کتاب قمارباز ترجمه سروش حبیبی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب قمارباز
off
٪۵۰

کتاب قمارباز

از یادداشت‌های یک جوان

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲۳۶ رأی)
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قمارباز

کتاب قمارباز اثری زیبا و خواندنی از فئودور داستایفسکی نویسنده بزرگ روس است. داستان رمان قمارباز ماجرای خانواده‌ای روس است که بر اثر بی‌لیاقتی‌ ثروت انبوه خود را از دست داده و مجبور به مهاجرت به کشور دیگری شده‌اند.

فئودور داستایفسکی رمان قمارباز را در ۲۶ روز نوشته است. قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان را با ترجمه‌ی مترجم توانای زبان روسی، سروش حبیبی می‌خوانیم.

درباره‌ی کتاب قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان

داستان قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان، داستان خانواده‌ی ثروتمند یک ژنرال است که تمام ثروتشان را به دلیل بی‌لیاقتی برباد داده‌اند. راوی داستان، الکسی، که معلم فرزندان این خانواده است داستان را در حالی روایت می‌کند که یا از قمارخانه برگشته است و یا در راه قمارخانه است. وقتی او در نقش معلم سرخانه، وارد این خانواده می‌شود، به پولینا، دخترخوانده‎ی ژنرال دل می‌بازد. هرچند پولینا به او روی خوشی نشان نمی‌دهد. اما یکبار که به پول احتیاج دارد، پولینا پولی برای قمار در اختیارش می‌گذارد. الکسی که به شانس خودش در قمار اعتقاد راسخ دارد مدام در اندیشه قمار است و آن را تنها راه محقق‌شدن خواسته‌هایش می‌داند.

شاید برایتان جالب باشد بدانید که داستان قمارباز، داستان زندگی واقعی نویسنده است. فئودور داستایفسکی، رمان قمارباز را زمانی نوشت که به دلیل باختش در قمار، بدهی سنگینی داشت.

کتاب قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان، برای علاقه‌مندان به ادبیات روسیه، جذاب است. دوست‌داران مطالعه‌ی آثار ادبی بزرگ جهان نیز از خواندن کتاب قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان لذت خواهند برد.

درباره‌ی فئودور داستایفسکی

فئودور میخاییلوویچ فرزند دوم خانواده داستایِفسکی و نویسنده کتاب برادران کارامازوف در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۴۳ با درجهٔ افسری از دانشکدهٔ نظامی فارغ‌التحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. اما در سال ۱۸۴۹ به جرم براندازی حکومت دستگیر شد. حکم اعدام او مشمول بخشش شد و در عوض او چهار سال در زندان سیبری زندانی بود و بعد از آن نیز با لباس سرباز ساده خدمت می‌کرد. شهرت فئودور داستایفسکی به خاطر رمان‌هایش: نازنین، قمارباز، شب‌های روشن، برادران کارامازوف، کتاب ابله و جنایت و مکافات است. یادداشت‌های زیرزمینی یکی دیگر از آثار کلیدی این نویسنده محسوب می‌شود که بسیاری آن را طرح مقدماتی برای شاهکارهایش می‌دانند.

داستایوفسکی در۵۹ سالگی در ۹ فوریه ۱۸۸۱ در سن پترزبورگ از دنیا رفت.

شما می‌توانید با جست‌وجوی نام او در طاقچه به صفحه‌ی بیوگرافی و کتاب‌های داستایوفسکی مراجعه کنید تا اطلاعات بیشتر و کامل‌تری از زندگی و کتاب‌های او به دست آورید.

چه نسخه‌های دیگری از کتاب منتشر شده است؟

کتاب قمارباز اثر داستایفسکی برای نخستین بار در سال ۱۳۲۷ توسط جلال آل احمد از فرانسه به فارسی برگردان و توسط انتشارات فردوسی منتشر شده است. آل احمد نسخه‌ی فرانسوی کتاب را از خانلری به امانت گرفته بوده است و به همین خاطر در ابتدای ترجمه‌ی خود از او تقدیر و تشکر کرده است.

