جملات زیبای کتاب بچه های سبز | طاقچه
تصویر جلد کتاب بچه های سبز

بریده‌هایی از کتاب بچه های سبز

انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۳از ۵۱ رأی
۳٫۳
(۵۱)
جنگ پدیده‌ای مهیب و شیطانی است و عواقبش به آبادی‌هایی هم که مستقیماً از نبردها آسیب نبینند گزند می‌رساند، همه‌جا پراکنده می‌شود، به تمام کلبه‌ها رخنه می‌کند، قحطی، مرض و ترس به ارمغان می‌آورد. دل مردم سخت می‌شود، بی‌تفاوت می‌شوند. روحیه و طرز فکر افراد نیز به شکلی اساسی دگرگون می‌شود، آدم فقط به خودش اهمیت می‌دهد و بس، به چیزی نمی‌اندیشد مگر حفظ جان. بدین‌سان انسان به موجودی بی‌رحم و بی‌احساس بدل می‌شود.
پرستو
هر جنگ زمینه‌ساز می‌شود تا طبیعت بازستاند از انسان آن‌چه را از او ربوده، و افزون بر این، بی‌هیچ ملاحظه و مراعات بر ابنای بشر مستولی می‌شود و می‌کوشد آنان را به وضعیت طبیعی ـ حیوانی‌شان بازگرداند
Porosha
چه‌بسا، پروردگار این ایام گوشه‌نشینی و انزوا را به من ارزانی داشته بود تا ایمن بمانم و از خشونت، جنگ و جنون ابنای بشر در امان باشم.
کاربر ۴۷۱۳۸۷۹
عرصهٔ عمل طبیعت بی‌کران است، به‌مراتب فراخ‌تر از حیطهٔ حقیرِ تواناییِ بشر.
Porosha
«اگر روزی بازگشتی، هر کجا بودم سراغم بیا.»
sasa
مشخصهٔ خواب‌های‌شان این است که اشتراکی‌اند، یعنی اگر کسی در حال رؤیابینی باشد دیگری نیز همان رؤیا را در ضمیرِ خودش «مشاهده می‌کند». به این ترتیب، هرگز حوصله‌شان سر نمی‌رود.
سین هفتم
گویی عدم‌آگاهی از وجود پروردگار ساده‌تر است، چرا که بدین‌سان انسان از طرح پرسش‌های فراوانی که خورهٔ ذهن می‌شوند معاف می‌ماند. من‌باب مثال، این‌که چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
0r2b80
چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
ابرک☁️
در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹، او برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی ۲۰۱۸ می‌شود. کمیتهٔ نوبل علت این انتخاب را چنین توضیح می‌دهد: «تخیل رواییش که، با شوروشوق دایرهالمعارف‌گونه، گذر از مرزها را بسان شیوهٔ زندگانی می‌نمایاند.»
کاربر
خواستم دربارهٔ مرگ از او سؤال کند. این است آن‌چه برایم نقل‌قول کرد: «خودشان را بسان میوه قلمداد می‌کنند. انسان میوه است و خوراکِ حیوانات خواهد شد. به این علت، مُرده‌های‌شان را به نوک درختان می‌آویزند و منتظر می‌مانند تا پرندگان و جانورانِ جنگل آن‌ها را ببلعند.»
0r2b80
گویی عدم‌آگاهی از وجود پروردگار ساده‌تر است، چرا که بدین‌سان انسان از طرح پرسش‌های فراوانی که خورهٔ ذهن می‌شوند معاف می‌ماند. من‌باب مثال، این‌که چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
میلاد پرنیانی
جنگ پدیده‌ای مهیب و شیطانی است و عواقبش به آبادی‌هایی هم که مستقیماً از نبردها آسیب نبینند گزند می‌رساند، همه‌جا پراکنده می‌شود، به تمام کلبه‌ها رخنه می‌کند، قحطی، مرض و ترس به ارمغان می‌آورد. دل مردم سخت می‌شود، بی‌تفاوت می‌شوند. روحیه و طرز فکر افراد نیز به شکلی اساسی دگرگون می‌شود، آدم فقط به خودش اهمیت می‌دهد و بس، به چیزی نمی‌اندیشد مگر حفظ جان. بدین‌سان انسان به موجودی بی‌رحم و بی‌احساس بدل می‌شود.
