سعی کرد خودش را در کنگره مجسم کند، در حال ریشه کردن میان زبالههای آن خوکدانی باورنکردنی با آن پیشانیهای کوتاه و خوکمانند که گاهی عکس فوتوگراورشدهشان را در روزنامههای یکشنبه میدید، آن پرولترهای باشکوه که با وقار و طمأنینه در مورد ایدههای بچهدبیرستانی برای ملت ورّاجی میکردند! مردانی کوچک با آرزوهای بزرگ و برگرفته از کتابهای کپیشده، مردانی که با میانمایگی قصد کرده بودند از میانمایگی سر بیرون بیاورند و وارد بهشت بیدرخشش و غیررمانتیک دولتی مردمی بشوند ــ و بهترینها، ده دوازده مرد باهوش در بالا، خودبین و بدبین، به همین بسنده کرده بودند که این گروه همسرایان پاپیون سفید و یقه دکمهدار را حین خواندن سرود ناساز و حیرتانگیزشان رهبری کنند،