
نظرات کاربران درباره کتاب تنگنا
۳٫۸
(۱۳۵)
_k_.samaneh
دوستان این کتاب واقعا آدمو به فکر فرو میبره،تا انتهای کتاب در تلاش بودم که به خودم ثابت کنم آنتوان واقعا سالمه یا بیمار...
دنیای ما همیشه همینطور بوده چند گانه و چند پهلو ،از هرمنظری بهش نگاه کنی همونطور میبینی و درکش میکنی
از لحاظ ترجمه خوب بود
خوبی کتاب اینه که کوتاهه و حتی در یک روز خونده میشه اما تا روزها ذهنو در گیر میکنه...
مریم
من خود بلای خویشم
از خود کجا گریزم؟
HOP
دقیقا
آنچه کتاب در چندین هزار کلمه نتوانسته بیان کند
دهلوی در یک مصرع بیان کرده
این است قدرت ادبیات پارسی
f.emami
خیلی دلم به خوندنه کی بی نهایت میشه
!ATi
سرگشتگی یک انسانی رو به تصویر میکشد که مطمئن بود سرگشته نیست،دانسته های یک انسان را به تصویر میکشه که در انزوای جدید خودش در برابر ذهن پرسشگر در برابر شک و تردید تمام چیزی که محکم میپنداشت از هم گسست.و شما با خواندن داستان روزها درگیر تصاویری و سوال هایی میشوید که به درستی پرسیده شد،و شاید بهتر باشد پاسخی یرای آنها یافت نکنید!
مآهزاد
لئانید آندریف، نویسندهی روس، از پیشگامان ادبیات روانشناختی قرن بیستم است؛ نویسندهای که با تکیه بر ذهنِ آشفتهی انسان مدرن و تاریکیِ درون او، جهانی از اضطراب و تناقض میسازد. تنگنا اولین کتابیست که از آندریف خواندم، و از همان صفحات نخست، چنان درگیر تعلیق و کششِ روایی آن شدم که در کمتر از چند ساعت، بیوقفه خواندمش. روایت پرتنش و تند کتاب اجازهی هیچ مکثی نمیدهد؛ هر جمله دامیست برای ادامه دادن.
داستان، تقابل انسان با ذهنِ خودش است؛ تقابلِ روشنی و تاریکی، عقل و جنون، گناه و آگاهی. آندریف با مهارتی خیرهکننده، از دل موقعیتی ساده، به لایههای عمیق روان انسان نفوذ میکند و اضطراب، وسواس، و شکنندگی مرز میان واقعیت و توهم را پیش چشم خواننده میگذارد. تنگنا نه فقط روایت یک اتفاق، که تجربهای درونی و پرآشوب از زیستن در ذهنی است که لحظهای آرام ندارد. ذهنی که آرام آرام زوال مییابد و تسلیم جنون میشود. فرم و ساختار داستان از همان ابتدا نشان میدهد که نویسنده چقدر به ریتم و نثر اهمیت میدهد. جملهها دقیق، موجز و از هر زوائدی پاکاند؛ هیچ واژهای اضافه نیست، هیچ جملهای بیش از اندازه به نظر نمیآید. همین ایجاز و دقت باعث میشود تعلیق اثر نه از حادثه، بلکه از روان شخصیتها برآید. فرمِ آندریف در این اثر بهشدت در خدمت محتواست. فرمی تیز، پرضرب، و در عین حال شاعرانه.
تنگنا، کتابی نیست که برای هر خوانندهای نوشته شده باشد. فضای خفقانآور و روانکاوانهاش ممکن است برای مخاطب عام دشوار باشد، اما اگر از داستانهایی لذت میبرید که در آن روانِ انسان میدان نبرد است، اگر در ادبیات به دنبال ریشهی ترس، وسوسه و اضطراب میگردید، این کتاب برای شماست.