Porosha
در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹، او برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی ۲۰۱۸ می‌شود. کمیتهٔ نوبل علت این انتخاب را چنین توضیح می‌دهد: «تخیل رواییش که، با شوروشوق دایرهالمعارف‌گونه، گذر از مرزها را بسان شیوهٔ زندگانی می‌نمایاند.»
کاربر
سه روز همچنان چشم‌به‌راه اُپالینسکی جوان ماندم. بی‌حاصل. آخرسر، برایش این یادداشت را گذاشتم، «اگر روزی بازگشتی، هر کجا بودم سراغم بیا.» از دیدگان اشک می‌باریدم آن‌گاه که موکب ملوکانه به راه افتاد، اما نه از درد پای آسیب‌دیده‌ام که هنوز ترمیم نشده بود، بلکه به دلیلی دیگر ــ متأثر از احساسی ژرف و بی‌نهایت اندوه‌بار. علت این بود که آخرین دایرهٔ دنیا را ترک می‌گفتم، کنج‌وکنارهای مرطوب و نفرت‌انگیزش را، عذابِ مغفول‌مانده‌اش را که هرگز کسی توصیفش نکرده بود، افق‌های نامعلومش را که فراسوی‌شان چیزی نبود مگر «پوچی سترگ».
امیر معینی
در آلمان، گیس لهستانی را گیسوی پری، گیسوی ساحره یا زلفِ ازمابهتران می‌خوانند. می‌دانم در دانمارک، طرهٔ پریزاده نامیده می‌شود، حال آن‌که در ولز و انگلستان صحبت از گیس حوری جنگلی است
ارغوان
حاشیه‌های عالم تا ابد نقشِ رخوتی مرموز را بر جان‌مان باقی می‌گذارند.
میلاد پرنیانی
دخترک با این سؤال جوابش را داد، «ایزد چیست؟» از این موضوع سخت یکه خوردیم ولی، درعین‌حال، به نظرمان مجذوب‌کننده آمد، که گویی عدم‌آگاهی از وجود پروردگار ساده‌تر است، چرا که بدین‌سان انسان از طرح پرسش‌های فراوانی که خورهٔ ذهن می‌شوند معاف می‌ماند. من‌باب مثال، این‌که چگونه خداوند اجازه می‌دهد مخلوقاتش این‌چنین عذاب بکشند، حال آن‌که مهربان و بخشنده است؟
arman izadparast
جنگ پدیده‌ای مهیب و شیطانی است و عواقبش به آبادی‌هایی هم که مستقیماً از نبردها آسیب نبینند گزند می‌رساند، همه‌جا پراکنده می‌شود، به تمام کلبه‌ها رخنه می‌کند، قحطی، مرض و ترس به ارمغان می‌آورد. دل مردم سخت می‌شود، بی‌تفاوت می‌شوند. روحیه و طرز فکر افراد نیز به شکلی اساسی دگرگون می‌شود، آدم فقط به خودش اهمیت می‌دهد و بس، به چیزی نمی‌اندیشد مگر حفظ جان.
کوروکو
همه‌جا، چوبه‌های دار قامت افراشته بودند، که گویی تمام مهارت صنعتگری انسان‌ها به این یک فعالیت منحصر شده باشد ــ ساختن ابزار برای ویرانگری، کُشتار...
کوروکو
هر جنگ زمینه‌ساز می‌شود تا طبیعت بازستاند از انسان آن‌چه را از او ربوده،
کوروکو
گاهی که از بلندترین درخت بالا می‌روند، دنیای ما را در دوردست مشاهده می‌کنند، دودی را که از خانه‌های دست‌خوشِ حریق برمی‌خیزد، و بوی گوشت سوخته به مشام‌شان می‌خورد. فوراً، زیر برگ‌ها پناه می‌گیرند تا دیدگان‌شان را با چنین تصاویری آلوده نکنند و شامه‌شان از چنین تعفنی آزرده نشود. تلألؤ دنیای ما آنان را می‌تاراند و باعث ناخوشی‌شان می‌شود. آن را سراب می‌پندارند زیرا هرگز با تاتارها و روس‌ها مواجه نشده‌اند. گمان می‌کنند ما غیرواقعی هستیم، درست مانند کابوس.
𝚂𝚊𝚖 𝙼𝚘𝚘𝚗