جملات زیبای کتاب مجموعه نامرئی | طاقچه
تصویر جلد کتاب مجموعه نامرئی

کتاب مجموعه نامرئی

مجموعه ۴۵ داستان کوتاه از ۲۶ نویسنده آلمانی زبان

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۹ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
خاک
۲۵
هرکس تنها یک‌بار به دنیا می‌آید تا در بازی ازپیش تعیین‌شده‌ای شرکت کند، بر اوست که قواعد بازی را دریابد: تولید مثل و تعلیم و تربیت، اقتصاد و سیاست؛ و فرصت می‌یابد خود را با مادیات و معنویات سرگرم کند، در کار و اختراع بکوشد، و به توجیه قواعد بازی بپردازد، و این همان چیزی است که نامش را تفکر گذاشته‌اند.
hamtaf
۱۰
می‌گوید: «تنها نیرویی که مرا به نوشتن وامی‌دارد، این خواست است که خود را در برابر خود توجیه کنم و شخصیت خود را برای خود توضیح دهم...»
خاک
۷
هرکس تنها یک‌بار به دنیا می‌آید تا در بازی ازپیش تعیین‌شده‌ای شرکت کند، بر اوست که قواعد بازی را دریابد: تولید مثل و تعلیم و تربیت، اقتصاد و سیاست؛ و فرصت می‌یابد خود را با مادیات و معنویات سرگرم کند، در کار و اختراع بکوشد، و به توجیه قواعد بازی بپردازد، و این همان چیزی است که نامش را تفکر گذاشته‌اند.
کاربر ۲۸۳۵۵۳۰
۶
چنین شد که در زندگی انسانی محروم ناگهان رؤیایی پدید آمد، گویی گلی اصیل و نازپرورده بر کنارهٔ کوره‌راهی بشکفد، جایی که بذر هر رستنی همواره در زیر خاک و خاشاک مدفون می‌ماند. این رؤیای پرفسون و هوش‌ربا، که در بستر زندگی‌ای سرد و خالی از فراز و نشیب پدید آمده بود، از آنِ انسانی ساده بود، و رؤیای چنین مردمانی به زورقی بی‌سکان می‌ماند. چنین زورقی یک‌چند سوار بر موج شادمانگی بر آب‌های آرام و آیینه‌گون پیش می‌رود، اما سرانجام با تکانی ناگهانی در ساحلی ناآشنا به گِل می‌نشیند.
مرتضی طریقی
۴
و آن کس که آگاهانه می‌آفریند، هر دو به شمار می‌آید: خدا و قهرمان!
nmroshan
۳
پتر هاندکه مردی یکی از فرزندان خود را که هنوز قادر به راه‌رفتن نیست بازی‌کنان به هوا می‌اندازد و می‌گیرد. شادی کودک از این بازی موجب می‌شود که مرد عمل خود را تکرار کند. این‌بار کودک به هنگام فرود، از میان دست‌های پدر به زیر می‌لغزد، به زمین می‌خورد، و می‌میرد. مرد را به جرم قتل غیرعمد به محاکمه می‌کشند. قاضی از او می‌خواهد که واقعه را شرح دهد. مرد به قصد آن‌که گفتار خود را عملا به نمایش بگذارد ــ و درضمن دست خود را از هر گناهی بشوید ــ فرزند دیگر خود را از آغوش همسرش که در دادگاه حضور دارد می‌گیرد، پیش می‌آید، و کودک را به هوا می‌اندازد. کودک فرود می‌آید، از میان دست‌های مرد به زیر می‌لغزد، به زمین می‌خورد، و می‌میرد.
mobina
۱
هرکس تنها یک‌بار به دنیا می‌آید تا در بازی ازپیش تعیین‌شده‌ای شرکت کند، بر اوست که قواعد بازی را دریابد: تولید مثل و تعلیم و تربیت، اقتصاد و سیاست؛ و فرصت می‌یابد خود را با مادیات و معنویات سرگرم کند، در کار و اختراع بکوشد، و به توجیه قواعد بازی بپردازد، و این همان چیزی است که نامش را تفکر گذاشته‌اند.
mobina
۱
