جملات زیبای کتاب یه میخ به دیوار بکوب | طاقچه
تصویر جلد کتاب یه میخ به دیوار بکوبsubscriptionAvailable

کتاب یه میخ به دیوار بکوب

مجموعه شعر

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۳۳
بدبختی مردم دست‌به‌دست می‌گرده و مث لایه‌های ماسه به ساحل اضافه می‌شه پس هر چی زودتر جُل‌وپلاستو جمع کن و هیچ‌وقت صاحب اولاد نشو.
Mohammad
۲۷
سالی که گذشت مُرده است، از نو آغاز کن، از نو، از نو.
Mohammad
۲۵
این است نخستین چیزی که فهمیدم: زمان، پژواکِ تبری‌ست درون بیشه‌ای
masoome
۲
سالی که گذشت مُرده است، از نو آغاز کن، از نو، از نو.
negar
۱
پرده را کنار می‌زنم ابرهای گذرا را می‌بینم. چه غریب است برای دل که سرد و بی‌عشق باشد چون این‌ها.
negar
۱
چه کسی توان رویارویی با اندوهِ آنیِ تنهایی را دارد؟ یا نظارهٔ فزونیِ غم را از پس ذهنِ این گیاهِ بارور، این پوچی احمقانه؟
masoome
۱
این است نخستین چیزی که فهمیدم: زمان، پژواکِ تبری‌ست درون بیشه‌ای
amirkarimifar
۱
درختان برگ می‌دهند انگار چیزی گفته شود و جوانه‌های نوشکفته آرام دامن می‌گسترانند در سرسبزی‌شان اندوهی نهفته است.
negar
۰
خانه بس غمگین است. رهاشده برجای می‌مانَد، در هیئتِ آرامش واپسین کس که می‌رود؛ گویی که بازَش خواهد یافت. اما عاری از کسی که مایهٔ خشنودی‌اش شود می‌پژمُرَد بی‌داشتنِ دلی که بر این تاراج چشم پوشد و دیگربار به نقطهٔ آغاز بازگردد، تصویرِ شادِ چیزها آن‌گونه که باید باشند، جملگی دورافتاده. می‌توان دید چه‌سان بوده است: نگاه کن به عکس‌ها و کاردوچنگال‌ها. نُت‌های روی چهارپایهٔ پیانو. آن گلدان.
masoome
۰
شاید عشق تنها در رؤیاست که می‌زید آن‌گاه که همدیگر را بیش از انگشتانِ یک دست ندیده‌ایم.
masoome
۰
نه، هرگز نیافته‌ام جایی را که بتوانم گفت این سرزمینِ راستین من است باید این‌جا بمانم