جملات زیبای کتاب مرثیه برای پدرم | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرثیه برای پدرمsubscriptionAvailable

کتاب مرثیه برای پدرم

گزیده‌ی اشعار

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۱۰ رأی)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۳۲
حس می‌کنیم برای همیشه زنده خواهیم بود اگرچه می‌دانیم که خواهیم مُرد.
Mohammad
۱۵
نمی‌خواستم هیچ جز تو را اما نه به این شکل توی قدیمی را می‌خواستم
Mohammad
۱۳
چه بر سرم آورده بودی؟ در سکوت خانه راه می‌رفتم صدایت می‌زدم برگردی پاسخی نمی‌دادی بر صندلی می‌نشستم و زل می‌زدم به اتاق دیوارها برهنه بود و آینه در غیابت هیچ
شعبده‌باز واژگان
۴
چرا باید سوار قطار می‌شدم وقتی جایی برای رفتن نیست
شعبده‌باز واژگان
۴
چیزی نمی‌خواستم هیچ جز تو را اما نه به این شکل توی قدیمی را می‌خواستم
یك رهگذر
۲
از خاک بلند شو بلند شو از خاک نمی‌بینی که بر تو مویه می‌کنند؟
یك رهگذر
۲
گونه‌هایم را به شیشه می‌چسباندم چیزی نمی‌خواستم هیچ جز تو را اما نه به این شکل توی قدیمی را می‌خواستم بسیار اندوهگین بودم و آواز می‌خواندم طوری که همسایگان مویه می‌کردند
یك رهگذر
۱
تو دورتر از ستاره‌ها دورتر از بارانِ نور زیر تلّی از سنگ خوابیده‌ای هیچ نشانه‌ای برجای نیست که بازگردی
یك رهگذر
۱
چه بر سرم آورده بودی؟ در سکوت خانه راه می‌رفتم صدایت می‌زدم برگردی پاسخی نمی‌دادی