پس از آل احمد، مهرداد مهرین نیز کتاب را ترجمه کرد که کیفیت این برگردان نیز شبیه به ترجمه‌ی آل احمد بود. پس از آن در اوایل دهه هفتاد صالح حسینی کتاب را مجددا از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد. از جمله افراد دیگری که کتاب را به فارسی برگردان کرده‌اند، می‌توان به سروش حبیبی و حمیدرضا آتش‌برآب اشاره کرد. قیمت کتاب قمارباز نیز برای هر نسخه متفاوت است. برای بررسی دقیق‌تر می‌توانید در مجله‌ی طاقچه یادداشت بهترین ترجمه قمارباز کدام است؟ را مطالعه کنید.

کتاب‌های مشابه

دوستداران قمارباز معمولاً از آثاری همچون کتاب بیگانه اثر آلبر کامو، جنایت و مکافات از داستایفسکی و طنزپرداز نوشته میلان کوندرا نیز لذت می‌برند.

جملاتی از کتاب قمارباز؛ از یادداشت‌های یک جوان

من، که نمی‌خواستم او را بی‌آن‌که توضیحی‌ بدهد رها کنم، گفتم: «اجازه‌ بدهید بپرسم این مادموازل بلانش کیست؟»

«شما خودتان خوب می‌دانید کیست. هیچ‌چیزی نسبت به گذشته عوض ‌نشده. به احتمال زیاد مادموازل بلانش خانم ژنرال خواهد شد. البته به شرطی که شایعه‌ی مرگ مادربزرگ تأیید شود، چون مادموازل بلانش و مامان‌جانش و این مارکی، که نسبتِ بسیار دوری با او دارد، همه می‌دانند که ما دیگر آه در بساط نداریم.»

«و ژنرال واقعاً عاشق اوست؟»

«حالا مسئله این نیست. خوب گوش‌تان را باز کنید و چیزی را که می‌گویم به خاطرتان بسپارید. این هفتصد فلورن را بردارید و بروید کازینو بازی ‌کنید و سعی ‌کنید هر چه می‌توانید بیشتر برایم ببرید. من خیلی پول لازم دارم، به هر قیمت که باشد.»

این را گفت و نادینکا را صدا کرد و با او به ایستگاه رفت و به دیگران پیوست. من در اولین راهی که پیدا شد به سمت چپ پیچیدم، در فکر و حیرت. از این دستور تازه‌ی او که برایش بازی‌ کنم، هاج‌و‌واج مانده‌ بودم. قضیه خیلی عجیب بود! اگرچه افکار زیادی ذهنم را مشغول ‌می‌داشت با این‌همه در تحلیل احساساتم نسبت به پولینا عمیق ‌شدم. حقیقت این است که در این دو هفته‌ی حرمان آسوده‌تر از حالا بودم که به او رسیده ‌بودم، گرچه طی سفر هم دلم برایش بسیار تنگ ‌می‌شد و مثل دیوانه‌ها بی‌قرار بودم و حتا در خواب مدام با او بودم. حتا یک‌بار (در سوئیس) در قطار به خواب رفتم و ظاهراً به‌ صدای بلند با پولینا حرف‌ زده‌ بودم و این خوابم همه‌ی مسافران کوپه را به خنده انداخته ‌بود.

امروز بار دیگر با خود می‌گفتم: «آیا به‌راستی دوستش دارم؟» و بار دیگر نتوانستم به این پرسش خود پاسخی بدهم، یعنی بهتر است بگویم که باز، برای صدمین‌بار، به خود جواب‌ دادم که از او کینه در دل دارم. بله، به او کینه ‌می‌ورزیدم.

