فقط در حد یه نظر) آشفتگی داستان و پرش شخصیتی باعث میشد آشفتگی اوضاع پیرزن و مشوش بودن ذهنش و اینکه هر لحظه از یکی می ترسه ملموس تر بشه و قابل تصور تر باشه. در کل به نظرم زیبا بود.
elinniran
قشنگ اما ناراحت کننده تلخ اما واقعی
Marzie Yazdani
بسیار غمگین و اقراق آمیز
Marzie Yazdani
بله
هفتصد و چهل و نه
جسارتا"اغراق" درست است
مهشید زه
کتابهای دکترساعدی وسبک نگارششان رادوست دارم.
فاطمه ملکی
بغض قشنگی توی کتاب بود که ازش لذت بردم.واقعا کتاب معرکه ایه
Haniyeh
اولین کتابی بود که با خواندنش بغض راه گلوم رو بست
Niki
قشنگ بود اما غم انگیز
N_ZAHEDI
چقدر غمگین!!! واقعا گریم گرفت...
ایوب
چند قطره بارید از ابرهای شور چشمانت ؟
طباطبایی
عالی بود بی نظیر بود واقعا دست نویسنده درد نکنه
mohsen
گدایی برای سادات حرام است. شاید نویسنده پیدا کردن دلیل مخالفت بچه ها رو به عهده خواننده گذاشته.
زینب امینی
اره سوال منم بود. حتمن یه چیزی در این مورد هست
k.t
اصلا چطور حساب کرده بود با خودش که ثواب داره نفهمیدم واقعا!
عاشق کتاب
به شدت ترسیدم، این همه بی وفایی به مادر واقعا وحشتناکه.
زینب امینی
ممنون از شما🌹🌹🌹🌹
عاشق کتاب
آره خیلی عجیب بود، البته شنیده بودم که در دهه ۲۰ و ۳۰ این اعتقاد بین عامه وجود داشته ه برای شفای بیماران یا حاجت روا شدن با پول گدایی دارو یا آجیل مشکل گشا تهیه کنند و این طور به حاجتشون برسند. حالا آیا منظور پیرزن قصه هم این بوده یا چیز دیگه ای، نمی دونم.
زینب امینی
من کارای اقای ساعدی رو میخونم اغلب. جالب هستن. ولی نفهمیدم چرا زن توی قصه گدایی رو ثواب میدونه؟
Negar Amini
خیلی غم انگیز بود و تاثیر گذار😢😢
اسما
تامل برانگیز زیباااااا ❤️❤️❤️
Feri
غم انگیز , زیبا , تاثیرگذار
Dentist
کوتاه و خیلی دردناک و غم انگیز. داستان مادرایی که همه ی عمر و توانشونو صرف بچه هاشون میکنن ولی اونطوری که شایستش هستن باهاشون برخورد نمیشه و توسط همون بچه ها بی رحمانه طرد میشن.
NZ
مادری که عمدا گدایی میکنه و آبروی بچه هاشو میبره بی رحمه. برای مادر هیچ چیز نباید مهمتر از سعادت بچه هاش باشه.
black butler
🌿🌸🌿
چقدر خوبه نویسنده هایی مثل غلام حسین ساعدی داستان هایی رو نوشتن که اول و اخرشون به عشق ختم نمیشه.به زندگی واقعی نزدیک تره.حداقل با خوندشون حس نمیکنم چین و شکنج های مغزم دارن کمتر میشن.
🍡اسپویل:
..."خدا بچه ها تو بهت ببخشه ،یه دونه از این بقچه هام بهم بده میخوام واسه شمایلم پرده درست کنم."
امینه گفت:"نمیشه،بچه هات راضی نیستن،میان باهم دعوا میکنن."
گفتم:"باشه ،حالا که راضی نیستن ،منم نمیخوام. "
به زبون ساده بگم:وات د فاک ایز رانگ ویت هِر کیدز
fuzzy
من چیز زیادی از داستان کوتاه ایرانی نمیدونم،اما اگر یه چیزو متوجه شده باشم اینه که تو ادبیات همیشه نباید دنبال یه معنا،یه نکته ی اخلاقی،یا درس زندگی بود.
ادبیات آزاده و بدون دریافت درس عمیقی از این داستان ازش لذت بردم،تا به حال داستانی که راوی پیرزن باشه نخونده بودم.همین :)
Leantigone
فکر میکنم دوز غمش یه کم زیاد بود اما به هرحال بیتوجهی به مادر و غرق شدن توی هیاهوی دنیا رو نشون میداد. در کل خوب بود.
محمدپاینده
داستان پردازی زیبا با صحنه سازی های جذاب در کنار لحن ساده و کوچه بازاری صمیمت اثر رو زیاد کرده خیلی داستان جذاب و گیرایی بود...
مهشید
خوندن این داستان پیشنهاد میشه.
A.🍁
عالی بود
واقعا اون پیرزن چقد بیچاره بود. چه بچه های بی احساسی😢
عشق کتاب
خیلی زیبا توصیف شده بود و بسیاااااااااار غم انگیز بود...دل آدم رو به درد میاره
Fereshteh Mohammadi
داستان به خوبی تعریف شده، توصیف ها عالی هستن ولی موضوع داستان عصبیم کرد، آخه چرا باید یکی خوشش بیاد گدایی کنه
mohadeseh
che dardnak
گل یاس
خیلی عالی بود و غم انگیز
M.A
قشنگ بود...
💙gandom💙
😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢
قدر مادرامونو بدونیم
😢😢😢😢😢😢
Fatemeh.Idealistic
همینطوره
S
😊 بله رو سر ما جادارند این شهدای عزیز .
Fatemeh.Idealistic
چقدر پروفایل زیبایی دارید جناب سالار :-)
P.H
عالی بود.
اندیشه
نامفهوم.بد.بی محتوا.پایان باز مثل قصه های اصغر فرهادی
sara
بسیار کار خوبی بود اما میشه گفت کار جدیدی تو اون دوره نبوده و دارای اشکالات زیادی هست اما نکته اصلی داستان راوی هستش که به قلم استاد ساعدی بسیار روان و ساده نگاشته و روایت شده و کار آسانی نبوده وهمینطور برای تمام سنین جذاب و آموزنده ست قصه ی داستان هم زخم خوبی به خواننده میزنه و احساسات اونو تا حدی جریهه دار میکنه اما انتهای داستان میتونست به طرز بهتری به اتمام برسه در کل یه کار خوب دیگه از دکتر ساعدی خوندم و خوشحالم ...
adonis
کتاب احساسات ادم رو بر می انگیزه
jamal
داستان جالبیه. توصیه میکنم که حتما بخونید
حجم
۰
سال انتشار
۱۳۴۶
تعداد صفحهها
۲۵ صفحه
حجم
۰
سال انتشار
۱۳۴۶
تعداد صفحهها
۲۵ صفحه