جملات زیبا از متن کتاب بچه های سبز | طاقچه
تصویر جلد کتاب بچه های سبزsubscriptionAvailable

کتاب بچه های سبز

۳.۴(از ۵۷ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
داستان خارجی

قیمت:

۴۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

جنگ پدیده‌ای مهیب و شیطانی است و عواقبش به آبادی‌هایی هم که مستقیماً از نبردها آسیب نبینند گزند می‌رساند، همه‌جا پراکنده می‌شود، به تمام کلبه‌ها رخنه می‌کند، قحطی، مرض و ترس به ارمغان می‌آورد. دل مردم سخت می‌شود، بی‌تفاوت می‌شوند. روحیه و طرز فکر افراد نیز به شکلی اساسی دگرگون می‌شود، آدم فقط به خودش اهمیت می‌دهد و بس، به چیزی نمی‌اندیشد مگر حفظ جان. بدین‌سان انسان به موجودی بی‌رحم و بی‌احساس بدل می‌شود.
پرستو
۸
هر جنگ زمینه‌ساز می‌شود تا طبیعت بازستاند از انسان آن‌چه را از او ربوده، و افزون بر این، بی‌هیچ ملاحظه و مراعات بر ابنای بشر مستولی می‌شود و می‌کوشد آنان را به وضعیت طبیعی ـ حیوانی‌شان بازگرداند
Porosha
۶
چه‌بسا، پروردگار این ایام گوشه‌نشینی و انزوا را به من ارزانی داشته بود تا ایمن بمانم و از خشونت، جنگ و جنون ابنای بشر در امان باشم.
کاربر ۴۷۱۳۸۷۹
۳
عرصهٔ عمل طبیعت بی‌کران است، به‌مراتب فراخ‌تر از حیطهٔ حقیرِ تواناییِ بشر.
Porosha
۳
گویی عدم‌آگاهی از وجود پروردگار ساده‌تر است، چرا که بدین‌سان انسان از طرح پرسش‌های فراوانی که خورهٔ ذهن می‌شوند معاف می‌ماند. من‌باب مثال، این‌که چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
0r2b80
۳
چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
ابرک☁️
۳
«اگر روزی بازگشتی، هر کجا بودم سراغم بیا.»
sasa
۳
مشخصهٔ خواب‌های‌شان این است که اشتراکی‌اند، یعنی اگر کسی در حال رؤیابینی باشد دیگری نیز همان رؤیا را در ضمیرِ خودش «مشاهده می‌کند». به این ترتیب، هرگز حوصله‌شان سر نمی‌رود.
سین هفتم
۲
خواستم دربارهٔ مرگ از او سؤال کند. این است آن‌چه برایم نقل‌قول کرد: «خودشان را بسان میوه قلمداد می‌کنند. انسان میوه است و خوراکِ حیوانات خواهد شد. به این علت، مُرده‌های‌شان را به نوک درختان می‌آویزند و منتظر می‌مانند تا پرندگان و جانورانِ جنگل آن‌ها را ببلعند.»
0r2b80
۲
در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹، او برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی ۲۰۱۸ می‌شود. کمیتهٔ نوبل علت این انتخاب را چنین توضیح می‌دهد: «تخیل رواییش که، با شوروشوق دایرهالمعارف‌گونه، گذر از مرزها را بسان شیوهٔ زندگانی می‌نمایاند.»
کاربر
۱
گویی عدم‌آگاهی از وجود پروردگار ساده‌تر است، چرا که بدین‌سان انسان از طرح پرسش‌های فراوانی که خورهٔ ذهن می‌شوند معاف می‌ماند. من‌باب مثال، این‌که چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
کاربر۶۰۰
۱
همه‌جا، چوبه‌های دار قامت افراشته بودند، که گویی تمام مهارت صنعتگری انسان‌ها به این یک فعالیت منحصر شده باشد ــ ساختن ابزار برای ویرانگری، کُشتار...
کوروکو
۱
جنگ پدیده‌ای مهیب و شیطانی است و عواقبش به آبادی‌هایی هم که مستقیماً از نبردها آسیب نبینند گزند می‌رساند، همه‌جا پراکنده می‌شود، به تمام کلبه‌ها رخنه می‌کند، قحطی، مرض و ترس به ارمغان می‌آورد. دل مردم سخت می‌شود، بی‌تفاوت می‌شوند. روحیه و طرز فکر افراد نیز به شکلی اساسی دگرگون می‌شود، آدم فقط به خودش اهمیت می‌دهد و بس، به چیزی نمی‌اندیشد مگر حفظ جان. بدین‌سان انسان به موجودی بی‌رحم و بی‌احساس بدل می‌شود.
Porosha
۰
