جملات زیبای کتاب عشق | طاقچه
تصویر جلد کتاب عشق

بریده‌هایی از کتاب عشق

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۱۷ رأی
۳٫۸
(۱۷)
همیشه این جریان‌های اجتماعی با یک هدف بی‌ارزش هدایت می‌شوند. دوست دارم تنها باشم و فکر کنم، فکر کنم، فکر کنم... اما جشنی برپاست توپ و تفنگ و تانک، یک ارتش در برابر مردان روی پشت‌بام. درست مثل روسیه شده‌ایم. این بازی برنده‌ای ندارد.
misbeliever
اگر زندگی به تو روی خوش نشان نداد به نوشتن پناه ببر.
Mohammad
او با من کاری کرد که، فکر کنم بی‌مصرف هستم.
Rad
عشق تمام چیز هایی است که می‌گفتیم نیست.
Mohammad
وقتی که رفتی همه‌چیز را با خودت بردی. شب‌ها، غم مرا به زانو درمی‌آورد. تو دیگر تکرار نمی‌شوی. غم گریبانم را می‌چسبد و دیگر برایم مهم نیست چه می‌شود.
یك رهگذر
عشق شاید کوهستانی بنفش است
(:Ne´gar:)
چاقو را در خاطر دارم وقتی با آن، گلوی گل رز را خراشیدی و خون جاری شد. افسوس که رفتارت با عشق نیز ‌چنین بود.
MMD
اما چطور می‌توانم عشق را پیدا کنم وقتی که همه‌ی ما در زمان و مکان متفاوتی به دنیا آمده‌ایم و فقط توسط تاریخ باهم آشنا شده‌ایم؟
محمدرضا
زنان زیادی را دیده‌ام در کنسرت‌های راک، جشنواره‌های موسیقی، در میان اعتراضات، در عروسی‌ها، در مراسم عزا، در جلسات شعرخوانی، در کلاس‌های اسپانیایی و خیلی جاهای دیگر. من اما همیشه سعی می‌کنم با ماشین تحریرم زندگی کنم.
Mohammad
اما چطور می‌توانم عشق را پیدا کنم وقتی که همه‌ی ما در زمان و مکان متفاوتی به دنیا آمده‌ایم و فقط توسط تاریخ باهم آشنا شده‌ایم؟ آیا عشق، که هرگز آن را ندیده‌ام کمتر از خودخواهی‌ست؟
Raya
این هم سبک ماست که زندگی را نادیده بگیریم درست در لحظاتی که می‌خواهد اتفاقی خاصی رخ دهد
farnaz Puresmaili
آری عشق جایی بین اولین درخت سیب و فاضلاب گیر کرده است.
pejman
باشکوه‌ترین حس درباره‌ی زیبایی، این است که بفهمی دیگر وجود ندارد.
farnaz Puresmaili
عشق یعنی ماشین قدیمی مخصوصاً وقتی ماشین کارکرده می‌خری وقتی که باید همه‌جایش را بررسی کنی و یاد بگیری چطور از پسش بر بیایی. ماشین قدیمی باعث می‌شود در همه‌چیز خبره شوی و بفهمی چه زمانی وقت فروشش رسیده است. درست مثل زندگی کردن با کسی که دوستش داری می‌فهمی شجاعت کی معنا پیدا می‌کند.
(:Ne´gar:)
بقیه‌ی مردم به دنبال هوای خوب، خوش‌شانسی و آرزوهای خوب هستند برای من اما زندگی معمولی بدون هیچ دردسری کافی‌ست.
محمدرضا
آنها به من فرصت، امید و احساس می‌دادند در جایی که نه فرصت، نه امید و نه احساس وجود نداشت من این‌طور مطالعه می‌کردم.
farnaz Puresmaili
شب‌ها، غم مرا به زانو درمی‌آورد. تو دیگر تکرار نمی‌شوی. غم گریبانم را می‌چسبد و دیگر برایم مهم نیست چه می‌شود.
Raya
روزهایی هستند که زندگی متوقف می‌شود و همانند یک قطار روی ریل منتظر می‌مانی.
مهدیس 🌙
او می‌دانست که چه وقت باید مرا ترک کند و در دانشگاه او دکترای تنهایی گرفتم.
محمدرضا
دوست دارم بداند که در میان همه‌ی جرّ و بحث‌هایمان همیشه دوستش داشتم و جمله‌ای که همیشه گفتنش برایم سخت بود را حالا بلند می‌گویم: دوستت دارم.
معصومه کاووسی
ما مثل گاوباز بیچاره‌ای که بین شاخ‌های گاومیش گیر کرده این‌سو و آن‌سو پرت می‌شویم.
سیدآرمین عقیلی
نامه‌ای از یک پرستار دریافت کردم می‌گوید: بیشتر درباره‌ی عشق بنویس من اما نمی‌نویسم من حتی خودم را هم نمی‌فهمم چه برسد به عشق!
سیدآرمین عقیلی
و من همیشه آن احمقی بودم که فکر می‌کردم معشوقم از من بهتر است.
آترین🍃
اگر یک روز عصر مرا دیدی که دارم به سمت خورشید می‌رانم مطمئن باش می‌خواهم از این زندگی دیوانه‌وار فرار کنم.
پویا پانا
انگار همه‌ی دنیا را به من داده‌اند. ما دیگر از دنیا چیزی نمی‌خواهیم
پویا پانا
در قلب هر انسان، یک جای خالی وجود دارد که هرگز پُر نمی‌شود. جایی که حتی در بهترین لحظات زندگی نیز پُر نمی‌شود. همه‌ی ما خیلی خوب آن را می‌شناسیم. در قلب هر انسان یک جای خالی وجود دارد که هرگز پُر نمی‌شود. و ما برای پُر شدنش منتظر می‌مانیم و می‌مانیم.
محمدرضا
جِین، تو کشته شدی چون خیلی می‌دانستی!
muwbina
باشکوه‌ترین حس درباره‌ی زیبایی، این است که بفهمی دیگر وجود ندارد.
یك رهگذر
عشق اگر مثل یک طاق پارچه یا حتی پر از معنی و مفهوم باشد باز هم کار نمی‌کند، نمی‌تواند.
پویا پانا
با عقاید مردم کاری ندارم و خودم دلیل زیستن و مردنم را پیدا کرده‌ام.
Rad

حجم

۱۱۵٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۹۹ صفحه

حجم

۱۱۵٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۹۹ صفحه

قیمت:
۲۲,۵۰۰
تومان