
Sattar Shams
۲
من با پاهایم به راه افتادم
از ویرانی درون نهرها گذشتم
با وصلهپارهها هنوز طبل قلبگونهای را رفو میکنم
کشیشان خائن و ساحران جوان خیانتپیشه
گلهایی را که به تو هدیه داده بودم
پرپر کرده بودند.
Sattar Shams
۱
و برای به دار آویختهشدگان در سراسر جهان
و ما خیره شدیم به صدای ناقوس کوبش آزادی.
Sattar Shams
۱
بیایید مادران و پدران
از آنسوی خاک
و انتقاد نکنید
آنچه را نمیفهمید
پسران و دختران شما
ورای فرامین شمایند
راه قدیمی شما
رو به کهنگی میرود
Sattar Shams
۱
و من امیدوارم بمیرید
و دیری نمیگذرد
مرگتان فرا خواهد رسید
من در پی تابوت شما به راه خواهم افتاد
در شامگاهی تیره و تار
و آنگاه که به مغاک بستر مرگ خود فرو میروید
به تماشایتان مینشینم
و بر سرِ گورتان خواهم ایستاد
تا مطمئن شوم مُردهاید.
Sattar Shams
۰
تو شاید فکر نکردی من میشنیدم
من امّا شنیدم
تو گفتی عشق فقط یک واژه سه حرفی است.
