جملات زیبای کتاب بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم

کتاب بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنیم

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
دیوید سداریس، پیمان خاکسار
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
k1
۱۵
فکر کنم الان در هلند می‌توانی با بچهٔ خودت ازدواج کنی و ازش بچه‌دار شوی و بعد نوه‌هایت را در یک کلینیک مجانی که قبلاً کلیسا بوده سقط کنی. دکتر هم احتمالاً زنی است که مرد شده و بعد دوباره زن شده، تمامش هم با دلارهای مالیات‌دهنده‌ها
k1
۹
پدرم شبیه افسرهای نیروی زمینی بود، فقط جای این‌که مثل آن‌ها آدم را داغان کند و بعد از نو بسازد بخش اول را انجام می‌داد و می‌رفت پی کارش
Astronaut
۹
واقعیت این است که دیوانه‌ها ــ که آدم‌هایی معمولی هستند و فقط درک نشده‌اند ـ به اندازهٔ ما حق محافظت از خود دارند.
k1
۶
مطمئنم وقتی داشتم بزرگ می‌شدم پدرم چیزهای عادی زیادی به من گفت ولی چیزی که بیشتر از بقیه در ذهنم مانده، چون دست‌کم ده هزاربار تکرارش کرد، این است، ‌«تو به هر چی دست بزنی تبدیل می‌شه به گه.»
Astronaut
۴
یک چیزهایی هست که طبیعتاً آدم فراموش می‌کند ــ رمز عبور کامپیوتر، ارتباطِ همچنانِ پدر آدم با زندگی ــ، بعد چیزهایی هست که آدم نمی‌تواند فراموش کند ولی آرزو می‌کند کاش می‌توانست.
Astronaut
۳
مثلاً یک‌بار کلاس سوم بودم که دیدم سگ‌مان پِپِر کلهٔ یک بچه‌خرگوش را کَند. وقتی می‌گویم کَند یعنی کَند، عین پراندن درِ یک قوطی آسپرین. جوری یادم است انگار همین دیروز بود، درحالی‌که هیچی از به دنیا آمدن بچهٔ اولم یادم نیست.
fataneh
۳
کلمات‌شان هنوز از خواندن گرم بودند.
k1
۱
یایای من دقیقاً دوستی بود که دلم می‌خواست در بزرگ‌سالی داشته باشم، کسی با تعداد بی‌شماری داستان ترحم‌برانگیز که هیچ علاقه‌ای هم به چاپ کتاب ندارد.
Leila Karbalaee
۱
به حقوق‌مان پشت کرده بودیم. البته با خیال راحت، چون می‌دانستیم هر موقع برگردیم دوباره در اختیارشان خواهیم داشت. هیچ‌کس برای گرفتن پول با خانواده‌اش تماس نمی‌گرفت ولی همه می‌دانستیم که تا اراده کنیم سرِ کیسه را برای‌مان شُل می‌کنند.
elnazvakili
۱
در خانهٔ ما پدر و مادرمان ما را فقط با دو کلمه می‌گذاشتند توی رخت‌خواب؛ «خفه‌شو.» این آخرین چیزی بود که قبل از خاموش شدن چراغ‌ها می‌شنیدیم.
k1
۰
آی‌پادی که فرزندم از آن ازدواج ــ یک پسر، کاملاً مطمئنم ــ همراه کیف پول و سوییچ ماشینم انداخت توی توالت. به جای این‌که دستم را برای درآوردن‌شان کثیف کنم زن و بچه‌ام را ترک کردم
k1
۰
چیزی که ظاهراً همهٔ آدم‌بزرگ‌ها سرش توافق داشتند این بود که گرچن موقع رفتن به فروشگاه ظاهر درستی نداشته. به عقیدهٔ بعضی چنان بی‌مبالات بوده که نمی‌شد همهٔ تقصیر را گردن مهاجم انداخت. یک دختر جوان تنها آن وقت شب، آن هم با شلوارک، خُب حق داشته طرف.
k1
۰
«برای همین کاری که بعضی وقتا من و بقیه می‌کنیم اینه که موقع راه رفتن لای صندلی‌ها باد ول می‌دیم. به خاطر صدای موتور کسی صداش رو نمی‌شنوه، اسمش رو هم گذاشته‌یم سم‌پاشی.»
Leila Karbalaee
۰
الان همچین چیزی بی‌رحمانه به‌نظر می‌آید، سوءاستفاده حتا، ولی همهٔ این‌ها پیش از اختراع احترام‌به‌نفس بود که راستش به‌نظرم بیش‌ازحد تحویلش می‌گیرند.
Leila Karbalaee
۰
آخرین کلمه‌ای که دوست دارید از دهان یک مهماندار بشنوید، کلمهٔ «دعا» است.
elnazvakili
۰
واقعیت این است که دیوانه‌ها ــ که آدم‌هایی معمولی هستند و فقط درک نشده‌اند ـ به اندازهٔ ما حق محافظت از خود دارند.
elnazvakili
۰
پدرم شبیه افسرهای نیروی زمینی بود، فقط جای این‌که مثل آن‌ها آدم را داغان کند و بعد از نو بسازد بخش اول را انجام می‌داد و می‌رفت پی کارش
کاربر ۲۰۸۴۰۸۵
۰
می‌گوید «نه!» همیشه دلم می‌خواهد دخالت کنم. دوست دارم بگویم «گوش کن! من خودم بچه ندارم، ولی فکر کنم الان بهترین راه‌حل اینه که یه چَک بخوابونی تو گوشش. جلوِ گریه‌ش رو نمی‌گیره، ولی دست‌کم یه دلیل خوب برای عر زدن پیدا می‌کنه.» نمی‌دانم این زن و شوهرها چه‌طور از عهدهٔ این‌همه چیز برمی‌آیند، هر شب چند ساعت وقت صرف می‌کنند تا بچه‌های‌شان را ببرند به رخت‌خواب و برای‌شان از روی کتاب، قصهٔ بچه‌گربه‌های بی‌تربیت و فُک‌های یونیفرم‌پوش بخوانند و بعد اگر بچه دوباره دستور داد، از سر شروع کنند به خواندن. در خانهٔ ما پدر و مادرمان ما را فقط با دو کلمه می‌گذاشتند توی رخت‌خواب؛ «خفه‌شو.» این آخرین چیزی بود که قبل از خاموش شدن چراغ‌ها می‌شنیدیم.
کاربر ۲۰۸۴۰۸۵
۰
موجود توی تلویزیون ــ بحث زن یا مرد بودنش حالم را به‌هم می‌زند ــ می‌گوید وقتی زن بوده جذب مردها می‌شده و هنوز هم همین‌طور است. این یعنی الان دگرباش است. انگار کم داشتیم حالا دکترها یکی دیگر هم درست کرده‌اند! اصلاً برود به‌درک ــ به معنای واقعی کلمه ــ همراه همهٔ همجنس‌گراها. همراه دکترهایی که سقط‌جنین می‌کنند و کسانی که سقط‌جنین کرده‌اند، حتا کسانی که به خاطر تجاوز حامله شده‌اند یا آن‌هایی که بچه‌ای سه‌سر دارند که موقع به دنیا آمدن مادر را تکه‌پاره می‌کنند.