
راضیه
۶۴
آرزو دارم
در روزگار دیگری
دوستت میداشتم.
روزگاری،
مهربانتر
شاعرانهتر
روزگاری
که شمیم کتاب
شمیم یاسمن
و شمیم آزادی را
بیشتر حس میکرد.
MiM
۲۸
نمیتوانم
زنده بمانم
بیهوایی که نفس میکشی
بیکتابی که میخوانی
بیقهوهای که مینوشی
بیآهنگی که میشنوی.
Arezuwishi
۱۷
اگر
میدانستم که عشق خطر دارد
دل نمیدادم.
اگر
میدانستم که دریا عمیق است
دل نمیزدم.
و اگر
پایان را میدانستم
آغاز نمیکردم.
منکسر
۱۶
عشق
این است
که مردم
ما را با هم اشتباه بگیرند
وقتی
تلفن با تو کار دارد
من پاسخ بگویم.
و اگر دوستان
به شام دعوتم کنند
تو بروی.
وقتی هم
شعر عاشقانه جدیدی
از من بخوانند
تو را سپاس بگویند.
Mary gholami
۱۵
احساس در پوستمان مرده است
جانهایمان
از پوچی
مینالند.
روزهایمان
نرد است
شطرنج است
و خمیازه.
آیا ما
بهترین قومیم
که بر مردمان مبعوث شدیم؟
goli
۱۱
همه چیزهایی که در جنگ شکست برمیدارد، قابل جبران است: هواپیماها، تانکها، رادارها و خودروهای نفربر، تنها دلشکسته است که ترمیم نمیپذیرد و به هم پیوستن آن ممکن نیست.
mim_ti
۱۰
- اجازه دهید در باره جایزه نوبل هم صحبت کنیم. آیا شده است مثلا فکر کنید که یک روز صبح با صدای تلفن از خواب برخیزید و ببینید که آکادمی سوئد از آن طرف خط به شما بگوید: مبارک باشد، جایزه نوبل را به شما دادهاند؟
- برادر من! داستان جایزه نوبل را از مغزتان بیرون کنید. من که اصلا به این جایزه فکر نمیکنم. برای اینکه این جایزه یک رشوه سیاسی است.
سیما
۱۰
ای یار
من فکر نکردهام
و کسی که عاشق شد
فکر نمیکند.
s.h
۱۰
آرزو میکردم
که تو از آنِ من بودی
در روزگاری که بر گل ستم نبود
بر شعر
بر نی
و بر لطافت زنان.
اما
افسوس
دیر رسیدهایم
ما گل عشق را میکاویم
در روزگاری
که عشق را نمیشناسد.
منکسر
۱۰
بانوی من!
آرزو دارم
در روزگار دیگری
دوستت میداشتم.
روزگاری،
مهربانتر
شاعرانهتر
روزگاری
که شمیم کتاب
شمیم یاسمن
و شمیم آزادی را
بیشتر حس میکرد.
Arezuwishi
۶
اگر توان داری
از این دریا
بیرونم بِکش
که من
شنا نمیدانم
و موج آبی چشمانت
به ژرفایم میکشاند
من
در عشق
نازمودهام
و بیقایق
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۵
اگر از فلسطین غمگین
برای ما
ستارهای یا پرتقالی میآوردند.
اگر از کرانه غزّه
سنگریزهای یا صدفی
اگر در بیست و پنج سال
زیتون بنی را آزاد کرده بودند
یا لیمویی را باز گردانده بودند
و رسوایی تاریخ را میزدودند
من
قاتلان تو را سپاس میگفتم.
خیر کثیر
۵
آرزو دارم
در روزگار دیگری
دوستت میداشتم.
روزگاری،
مهربانتر
شاعرانهتر
روزگاری
که شمیم کتاب
شمیم یاسمن
و شمیم آزادی را
بیشتر حس میکرد.
کاربر حسن ملائی شاعر
۵
وقتی که تو را دوست میدارم
بارانی سبز میبارم
بارانی آبی
بارانی سرخ
بارانی از همه رنگ.
از مژگانم گندم میروید
انگور
انجیر
ریحان و لیمو.
کاربر حسن ملائی شاعر
۵
وقتی که تو را دوست میدارم
ماه از من طلوع میکند
MiM
۴
دوستت دارم
و نگرانم
روزی بگذرد
که تو
تن زندگیام را نلرزانی
و در شعر من
انقلابی برپا نکنی
و واژگانم را
به آتش نکشی.
MiM
۴
چشمانش
شفّافتر از آب خلیج.
سیما
۴
اگر با تو بنشینم
ـ دقایقی حتی ـ
ترکیب خونم دیگرگون میشود.
کتابها
به پرواز درمیآیند
تابلوها
گلدانها
ملحفهها
و توازن زمین
بههم میخورد.
mohamad mirmohamadi
۴
اگر
میدانستم که دریا عمیق است
دل نمیزدم.
و اگر
پایان را میدانستم
آغاز نمیکردم.
مَریچه
۴
آرزو میکردم
که دوستت میداشتم
در روزگاری که شمع
حاکم بود
و هیزم
و بادبزنهای ساخت اسپانیا
و نامههای نوشته با پر
و پیراهنهای تافته رنگارنگ.
نه در روزگار
موسیقی دیسکو
و ماشینهای فِراری
و شلوارهای جین چلتکه.
lucifer
۴
تو را در روزگاری دوست دارم که عشق را نمیشناسد
آیدا
۳
بانوی من!
آرزو دارم
در روزگار دیگری
دوستت میداشتم.
روزگاری،
مهربانتر
شاعرانهتر
روزگاری
که شمیم کتاب
شمیم یاسمن
و شمیم آزادی را
بیشتر حس میکرد.
سیما
۳
همه چیزهایی که در جنگ شکست برمیدارد، قابل جبران است: هواپیماها، تانکها، رادارها و خودروهای نفربر، تنها دلشکسته است که ترمیم نمیپذیرد و به هم پیوستن آن ممکن نیست.
Mary gholami
۳
نفت ریخته در صحرایمان
میتوانست
خنجری از آتش و شعله شود
اما
با بوق و کرنا
پیروزی
به دست نمیآید.
کاربر۰۰۰۰۰۰
۳
ای که قامتت
از بادبان بالاتر
و فضای چشمانت
گستردهتر از آزادی است
تو زیباتری
از کتابهای نوشته و نانوشته من
و سرودههای
آمده و نیامدهام.
خیر کثیر
۳
پس
هوای بیرون را
کار نداشته باش
که تابستان حقیقی
در درون ما پنهان است.
فاطمه
۳
همه چیزهایی که در جنگ شکست برمیدارد، قابل جبران است: هواپیماها، تانکها، رادارها و خودروهای نفربر، تنها دلشکسته است که ترمیم نمیپذیرد و به هم پیوستن آن ممکن نیست.
آزادی
۳
ماه را میبینم
در خانهام
پابرهنه راه میرود.
آزادی
۳
تو را در روزگاری دوست دارم که عشق را نمیشناسد
Arezuwishi
۲
همه چیزهایی که در جنگ شکست برمیدارد، قابل جبران است: هواپیماها، تانکها، رادارها و خودروهای نفربر، تنها دلشکسته است که ترمیم نمیپذیرد و به هم پیوستن آن ممکن نیست.