اینک... کازیلینا
که درهای شهر روسلینی
مغمومانه به آن باز میشود...
اینک منظرهٔ حماسی نئورئالیستی
سیمهای تلگراف
سنگفرش و درختان کاج و دیوارهای رو به ویرانی
انبوه جمعیتِ خیالگونه که در روزمرگی گم شدهاند
صُوَر محزونِ اشغال نازیان...
گریهٔ مانیانی که اکنون نمادین شده
زیر طُرههای موی سراسر آشفتهاش
در نماهای پان دلگیر طنین میافکند
و مفهوم تراژدی در نگاه خیرهٔ زنده و خاموشش متبلور میشود.
اکنون زمان حال دیزالو میشود
قطع میشود