معرفی این کتاب در تاریخ ۲ دی ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قمارباز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقمارباز
عنوان دیگراز یادداشت‌های یک جوان
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهفئودور داستایفسکی
مترجمسروش حبیبی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۶/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۱۸۲۰
تعداد صفحه‌ها۲۱۵ صفحه
قیمت کتاب۸۱۵۰۰ تومان
برچسبباشگاه کتاب‌خوانی ازتا
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی قمارباز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

misbeliever
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۲

« در دنیا هیچ کاری سخت تر از صداقت و صمیمیت ، هیچ کاری هم آسان تر از تملق و چاپلوسی...در صداقت و صمیمیت حتی اگر یک درصد دروغ و تزویر باشد فوری نغمه ناسازش بلند میشود و کار را...بیشتر

۲
Mehrafrooz
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۸

دم مترجم واقعا گرم. خیلی روان، دلنشین و عالی ترجمه کرده. به ویژه توضیح هایی که بر سر برخی واژه‌ها نوشته بود خیلی جالب و لذت بخش بودن. کتاب رو هم خیلی دوست داشتم. قمار باز داستان دلنشینی داشت. پیشنهاد...بیشتر

۲
زینب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۵

بعد از خوندن رمان های داستایوفسکی بسیار در انتخاب رمان سخت پسند میشین. عالی بود مثل جنایت و مکافات و برادران کارامازوف.

۰
Mohammad Hassan Hajivandi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۷

این کتاب رو شدیدا توصیه می‌کنم، هرچند ک بنامه و همه تقریبا می‌شناسنش. شگفت‌انگیزه و ترجمش هم واقعا خوبه. ترجمه‌های دیگه رو نخوندم اما این ترجمه واقعا کاستی‌ای نداشت. افت و خیز داره ولی افت داستان تقریبا لازم و کوتاهه...بیشتر

۰
صاد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

کتاب که نیاز به تعریف نداره، فقط خواستم بگم ترجمه خیلی خوبی بود. تعجب میکنم دوستان از ترجمه ایراد می‌گیرن!

۰
vafa
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۸

«کسی که در این راه قدم گذاشت به آن می‌ماند که با سورتمه‌ای از سراشیب برف‌پوش کوهی فرو لغزد. پیوسته به سرعتش افزوده می‌شود.» حقیقتاً مولوی بسیار زیبا سروده: ”خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر“ طعم قمار،...بیشتر

۰
Zahra
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۹

چقدر کتاب عجیبی بود چقدر دوست داشتنی بود شخصیت پردازی قماربازها و غرق شدنشون عالی بود

۰
فاطیما
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۹

بالاخره این کتابُ با ترجمه سروش حبیبی خوندم.. ترجمه خوب بود، گرچه به نظرم اگر روان‌تر می‌بود بهتر بود... کتاب هم جالب بود برام، شاید باید بیشتر دربارش خوند و فکر کرد...

۰
farinaz
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

به عنوان یک اثر داستایوفسکی انتظار بیشتری از قمارباز داشتم. محتوای داستان و شخصیتها خیلی سردو بی روح بودن و من یه جاهایی تقریبا اشتیاقی به ادامه خوندن نداشتم. هدف اصلی نویسنده نشون دادن حرص انسان به پول و شدت...بیشتر

۰
Anahita malmir
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۵

در کنار آثار دیگر داستایوفسکی،این اثر کوتاه تر و با روند کند تر و شاید بشه گفت با میزان جذابیت کمتر بود. در مورد بطن داستان هیچ حرفی ندارم چون دوست داشتن و درک هر انسانی از کتاب کاملا سلیقه ای...بیشتر

۰
🍃Anee shirley🍃
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۶

💛🍃کتاب "قمار باز"؛رو خیلی دوست داشتم و احساس کردم خیلی کم بوده اگه بیشتر بود لذت بیشتری می بردیم .اولین کاری که از داستایفسکی عزیز خوندم و دلم میخواد همه ی کتاباشو بخونم 🙂. واقعا پولینا چرا اینقدر الکسی رو تحقیر...بیشتر

۰
دکتر آرش نوروزی ایران زاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۳

قلم داستایفسکی واقعا اسرارآمیز است. ترجمه استاد حبیبی هم که واقعا دانشمندانه و فوق حرفه یی است.

