
بریدههایی از کتاب یادداشت های بغداد
۳٫۲
(۱۷)
تنهایی آدمی در جنگ، در موقعیتهایی که از توان خودش خارج است و در مصایبی که کنترلی بر آنها ندارد، فراتر از تنهاییِ آدم در زندگی عادی است.
Call_Me_Mahi
در شش ماه آخرِ پیش از جنگ، روزها همه شبیه هم بودند؛ فشرده بین شبها. با شروع جنگ، روزها و شبها تبدیل به یک روز طولانی شدند.
علیرضا
لمیعه رفته ناخنآرایی کرده و موهایش را هم درست کرده. گفته اگر قرار است بمیرد میخواهد موقع مرگ مرتب باشد.
کاربر ۱۴۲۸۴۶۷
باورِ اینکه یک وقتی دوباره برق خواهیم داشت و هر وقت بخواهیم میتوانیم چراغ را روشن و خاموش کنیم سخت است. چهقدر آدم قدر چیزهایی را که دارد نمیداند.
hoda.amer
قرنهاست که عراقیها محتکر بودهاند. یک عادت ملی است. چون کسی نمیداند دوباره کِی آن جنس در بازار موجود خواهد بود، پس وقتی آن را میبیند میخرد، آن هم به تعداد بالا.
زهرا غفاری
تنهایی آدمی در جنگ، در موقعیتهایی که از توان خودش خارج است و در مصایبی که کنترلی بر آنها ندارد، فراتر از تنهاییِ آدم در زندگی عادی است. و تنهاییِ جمعی در ابعاد بزرگتر و بینالمللیتر به هنگام جنگ بزرگتر جلوه میکند. اما دردناکتر از تحمل اینهمه رنج این است که ببینی دنیا کوچکترین اهمیتی هم به رنجی که میبری نمیدهد.
ehsantarighat
در بالکن داریم پرواز شاهینها را بالای سرمان تماشا میکنیم. چرخ میزنند و با هم حرف میزنند. امروز صبح، شاهینی دنبال یک کبوتر افتاده بود و بعد، تعداد زیادی کبوتر با هم جمع شدند و بهاش حمله کردند و فراریاش دادند: امنیت در تعداد است.
Yeganeh Nobaveh
آدم بیرون از وطنش عددی نیست. نیاز به یادآوریِ صحنههای مشخص، بوها و فضاهای گذشته همیشه با آدم است، اما این چیزهای خاص دیگر وجود ندارند. آدم خودش را از آنها تبعید کرده، اما همچنان برمیگردد و به گذشته نگاه میکند.
Call_Me_Mahi
یک مشت لبنانی، اردنی، فلسطینی و عراقی بودیم که هر کداممان دنبال یک تکه کاغذ بودیم؛ اینهمه تلاش برای گرفتن مجوز زندگی
Call_Me_Mahi
چرا اینها یک جا را بارهاوبارها بمباران میکنند؟ هر کدام از این موشکهای لعنتی یکچهارمِ میلیون دلار یا بیشتر قیمت دارند. به جای سیر کردن گرسنگان عالم، میلیونها دلار صرف ساختن اسلحههای مخرب پیچیدهتر میشود. کشتنْ نظم نوین جهانی است.
مؤید و دانی به دیدنم آمدند. محوطههای باستانی را هم زدهاند. چندتا از طاقهای الحضر افتاده، تیسفون ترکهای جدیدی برداشته و درهای مستنصریه بر اثر انفجار باز شدهاند. ترکشها و تکهپارههایی که پخش شده در هوا و متعلق به بمباران تلفنخانهٔ آن طرف خیابان بود به موزه هم آسیب زده. مؤید نگران وضعیت محوطههای دیگر است، اما بنزین ندارد که برود و بررسیشان کند. در این کشور از کجا باید شروع کرد؟ او بهویژه نگران منارهٔ سامراست
hoda.amer
همیشه گفتهام که بوش و صدام مثل هم هستند. هر دو تهدیدمان کردهاند. بر سرمان بمب ریختند و ما سوختیم.
