جملات زیبای کتاب مرشد و مارگاریتا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرشد و مارگاریتا

کتاب مرشد و مارگاریتا

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۸۸ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
-Dny.͜.
۶۴
بهت قول می‌دهم، قول می‌دهم همه‌چیز درست می‌شود.
محمد
۲۷
ولی چه می‌شود کرد، هرکه عاشق است، باید در تقدیر معشوقش هم سهیم باشد.
محمد
۱۸
ترس بزرگ‌ترین نقص و گناه آدمیزاد است.
محمد
۱۱
با قلبی آرام خود را به دستان مرگ می‌سپارد و می‌داند که تنها در نبود است که آرامش است.
Afshin
۹
آره، همان‌طوری. همه‌چیز تمام شد و همه‌چیز تمام می‌شود یک‌روز...
Afshin
۶
بله، موج اندوه تنوره کشید، مدتی کوتاه در هوا ماند و بعد هم اندک‌اندک عقب نشست. یکی از حاضران برگشت سر میزش و اول یواشکی و بعدش علنی کمی ودکا بالا انداخت و چند لقمه‌ای هم خورد. آخر چه‌طور می‌شود از رولت مرغ گذشت؟! یعنی بگذاریم همین‌جوری هدر برود؟ خوب، آن‌وقت چه کمکی به بیرلی‌ئوزمان کرده‌ایم مثلاً؟ ما گرسنه بمانیم کمکی می‌شود به ایشان؟ اما آخر ما که هنوز زنده‌ایم!
یاسمن
۵
بلدبودن نمی‌خواهد که! همین که بخواهی مثل آدم زندگی کنی، کافی است.
Astiyaxh
۴
حاکم لبخند زد و با تعجب گفت: ـ خدا به‌دور! جایی ناامن‌تر از اینجا برای من روی زمین وجود ندارد. دربارۀ آب‌وهواش هم که دیگر بهتر است چیزی نگوییم! هروقت قرار است بیایم اینجا ناخوش می‌شوم. تازه، این نصف گرفتاریهاست... این عیدهای مدام اینجا و سحر و جادو و شعبده و گلّه‌گلّه زائرهایی که می‌آیند و می‌روند را درز می‌گیریم... یک مشت متعصب و متحجرند فقط! مثلاً همین منجی و مسیحی که مردم منتظرند امسال ظهور کند، چه‌قدر داستان درست کرد! هرلحظه قرار است یک خونی ریخته بشود. تمام مدت هم هی قشون بکش و بیاور و ببر و هی شکایت و شکایت‌کشی‌هایی را بخوان که نصفشان راجع به خود من است! قبول کنید که مسخره‌ست. آخ اگر خدمتگزار امپراتور نبودم آن‌وقت!...
یاسمن
۳
تنها چیزی که گفت این بود که ترس بزرگ‌ترین نقص و گناه آدمیزاد است.
یاسمن
۱
یعنی حاکم این‌قدر از اورشلیم بیزارند؟ حاکم لبخند زد و با تعجب گفت: ـ خدا به‌دور! جایی ناامن‌تر از اینجا برای من روی زمین وجود ندارد. دربارۀ آب‌وهواش هم که دیگر بهتر است چیزی نگوییم! هروقت قرار است بیایم اینجا ناخوش می‌شوم. تازه، این نصف گرفتاریهاست... این عیدهای مدام اینجا و سحر و جادو و شعبده و گلّه‌گلّه زائرهایی که می‌آیند و می‌روند را درز می‌گیریم... یک مشت متعصب و متحجرند فقط! مثلاً همین منجی و مسیحی که مردم منتظرند امسال ظهور کند، چه‌قدر داستان درست کرد! هرلحظه قرار است یک خونی ریخته بشود. تمام مدت هم هی قشون بکش و بیاور و ببر و هی شکایت و شکایت‌کشی‌هایی را بخوان که نصفشان راجع به خود من است! قبول کنید که مسخره‌ست. آخ اگر خدمتگزار امپراتور نبودم آن‌وقت!...
آرمان
۱
بی‌تردید قبول دارید که فقط‌وفقط همانی که زندگی مرا به مویی آویخته می‌تواند مو را پاره کند؟
mim.oudi
۰
دوزخ تیرهای سرش شعله می‌کشید و چون می‌ترسید سرش را تکان دهد، به‌نظر می‌آمد سنگ شده است.
adish
۰
ترس بزرگ‌ترین نقص و گناه آدمیزاد است.
یاسمن
۰
ـ انجامش بدهید، چون اصل همیشه عمل است نه حرف.