۰
ghazaal
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۸

نمیشه از خیر این کتاب گذشت از افسوسی که برای شخصیتای داستایوفسکی میخورید از اینکه مثل دوستی که میشناسید درکشون میکنید حماقتاشونو میفهمید و هیچ راهی جز قبول کردن حماقتشون ندارید. قمارباز داستان یک معلم سرخانه عاشقه به اسم آلکسی ایوانویچ...بیشتر

۰
رها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۲۰

دلم می‌خواد ترجمه‌ی این کتاب رو به عنوان یه اثر هنری قاب بگیرم بزنم رو دیوار...چقدر کلمه‌های درست و زیبایی رو انتخاب کرده بودند چقدر روون...لذت بردم

۰
من‌‌ ‌ ‌
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۱۵

جایی برای حرف درباره خود اثر نیست. و همین طور مترجم. ولی عبارات لاتینی یا فرانسوی که در متن ترجمه نشده و باید رجوع کرد به پاورقی، تمرکز را از آدم میگیرند.

۰

بریده‌هایی از کتاب

vafa
۱۷۸
من خودم را به دست خود نابود کرده‌ام.
a'
۹۶
به‌ قدری کم‌رو بود که آدم خیال‌ می‌کرد بی‌شعور است.
vafa
۸۴
می‌پرسید پول برای چه می‌خواهم؛ چه‌طور برای چه؟ پول همه‌چیز است.
علی
۴۲
مگر ممکن است که آدم به میز بازی نزدیک ‌بشود و به خرافات مبتلا نشود؟
علی
۳۸
بله، در مُنتهای درجه‌‌ی ذلت و ناچیزشمردگی لذتی هست. چه می‌دانم؛ شاید در ضربه‌های شلاق هم، که بر پشت آدم فرود آید و گوشت آدم را تکه‌تکه ‌کند، یک‌جور لذتی نهفته باشد... اما شاید من بخواهم لذایذی از نوع دیگر هم بچشم.
سقف پاره کن!
۳۱
من حرف آن مدعی را یاوه می‌شمارم که با شکم سیر و خیال راحت درس اخلاق می‌دهد و در جواب کسی که در توجیه بازی خود عذر می‌آورد که «کلان بازی ‌نمی‌کنم»، می‌فرماید: «دیگر بدتر! زیرا این نشان حقارت حرص است.»
علی
۲۹
بله، شما حق‌ دارید. آدمیزاد دوست‌ دارد که دوست صمیمی خود را پیش خود خوار ببیند. دوستی اغلب بر پایه‌ی حقارت حریف استوار است. این یک حقیقت قدیمی است که بر اشخاص زیرک پوشیده نیست.
𝙴𝚃𝙴𝚁𝙽𝙸𝚃𝚈
۲۹
من حالا چه هستم؟ هیچ! صفر! فردا چه خواهم ‌شد؟ فردا ممکن است باز از میان مُردگان برخیزم و زندگی نویی شروع ‌کنم. و «انسان» را، تا هنوز کاملاً در من تباه‌ نشده، کشف ‌کنم.
علی
۱۷
وقتی خوش‌رویی و مهربانی برایش فایده‌ای داشت، شاد‌و‌شنگول و مهربان بود و همین ‌که شادی و خوش‌رویی دیگر واجب نبود، عبوس می‌شد و دیدارش به قدری ملال‌آور بود که تحملش دشوار بود.
vafa
۱۷
در هر خانه‌ای فاتَری هست با مبانی اخلاقی بسیار استوار. این فاتر بی‌نهایت شریف است، به قدری شریف که آدم می‌ترسد نزدیکش شود. من تاب تحمل این آدم‌های شریفی را که شرف‌شان از استواری به سد سکندر می‌ماند ندارم. هر فاتری رئیس یک خانواده است و هر شب کتاب‌های آموزنده‌ای برای تهذیت خانواده‌اش به صدای بلند می‌خواند. بر فراز خانه باد در تاج درختان نارون و شاه‌بلوط صدا می‌کند و غروب لک‌لکی روی بام است... این‌ها بی‌نهایت شاعرانه و دل‌انگیز است...