Husayn Parvarde
در قهوهخانهها صحبت بر سر ملیگرایی نیست، بلکه تمایل به این است که امریکا بیاید و کشور را اشغال کند ــ ماجرا را تمام کند. صدام همچنان تو تلویزیون ظاهر میشود. به نظرم این آدمِ قدرتمند احساس میکند ذاتاً مصون است. آیا تاریخ، بهویژه تاریخِ پُر از خشونتِ ما، چیزی یادشان نداده؟
Husayn Parvarde
عجب سالی بود امسال. کاش زودتر تمام میشد. خیلی عصبیام میکند.
Husayn Parvarde
در باب تحریم: مرغها را با نان کپکزده تغذیه میکنند؛ یک جور آنتیبیوتیک طبیعی است، چون دیگر آنتیبیوتیکی باقی نمانده که بهشان بدهند. شاید این همان روشی است که سگها از خودشان محافظت میکنند. فاسدترین چیزها را میخورند ــ همه مُرده و کپکزده.
جواد
مهستی میگوید آینده از آنِ بچههای نسل جدید است، نسلی که وجدان زیستمحیطی دارد. پرسیدم: «فکر میکنی اینها فاسد نمیشوند؟ مردم وقتی به قدرت برسند فاسد میشوند.»
جواب داد: «بههرحال، حداقل چندتا چیزِ خوب از صافیشان رد میشود، آنقدر که آدم بتواند امید داشته باشد.»
Call_Me_Mahi
فهمیدهام که اخبار رادیو اتریش خیلی همدلانه است، حقیقتاً در نظر میگیرد که اینجا مردم دارند زندگی میکنند.
ali_salehi_82
مِی میگوید همهاش مسئلهٔ هویت است. آدم، وقتی در وطن است، لازم نیست خودش را مدام اثبات کند.
ali_salehi_82
خیلی افسردهام. در کثافتی غرق هستیم و همهچیز خیلی غمگین است. کلی آدم باید بمیرند، آن هم برای چه؟
Husayn Parvarde
جنگ هیچچیزِ خوبی ندارد.
Husayn Parvarde
متخصصان زنانوزایمان دستکشهای یکبارمصرفشان را چندبار استفاده میکنند و فقط در دتول خیسشان میکنند. سُرنگها هم همینطور. داروهای بیهوشیای که استفاده میشود هدیهٔ کشورهای مختلف است و مارکهای متفاوتی دارد، و هیچکس نمیداند قدرت هر کدام چهقدر است و چه مقدار لازم است که به بیمار بدهند ــ یک خانمی، بعد از سزارین، پانزده ساعت طول کشیده به هوش بیاید
جواد
پرسیدم: «چند درصدشان زن هستند؟ آیا تعدادشان از مردها بیشتر است؟»
گفت: «خیلی بیشتر. در این وضعیتی که هیچچیزی وجود ندارد، تمام مسئولیت ادارهٔ خانه و بچهها روی دوش زنهاست، درحالیکه مردها یا غیبشان میزند یا میگیرند تو خانه میخوابند.»
جواد
انگار مدام در جستوجوی هویت خودم بودهام، از طریق اجازهٔ اقامت، ویزاها، یا با تلاشی دائم برای اثبات اینکه من یک آدم معمولی پایبند قانونم.