پایانبندی داستان درست بهاندازهی روایتش سنجیده و درخور است؛ نه شعاری، نه کشدار. همانگونه که باید، تمام میشود. در لحظهای که خواننده احساس میکند هر واژه جای خودش را پیدا کرده است. خواندن تنگنا برای من تجربهای فشرده، نفسگیر و در عین حال روشنگر بود؛ گویی آندریف مرا به درون مغزی تبدار انداخت و بعد، در آخرین سطر، آرام از آن بیرون کشید.
برشی از متن کتاب:
«تنهایی من بهغایت وسیع و سخت خوفانگیز است. پیشِرو، پشتسر، به هر جا که نگاه میکنم جز خلئی بیمنتها نمیبینم. این تنهایی هولانگیزِ کسیست که میزید، میاندیشد، احساس میکند و بهطرز درکناپذیری تنهاست.»
سارا
در خوندن این کتاب شک نکنید
Roshan
خیلی وقت بود رمانی نخونده بودم که نتونم بذارمش زمین…
بله در یک روز این کتاب تموم شد. ریتم سریعش اجازه نمیده رهاش کنید، در یک صفحه (الکترونیکی حتی) با یک اتفاق مواجه میشید. خیلی هم مختصر و مفیده، جایی از کتاب برای من یک لحظه هم خستهکننده نشد.
ترجمه هم خیلی خوب بود. بعضی جملات ثقیل ترجمه شده بودند که هم باعث شد کلمات جدیدی یاد بگیرم و هم غنایِ زبانِ شخصیت داستان رو میرسوند.
وقتی ریتم داستان اینقدر سریعه، ترجمه هم باید همونقدر روان باشه و یاریگر خواننده در فهم داستان باشه. مترجم در این کار موفق بوده و دمشون گرم.
shakil
به رسم هر بار نظر دادن، از ترجمه که روان و هماهنگ با ریتم داستان و پر از کلمات پر بار بود شروع می کنم
و اما درباره داستان راستش تا پایان کتاب نتوانستم آنتوان را درک کنم و هر بار یک سوال متفاوت در ذهنم روشن می شد که آیا آنتوان دچار جنون ادواری ست؟ یا پیامد های خود کم بینی و تروما هایی که ریشه در بچگی و نحوه رفتار پدرش با اوست ؟ یا شاید بدنبال اثبات هوش و ذکاوت خود بود!؟ و...
پاسخ به هر سوال دقایق زیادی فکرم را مشغول نگه داشت اما در پایان هیچ جوابی ، توجیه قابل قبولی برای قتل مفتضحانه ی آنتوان نبود..
بیشترین مسئله که گمانم را درباره ی روان پریش بودن آنتوان به یقین تبدیل می کرد این بود که او اصلا از اشتباهاتش پشیمان نبود و چه بسا مفتخر و خرسند از آنها صحبت به میان می آورد .
بهرحال که ارزش یکبار خواندن و بسی فکر کردن را داشت👌🏼
「ₛₐⱼₑdₑₕ」
بعد از خوندن این کتاب،به این موضوع فکر کنید که شاید دکتر کرژنتسف عاقل و ما همه دیوانه ایم...
کاربر 5695695
اثری فوق العاده،ژرف وتفکر برانگیز.
gh. na
این کتاب ژانر فلسفی و روانشناختی داره. اگر ب این ژانر و موضوعات علاقه دارید توصیه میکنم بخونید چون هم کوتاه هم اینکه چیزی از دست ندادید.اولین اثری بود از آندری یف خوندم و دوس داشتم.ادم رو به فکر فرو میبره. در کل بنظرم ارزش زمانیکه واسش گذاشتم رو داشت.
حِرما'ن
برای کسانی که به چرخیدن در ذهن دیگران و اندیشه های پیچیده علاقه دارن این کتاب ارزشمند گردش دورانی مداوم در هذیان ذهن یک دیوانه ی عاقله .
