
کتاب کمدی الهی (بهشت)
جلد سوم
انتشارات:
كارگاه فيلم و گرافيگ سپاس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mina1374
۳
"بیرون نرو، به درون خویش وارد شو."
skstyles
۲
از آنجا که بهشت زیر پای مادران است، ترجمهٔ کمدی الهی را در این دفتر پیشکش می کنم به مادر بسیار مهربانم که محبتش بیکران است.
کاوه میرعباسی
مهرنوش
۲
هرگز اجازه نداد دلتنگی سد راه اعتقادهای اخلاقی راسخ، سرسخت و مطلقش بشود.
bookwormnoushin
۱
ـ مینِروا: ایزدبانوی فرزانگی؛ آپولو: ایزد شعر والا؛ «خرسها»: مجمعالکواکب دُب اکبر و دٌب اصغر، که ستارهٔ قطبی (اصلیترین راهنمای دریانوردان) جزو اختران آن است. نُه الههٔ الهام دختران منوموسین، ایزدبانوی ادبیات و هنرها، هستند.
bookwormnoushin
۱
میدانی چه کرد به دستِ هفت شهریار،: ۴۰
از ربودن سابینها گرفته تا ماتمِ لوکرتسیا،
برای تصرف اقلیمهای مجاور. (۱۰)
میدانی چه کرد، افراشته بر دوش رومیانِ دلیر،: ۴۳
علیه بِرِنوس، علیه پیروس، علیه امیرنشینها و
جمهوریهای دیگر؛
bookwormnoushin
۰
ای خجستهزاد که رحمت مجاز داشت: ۱۱۵
نظاره کنی سریرهای ظفرمندی ابدی را
ترک نکرده هنوز کسوت جنگاوری، (۱۴)
برافروختهایم جملگی از نوری که گسترانده دامان: ۱۱۸
bookwormnoushin
۰
سراسر ملکوت؛ زین رو، اگر مایلی مُنوّر شوی
از ما، بنوش بیپروا و فرونشان عطش."
چنین گفت مرا یکی از آن مقدسارواح، و ترغیبم کرد: ۱۲۱
bookwormnoushin
۰
بین کرانههای ناسازگار، پیش میرود چنان دور: ۸۵
خلافِ مسیرِ خورشید که نصفالنهارِ یک سمت
میشود افقِ سمت دیگر.
بودم از ساحلنشینان آن دره بین اِبرو و: ۸۸
ماگرا، که در قسمتی کوتاه جدا میکند
توسکان را از جِنُو
bookwormnoushin
۰
«نور متعال که حقیقت است فینفسه»: "آن نور حقیقی بود که هر انسان را منور میگرداند و در جهان آمدنی بود." (انجیل یوحنا، باب اول ـ ۹)؛ "زیرا که نزد تو چشمهٔ حیات است و در نور تو نور را خواهیم دید.
bookwormnoushin
۰
سه قلمروِ متعلق به عالم دیگر که در کمدی الهی بازنمایی شدهاند، برزخ بدیعترین آفرینش دانته است. دوزخ و بهشت از قبل مکانهایی بودند برخوردار از جایگاهی استوار و مستقر در تخیل قرون وسطایی. هر کدام از آنها، در اثر رشتهای خصوصیاتِ استانداردِ مکانشناسانه و شمایلنگارانهٔ انباشتهشده طی سدههای بسیار سنتِ پاتریستی (آبایی؛ مربوط به نخستین پدران کلیسا)، فوراً برای همگان، از شاهزاده گرفته تا گدا، قابل شناخت بودند.
bookwormnoushin
۰
مسافرانِ برزخ مدت اقامتشان را بر مبنای همان واحدهایی میسنجند که زندگان هستیشان را: واحدهای تعریفشده به واسطهٔ چرخش روزانه و سالانهٔ ستارهها و سیارهها. در نتیجه، اشارههای اخترشناسانه در روایت دانته از صعود مارپیچش چنان وافرند که هیچ کجای دیگر کمدی الهی چنین پرشمار نمییابیمشان. بعضیهایشان کاملاً نمادیناند، نظیر مجمعالکواکبی که در سرودهای یکم، ۲۳ ـ ۲۴، و هشتم، ۸۹ ـ ۹۰ پدیدار میشوند و نمایانگر فضایل چهارگانه و سهگانهٔ مسیحی هستند. اما عملکردِ بخش اعظمشان به عنوان نشانگرهای گذر زمان است.
miss blue
۰
نافذ است در کل کائنات و تابان است فروغش
جایی بیش و جایی کم
mina1374
۰
محبتِ سوزان و امیدِ شوقانگیز را
که غلبه میکنند بر ارادهٔ الهی؛ (۹)
نه آنچنان که مغلوب میکند انسان را انسانی دیگر،: ۹۷
دلارا
۰
۲ ـ اینجا، اشاره به حکایت نارسیسوس در اسطورهشناسی یونانی است: او، که بیاندازه زیبا بود، هنگامی که برای نخستین بار تصویر خویش را در آب جویبار دید مجذوب و مفتونش شد (اصطلاح «نارسیسیسم» (خودشیفتگی) از نام او گرفته شده).