این‌جا حتی یک زندگی عاری از ناامیدی یافت نمی‌شود. این‌جا زندگی من هم مثل زندگی دیگران، متناسب با شرایط موجود، زندگی‌ای شده است بی‌تفاوت و بی‌محتوا...
nmroshan
۰
اشتباهی را مدام تکرارکردن. اشتباهی را مرتکب‌شدن که داغ آن را بر پیشانی داری؛ و بعدها از زیرکی چه سود، و از این تجربه که تن در آب‌های همهٔ جهان شسته باشی، در آب‌های دانوب، راین، آب‌های تاور و نیل، آب‌های روشن دریاهای یخ‌زده، آب‌های نیلگون دریاهای آزاد، و آب‌های جادویی مرداب‌ها
marzieh
۰
در این دفتر چهل و پنج اثر از بیست وشش نویسندهٔ آلمانی‌زبان گرد آمده است. بله، بیست وشش نویسندهٔ «آلمانی‌زبان» و نه لزومآ «آلمانی»! البته برخی بر این عقیده‌اند که لااقل در اروپای امروزی دوران «ادبیات ملی» سرآمده است، ولی ما که از فاصله‌ای دور (چه به لحاظ مکانی و چه زمانی) چشم‌انداز ادبیات آلمانی‌زبان را تماشا می‌کنیم، بد نیست نخست تفاوت‌ها را بشناسیم، مرزها را به‌درستی تشخیص بدهیم و بعد در پی یافتن نکات مشترک باشیم. ادبیات آلمانی‌زبان علی‌القاعده به ادبیاتی می‌گویند که در کشورهای اتریش، آلمان فدرال، آلمان دمکراتیک (سابق!) و سوییس تولید می‌شود. در میان این کشورها موقعیت اتریش به‌واسطهٔ گذشتهٔ تاریخی‌اش کمی پیچیده به نظر می‌رسد، به گونه‌ای که برای مثال راینر ماریا ریلکه‌ای که در پراگ به دنیا آمده است، نویسنده‌ای اتریشی به حساب می‌آید. می‌دانیم که پراگ تا سال ۱۹۱۸ پایتخت پادشاهی بوهم بود و درنتیجه بخشی
marzieh
۰
از امپراتوری عظیم اتریش قلمداد می‌شد. * * * ادبیات مدرن اتریش ویژگی‌هایی دارد که آن را از ادبیات دیگر کشورهای آلمانی‌زبان جدا می‌کند و به آن شخصیتی مستقل می‌بخشد. وین به‌عنوان کانون فرهنگی امپراتوری اتریش در قرن نوزده نویسندگان و ادیبان سرزمین‌های حاشیه را به خود جلب می‌کرد. اما این افراد دست خالی به وین نمی‌آمدند و به گونه‌ای منفعل در فرهنگ وین مستحیل نمی‌شدند. هریک از آن‌ها نگاه ویژه و طرز فکر خاص ملت خود را همراه می‌آورد. از آمیزش این نگاه‌های گونه‌گون در اتریش امروزی ادبیاتی پا گرفته است که رنگ وبوی خود را دارد، ادبیاتی درون‌گرا، برخوردار از طنزی گزنده و هوشمندانه، طنزی نقادانه و روانکاوانه که موزیل نمونهٔ برجسته‌ای از آن را در آثار خود عرضه می‌کند.
marzieh
۰
کار نوشتن رونق گرفت و جوانانی هم چون هاینریش بُل، و با کمی فاصله گونتر گراس، به جست‌وجوی «زبان و سرزمینی درخور زندگی» رفتند. کسانی که پس از جنگ جهانی دوم به کار ادبی رو آوردند، کار خود را با نوشتن داستان کوتاه آغاز کردند. فاتحان آلمان «Short Story» را با خود به آلمان آوردند. همینگوی محبوب همه بود. سه دههٔ پس از جنگ دوم، سال‌های شکوفایی داستان کوتاه آلمان است. نوشتن دربارهٔ قهرمانان تکرو، شکست‌خورده و عزلت‌طلب پس از جنگ در آلمان رایج شد. البته آن‌چه نویسندگان آلمان با تکیه بر سنت ادبی هبل، بوشنر و کلایست می‌نوشتند از لحاظ فرم با «Short Story» تفاوت‌هایی دارد. نویسندگان جوان آلمان دمکراتیک هم کمابیش روند مشابهی را طی کردند. البته آن‌ها بنا به شرایط اجتماعی خاص خود به محتوا بیش از فرم اهمیت می‌دادند.