اما برای کسانی که در کتاب به دنبال داستان مشخص و خطی میگردن این کتاب میتونه خسته کننده باشه.
A.H.M.N
بسیار عالیه این کتاب . حتما پیشنهاد میکنم مطالعه کنید .
هلن
👀اصلا انتظار همچین موضوعی رو نداشتم و خیلی بیشتر از انتظارم بود خوشم اومد ,تونستم با متنش ارتباط بگیرم تو جریانش حتی خواننده رو هم به شک میندازه حتی به خودش خیلی خوبه که اینجور کتاب هایی هستن من به شخصه از خوندنشون لذت میبرم قلم نویسنده رو هم دوست داشتم تصمیم دارم بقیه اثارشونم تو لیستم بزارم.
🙌🏼 شخصیت دکتر خیلی منو یاد مارشال یا تدی (teddy) تو فیلم Shutter island میندازه 😶🌫️ (پیشنهاد میدم حتما این فیلم رو ببینید)👀
میسیو آبیس
کتاب ترجمه ی روان و قوی ای دارد. به گمانم شخصیت های کتاب به نوعی شخصیت های تکامل یافته و شاید مونولوگ گوی داستان های داستایفسکی هستند. افرادی که علیرغم نبوغ خود ذات پلید ًانسانی و روابط آنها را به چالش می کشند. صد البته در صدد شکستن قوانین جامعه کهنه و بی رمق خود هستند.
مازیار
اگه به فکرهایی که میکنید فکر میکنید این کتاب رو بهتون توصیه میکنم
aynaz
کتاب روایتگر شخصی است که سعی دارد به دیگراان ثابت کند دیوانه است اما ایا او واقعا دیوانه شده یا از ابتدا مجنون بوده است؟
اگر از کتاب های که به پردازش و حلاجی ذهن شخصیت داستان می پردازد لذت می برید این کتاب را مطالعه کنید.
کاربر 3648727
کتاب خوبی بود
حس میکنم افراد با این کتاب همزادپنداری کنن، ولی درکش نکنن
بهزاد تبریزی
در خوندن آثار آندریف اصلا شک نکنید نویسنده ای تقریبا ناشناخته در ایران ولی از نویسندگان بزرگ عصر نقره ای روس
رامین
اینکه مرا منحط بخوانند مرا نمی رنجاند زیرا در میان گروه بی نظیری از انسان ها قرار میگیرم...
Cloud--WWII
قلم آندریف به قدری با احساسات همراه است که گویی اندیشه اش را با عواطف نوشته و نه با قلم
به قدری در داستان از حقیقت دور و به آن نزدیک میشد که انگار برنامه داشته انسان را به تور و سفری در اعماق روان انسان ببرد بدون آنکه واقعا هدف خود را برملا کند یا با سخت نویسی آن را به رساله ای روانشناسی دربیاورد
او میدانست یک دیوانه چگونه است
و میدانست یک دیوانه چگونه می تواند عاقل باشد
کاربر 10808259
مطمئن نیستم
safooraa
متن کتاب شگفت انگیز بود بی نهایت جذاب ، چندتا از جملات رو برای خودم یادداشت کردم از بس خاص و فوق العاده بود
Rose
هرچند محتوای داستان احتمالا دستمایه ی نقدهای اخلاقی زیادی بوده و هست، و ترجیح میدم درباره ش صحبتی نکنم که هم داستان اسپویل نشه و هم هرخواننده یی برداشت خودش رو درین باره بدون ذهنیت قبلی داشته باشه، که قطعا قابل احترام هستش.
