من یه امریکایی بودم و بدجوری هم بهش افتخار میکردم. این شهر بزرگ، این پیادهروهای مقتدر و ساختمونهای مغرور، اینها صدای امریکای من بودن. ما امریکاییها از ماسه و کاکتوس یه امپراتوری تراشیده بودیم. ملت کامیلا هم شانسش رو داشتن، ولی شکست خورده بودن. ما امریکاییها از پسش براومده بودیم. خداروشکر به خاطر کشورم. خداروشکر که من یه امریکایی به دنیا اومده بودم.