هیچوقت در زندگی اینقدر خسته نبودهام. ولی آنقدری هم ناخوشایند نیست. امشب هزار حس درونم بیدار شده. نصفشان برایم ناشناختهاند. به چیزهایی که میگویم اهمیت نده. فقط دارم بلندبلند فکر میکنم. یعنی ممکن است بازهم پیانو نواختن مادمازل رایز مثل امشب متأثرم کند. نمیدانم هیچ شب دیگری روی زمین برای من مثل امشب میشود یا نه. انگار شبی است در رؤیا. آدمهای دوروبرم غیرعادی و غریباند، نیمهانساناند. حتما امشب ارواح بیرون آمدهاند.»