در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹، او برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی ۲۰۱۸ می‌شود. کمیتهٔ نوبل علت این انتخاب را چنین توضیح می‌دهد: «تخیل رواییش که، با شوروشوق دایرهالمعارف‌گونه، گذر از مرزها را بسان شیوهٔ زندگانی می‌نمایاند.»
کاربر
۰
سه روز همچنان چشم‌به‌راه اُپالینسکی جوان ماندم. بی‌حاصل. آخرسر، برایش این یادداشت را گذاشتم، «اگر روزی بازگشتی، هر کجا بودم سراغم بیا.» از دیدگان اشک می‌باریدم آن‌گاه که موکب ملوکانه به راه افتاد، اما نه از درد پای آسیب‌دیده‌ام که هنوز ترمیم نشده بود، بلکه به دلیلی دیگر ــ متأثر از احساسی ژرف و بی‌نهایت اندوه‌بار. علت این بود که آخرین دایرهٔ دنیا را ترک می‌گفتم، کنج‌وکنارهای مرطوب و نفرت‌انگیزش را، عذابِ مغفول‌مانده‌اش را که هرگز کسی توصیفش نکرده بود، افق‌های نامعلومش را که فراسوی‌شان چیزی نبود مگر «پوچی سترگ».
امیر معینی
۰
در آلمان، گیس لهستانی را گیسوی پری، گیسوی ساحره یا زلفِ ازمابهتران می‌خوانند. می‌دانم در دانمارک، طرهٔ پریزاده نامیده می‌شود، حال آن‌که در ولز و انگلستان صحبت از گیس حوری جنگلی است
ارغوان
۰
حاشیه‌های عالم تا ابد نقشِ رخوتی مرموز را بر جان‌مان باقی می‌گذارند.
کاربر۶۰۰
۰
دخترک با این سؤال جوابش را داد، «ایزد چیست؟» از این موضوع سخت یکه خوردیم ولی، درعین‌حال، به نظرمان مجذوب‌کننده آمد، که گویی عدم‌آگاهی از وجود پروردگار ساده‌تر است، چرا که بدین‌سان انسان از طرح پرسش‌های فراوانی که خورهٔ ذهن می‌شوند معاف می‌ماند. من‌باب مثال، این‌که چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
arman izadparast
۰
جنگ پدیده‌ای مهیب و شیطانی است و عواقبش به آبادی‌هایی هم که مستقیماً از نبردها آسیب نبینند گزند می‌رساند، همه‌جا پراکنده می‌شود، به تمام کلبه‌ها رخنه می‌کند، قحطی، مرض و ترس به ارمغان می‌آورد. دل مردم سخت می‌شود، بی‌تفاوت می‌شوند. روحیه و طرز فکر افراد نیز به شکلی اساسی دگرگون می‌شود، آدم فقط به خودش اهمیت می‌دهد و بس، به چیزی نمی‌اندیشد مگر حفظ جان.
کوروکو
۰
هر جنگ زمینه‌ساز می‌شود تا طبیعت بازستاند از انسان آن‌چه را از او ربوده،
کوروکو
۰
گاهی که از بلندترین درخت بالا می‌روند، دنیای ما را در دوردست مشاهده می‌کنند، دودی را که از خانه‌های دست‌خوشِ حریق برمی‌خیزد، و بوی گوشت سوخته به مشام‌شان می‌خورد. فوراً، زیر برگ‌ها پناه می‌گیرند تا دیدگان‌شان را با چنین تصاویری آلوده نکنند و شامه‌شان از چنین تعفنی آزرده نشود. تلألؤ دنیای ما آنان را می‌تاراند و باعث ناخوشی‌شان می‌شود. آن را سراب می‌پندارند زیرا هرگز با تاتارها و روس‌ها مواجه نشده‌اند. گمان می‌کنند ما غیرواقعی هستیم، درست مانند کابوس.
𝚂𝚊𝚖 𝙼𝚘𝚘𝚗
۰
به اعتقاد این حقیر، جهان تشکیل شده از دایره‌هایی که حول یک نقطه در گردش‌اند. باید دانست که این مکانِ یگانه، که کانونِ عالم خوانده می‌شود، در گذر زمان تغییر می‌کند ــ قدیمْ رُم یا اورشلیم بود، امروزه بی‌تردید فرانسه و مشخصاً پاریس است. این دایره‌ها را می‌توان با پرگار ترسیم کرد. قاعده ساده است ــ هر چه به مرکز نزدیک‌تر باشیم، همه‌چیز حقیقی‌تر، عینی‌تر و ملموس‌تر جلوه می‌کند؛ هر چه از آن فاصله بگیریم، دنیا محوتر به نظر می‌آید، مانند پارچه‌ای که بر اثر رطوبت رنگ می‌بازد. افزون بر این، چنین می‌نماید که کانون عالم اندکی بر بلندی جای گرفته، طوری که تمام اندیشه‌ها، تمام آن‌چه باب روز می‌شود، تمام اختراعات از آن‌جا می‌جوشند و به اطراف سرازیر می‌شوند.
مُحّمَد مَهدے ڪَرَمـے
۰