ولی با این حال درباره قلم این نویسنده بگم، به حدی جالب هستش که مطمئنا با خوندن هر خط به تعجبتون اضافه میشه، لیانید تا عمق روان کارکترهای داستان و مخصوصا شخصیت اصلی به عمیق ترین و موشکافانه ترین حالت ممکن به بررسی می پردازه، همین یک نکته ی اخیر کافیه که به حد نبوغ این نویسنده بزرگ پی برده بشه، که به نظرم حتی جذابیت قلمش در رقابت نزدیکی با داستایوفسکی باشه، و خواننده رو تشویق کنه که این اثر رو بدون حس گذر زمان بخونه و شروعی باشه برای مطالعه ی بقیه آثارش. و اینکه ممنون از مترجم محترم برای ترجمه ی روان و خوب این کتاب.
amir...
داستان عمیق و روانکاوانه که واقعا یک انسان با همه جوانبش رو برامون میسازه و با نثر و ترجمه فوق العاده نمیزاره یک لحظه از کتاب چشم برداریم
آشفته حالِ بیدار بخت
از که بگریزی؟
از خود، اِی محال.!
کاربر 4734214
دیالوگی ابدی بین "من های "انسان و منی که به به نظاره وجدان(صداهای سر ؛قوانین و باورهای اجتماع ؛ ناخوآگاه ) و غریزه نشسته و آنها را به چالش میکشه و در نهایت به هیچ میرسد.
این گسستگی روانی ؛مختص انسان است.
داستانی در مایه های بوف کور صادق هدایت عالی بود
sadeq
تنها کتابی که میترسم دوباره بخونمش!
rore
zohre_aflaki
هر کسی تو زندگیش باید یکبار این کتاب و بخونه 🍃✨️💫
Mehrgol
یک اثر کاملا روانشناختی که البته به نظرم آثار این نویسنده به خاطر این موضوع بسیار جذاب و گیراست. جوری که نویسنده ابعاد مختلف ذهن انسان و افکارش رو جز به جز توصیف کرده...
و در کل کتاب قشنگ و دوستداشتنی ایه، به قول یکی از دوستان در خوندن آثار لئانید آندریف شک نکنید.
شیما.بیات
اگر به روانکاوی علاقمندید در خواندن این رمان کوتاه شک نکنید. ترجمه هم عالی
sara.FP
همین الان تمومش کردم و دوباره دلم میخواد بخونمش. داستان از زبون مردی بود که شاید هیچوقت تو زندگیت شبیه بهش رو نبینی ولی بعد خوندن این یادداشت ها و توضیحاتش میتونی باور کنی آدم هایی به این شکل میتونن وجود داشته باشن و این یکم ترسناکه
Mina .T
حس تعلیقی که تو این کتاب تجربه میکنید فوق العادست. نویسنده تونسته به خوبی شما رو درگیر عواطف شخصیت داستان.
z.saba
قدرت یک نویسنده در نشان دادن تضادهای درونی بود. ذهن در دورهی انسان محور را نشان میدهد که یا به تنهاییای جنونآمیز منتهی میشود و یا به جمعی دانشمندپندارِ ابله. تکیه کردن فقط بر ذهن و خود چنین جدال وحشتناک و غماگنیزی را دارد. اشارهی نویسنده به پرستاری که خدا را داشت و حسرتش نسبت به او نشان از احساس درماندگی و تنهایی انسان در چنین عصریست.
lia
من کتاب رو توی یک روز تموم کردم از اون کتاب هاس که به نظرم چندین بار میتونی بخونیش
nazaninoman
خیلی تصنعی بود ، بی سر و ته و کاملا کلیشه ای برای من جذابیتی نداشت نویسنده تمام تلاشش رو کرده تا یک ذهن بیمار رو به روایتی جذاب بدل کنه که کاملا شکست خورده کلا ۱۰۰ صفحه بیشتر نبود اما به قدری حوصله سر بر بود که دعا میکردم زودتر تموم شه تا یادداشت دوم فقط کمی جذابیت داره ، ۶ یادداشت دیگر همه تکراری و بی پیرنگن
حجم
۸۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۷ صفحه
حجم
۸۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۹۷ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰۵۰%
تومان