Maru
تاکنون بیست و هفتهزار حملهٔ هوایی به ما شده. آیا دنیا دیوانه است؟ یعنی نمیفهمند دارند چه میکنند؟ به نظر من بوش جنایتکار است. این کشور کاملاً ویران شده. چه کسی به امریکاییها مجوز داده که هر وقت دلشان خواست ما را بمباران کنند؟ میتوانم درک کنم که چرا کویت دارد این کار را با ما میکند، اما بقیهٔ دنیا را نه. چرا اینقدر از ما متنفرند؟
ali_salehi_82
درست است که قلب ضعیفی داشت و دیروز نُه طبقه را بالا دوید که خرابی ساختمانمان را بررسی کند، اما در واقع از غصه مُرد. نمیفهمید چرا دنیا میخواهد ما را ویران کند، مردم ما را، شهرمان را و همهٔ آنچه را در پنجاه سال اخیر ساختهایم. دیروز همهاش از مامان میپرسید: «چرا با ما این کار را میکنند؟»
ali_salehi_82
من میتوانم بفهمم که کویتیها از ما متنفر باشند، ولی ما چه بدیای به تو کردهایم جرج بوش، که اینقدر از ما متنفری؟ صدایت پُر از کینه است. آیا برای این است که جلوِ امریکا ایستادیم و نه گفتیم؟
ali_salehi_82
بوش میگوید ما برای صلح میجنگیم. چه مزخرفی! چه صلح ویرانگری است! برای یک نظم نوین جهانی دیگر؟ من به این میگویم بینظمی.
ali_salehi_82
دوباره شروع کردهاند به زدن پلها. ظاهراً پل جمهوریت درحالحاضر سه تکه شده. صنایع بیشمار، کارخانههای منسوجات، آسیابهای آرد و کارخانههای سیمان را دارند میزنند. منظورشان چیست که میگویند فقط اهداف نظامی را میزنند؟ اینها سازههای نظامی نیستند. همینطور وقتی میگویند که ما هرگز هدفمان را اشتباه نمیزنیم... چه کسی ما را از دست این گردنکلفتها نجات میدهد؟ شاید میخواهند ما را نابود کنند تا برای مردمشان شغلهای بیشتری تولید کنند! بازسازی و تسلیحات تازهٔ نظامی میتواند تا سالها، از نظر اقتصادی، سر پا نگهشان دارد.
ali_salehi_82
خیلی مقتدرانه بهاش گفتم جنگ نمیشود.
گفت: «کاش میتوانستم حرفت را باور کنم.»
نمیدانم چرا آنقدر مطمئن بودم که جنگی در کار نخواهد بود. خوشبینیام سبب شده بود دوستان و خانوادهام، برای اطمینانخاطر، تا روز آخر به من زنگ بزنند. خیلی ساده است، شاید باورم نمیشد که رهبران در این دورهوزمانه آنقدر بچگانه یا صرفاً احمقانه فکر کنند جنگ میتواند مشکلی را حل کند. غرایز تخریبکنندهٔ بشر و برنامهٔ نیروهایی را که علیه ما متحد شده بودند دستکم گرفته بودم.
کاربر ۳۰۹۳۹۰۷
من میخواهم هر جایی که مُردم همان جا دفن شوم. موقتاً از غرب، به علت اینکه وادارمان میکند بیشتر از چیزی که تا حالا کشیدهایم رنج ببریم، بدم میآید و برای همین خودم و سفرهایم را محدود به شرق خواهم کرد. نه که حالا غرب دارد خودش را برایم میکُشد. یک جور تحریمِ خودتحمیل است، یک ژست کوچک.
ali_salehi_82
خوشحالم که معلوم شد بمبگذاری اوکلاهما کارِ خود امریکاییهاست، گرچه بیبیسی مرتب دارد میگوید شبیه بمبگذاری نیویورک بوده. دست برنمیدارند، نه؟ اگر هم نتوانند تماموکمال بیندازند گردنِ ما، همیشه در هر کار بد یا شری، پای یک عرب یا مسلمان را وسط میکشند.
کاربر ۲۵۷۹۶۱۷
حجم
۲۶۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۷۴ صفحه
حجم
۲۶۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۲۷۴ صفحه
قیمت:
۱۶۳,۰۰۰
تومان